:دانلود فایل متن کامل پایان نامه در سایت

sabzfile.com

2  نظریه های ارتباط:

1-6-3-2  نظریه دیالکتیک رابطه[1]:

دیالکتیک رابطه  ای بیان می دارد که زندگی رابطه ای همواره در یک فرآیند قرار دارد افراد درگیر در روابط پیوسته نیروهای جلو و عقب ناشی از نیازها و تمایلات متضاد را احساس می کند در این نظریه بیان می شود که چگونه افراد مایلند استقلال و در عین حال ارتباط داشته و آزاد باشند و در عین حال محافظت شوند تازه و در عین حال قابل پیش بینی باشند . اساسا افرادی که  در یک رابطه برقراری ارتباط می کنند ،تلاش دارند این تمایلات در تعارض با یکدیگر را با هم آشتی دهند اما هرگز نیاز خود به هر دو عامل در تضاد را از قلم نمی اندازند .(باکستر ،2004).

 

2-6-3-2  نظریه تبادل اجتماعی[2]

در نظریه تبادل اجتماعی فرض می شود که منافع شخصی لزوما چیز بدی نیست و درواقع می تواند رابطه را تقویت نماید . در این نظریه بیان می شود که نیروی اصلی در روابط بین فردی ، برآوردن منافع شخصی هر دو طرف است . در رویکرد تبادل اجتماعی ،تبادلات بین فردی با تبادلات اقتصادی قیاس شده اند که در آنها افراد هنگامی راضی هستند که بازگشتی منصفانه را از هزینه های خود به دست آورند (لالر و تای 1999). پارسونز(1991) ،توجه به الگوی نقش ها ، دونقش متفاوت را در خانواده مطرح می کند.به نظر او نقش مرد دادن پایگاه اجتماعی به خانواده از طریق شغل و ایجاد و امنیت برای خانواده از طریق درآمد شغلی اوست و نقش زن ایجاد و حفظ روابط عاطفی در درون خانواده است .

پارسونز در نظریه ی تفکیک نقش ها با این تصور که اشتغال زنان ، نظام خانواده را در معرض خطر قرار می دهد اشتغال زنان را نکوهش می کند به اعتقاد وی تغییر در فرصت های شغلی و ایجاد برابری با مردان موجب از هم پاشده شدن ساخت خانواده می شود و کارکرد خانواده را برهم می زند .

وایلی[3]( 2000) براین باور است که همسران مجموعه ای  از الگوهای ارتباطی را میان خود برقرار می کند و رفتارهای مشکل آفرین ، صرفا اجرا ی همان الگو ها هستند. الگوهای ارتباطی مورد نظر وایل عباتنداز انزوا گزینی متقابل ، سرزنش متقابل و توقع / انزوا گزینی .طی سالها پژوهش در زمینه ارتباط میان فردی الگوهای متعددی ارائه شده اند که نشانگر ماهیت و شیوه کار ارتباطات است .(رئیسی پور،1391).

 

3-6-3-2  نظریه ستیر[4] :

رویکرد ستیر یک رویکرد ارتباطی است .او به زوج ها کمک می کند تا، با استفاده از برنامه های رفتاری ویژه به کاهش اختلافات و تعارضات زناشویی خود بپردازند .(بنمن ،2008؛به نقل از سودانی و همکاران ،1392). ستیر به بهترین نحو موضوع ارتباط را در خانواده مطرح می کند . ستیر ، رابطه را بزرگترین عاملی می داند که نوع رفتار انسان را با دیگران و حوادثی را که در جهان اطراف برایش اتفاق می افتد تعیین می کند .بطور کلی ستیر ، ارتباط مختل را عامل اصلی تعارضات زناشویی می داند و حتی معتقد است که تنها عامل منحصر به فرد طلاق همین ارتباط ناکارآمد زوج ها می باشد . ستیر سعی می کند به زوج ها کمک کند تا عزت نفس خود را تقویت کند و معتقد است ، زوج های دارای عزت نفس پایین از        الگو های ارتباطی مختل و ناسالمی مانند سازشگر ، سرزنشگر ، حسابگر ، بیربط گو استفاده می کنند.او کوشش می کند تا زوج ها الگوهای ارتباطی متعادل و هم تراز با یکدیگر داشته باشند .(ستیر، 1983؛ به نقل از سودانی و همکاران ،1392).

برجستگی کار ویرجینیا ستیر، افزایش عزت نفس افراد در خانواده به منظور ایجاد و تغییر در نظام میان فردی آنهاست. او بین عزت نفس و ارتباط، یک همبستگی مستقیم یافته است و عزت نفس پایین را با ارتباط ضعیف همخوان و هم پیوند می داند. او خانواده را یک نظام کل نگر می داند. نقشها اثرهای عمده ای بر کارایی موثر خانواده از طریق نفوذ قواعد، فرایندهای ارتباطی و پاسخ به فشارهای روانی دارند. هنگامی که اعضای خانواده از همۀ رویدادهایی که در زمان حال تجربه می کنند، آگاه شوند. می توانند هم به عنوان فرد و هم به عنوان خانواده رشد کنند. هدف اصلی، یکی سازی رشد هریک از اعضای خانواده با یک پارچگی و سلامت نظام خانواده است (کارلسون و همکاران، ترجمه نوابی نژاد، 1384).

 

 

7-3-2  الگوهای ارتباطی [5]:

یکی از مدل های مطرح در خانواده که به تعاملات در خانواده و نقش آن بر سازگاری موثر با محیط پرداخته اس، مدل الگوی ارتباطی خانواده است اصولا مفهوم الگوی ارتباطی خانواده یا طرحواره های ارتباطی خانواده، ساختار علمی از دنیای ظاهری خانواده است که بر اساس ارتباط اعضای خانواده یا یکدیگر و اینکه اعضاء چه چیز به یکدیگر می گویند و چه کار انجام می دهند و اینکه چه معنایی از این ارتباط دارند ، تعریف می شود(فیتزپاتریک و کوئرنر ،2004؛ به نقل از حیدری نژاد ،1392).

الگوی ارتباطی زوجین یکی از راههای ارزیابی ساختار خانواده می باشد که از طریق آن تعامل زن و شوهر با یکدیگر مشخص می شود الگوی ارتباطی زوجین کارایی خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد (مانفردینی،پرسچی و مازونی،2010؛ به نقل از رئیسی پور،1391).

به بیان دیگر یکی از راههای نگریستن به ساختار این است که به کانال های ارتباطی که از طریق آنها باهم دیگر به تعامل می پردازند ،پرداخته شود و به آن دسته از کانال های ارتباطی که به وفور در یک خانواده اتفاق می افتد ،الگوهای ارتباطی گفته می شود(رسولی،1380). در واقع الگوهای ارتباطی اشاره به الگوهایی از ارتباط دارد که افراد عموما از آن برای سروکار داشتن با مسائل در ارتباط استفاده می کنند(کریستنسن و سالاوی،1984 ؛به نقل از رئیسی پور،1391). در خانواده ها الگوهای ارتباط کاملا سالم و یا کاملا غیر سالم وجود ندارد اگر الگوهای ارتباطی خانواده را به صورت یک خط پیوسته از موثر تا غیر موثر در نظر بگیریم درصد کمی از خانواده ها هستند که کاملا در دو قطب این خط قرار می گیرند و بقیه ی خانواده ها بین ارتباط کاملا موثر و ارتباط کاملا غیر موثر قرار دارند (ابراهیمی ،1371).

با توجه به نوع ارتباط و الگوهای ارتباطی بین زوجین تقسیم بندی های گوناگونی از سوی صاحب نظران از زوجین انجام شده . فاورز[6] و السون (1992)، در گونه شناسی معروف خود زوجین را به چهار دسته : زوجین سرزنده ،سازگار،سنتی و متعارض تقسیم کرده اند .گاتمن (1993)، در بین زوجین آشفته هفت الگوی ارتباطی مشکل زا را که وجه تمایز آنها از زوجین سالم است را شناسایی نموده است، ازجمله : عواطف منفی متقابل،نسبت پایین رفتارهای مثبت و منفی ،نسبت بالای انتظار ،تدافعی رفتار نموده ،تحقیر و عیب جویی و اسناد دهی های منفی و ثابت به همسر ،در تئوری روانکاوی نیز به الگوهای جالبی بر می خوریم . استرین[7](1985)، شش الگوی زوجین : والد – کودک، همسر در نقش خود بی ارزش شده ، همسر در نقش خود ایده ال ، مطیع، سلطه گر ،توقع- کناره گیری و رومانتیک – منطقی را بر طبق دیدگاه روان پویایی معرفی کرده است (زمانی، 1392).

اما پراستفاده ترین تقسیم بندی ،دسته بندی کرستنسن [8]و سالاوی[9] (1991) است که الگوهای ارتباطی زوجین را به سه دسته تقسیم می کنند ، الگوی سازنده متقابل، الگوی اجتناب متقابل ، الگوی توقع /کناره گیرتقسیم می کند .

 

1-7-3-2  الگوی ارتباطی سازنده متقابل :

الگوی ارتباطی سازنده متقابل دارای نقش کلیدی در عملکرد خانواده موفق است .  پترسون و گرین [10](1999)، اظهار می دارند افرادی که راههای صحیحی را به هنگام برقراری ارتباط بکار می گیرند بهتر قادر به حل مسائل و مشکلات خود می باشند و رضایت بیشتری از رابطه خود دارند . ( رئیسی پور ،1391). مهمترین ویژگی این الگو این است که که الگوی ارتباطی زوجین از نوع برنده- برنده است(صدر جهانی،1389). در طی آن هرکدام از زوجین سعی می کنند در مورد مشکل ارتباطی خود بحث و گفتگو کنند ، احساساتشان را نسبت به هم ابراز نماید و برای مشکل ارتباطی ، پیشنهاد راه حل و مذاکره بدهند( اعتمادی و همکاران ،1393). در واقع الگوی ارتباطی سازنده متقابل در ارتباطات زوجین نوعی الگوی ارتباطی است که در آن زن و شوهر سعی می کنند در مورد مشکل و مسئله ای که در حین ارتباط برای آنها بوجود می آید بحث کنند و احساساتشان را نسبت به هم ابراز نمایند.  زمانی که زوجین این الگو را در روابط خود بکار می برند هر دو احساس می کنند که همدیگر را درک می کنند ، این نوع زوجین میزان بشتری از مشارکت را گذارش می دهند ، رضایت و خوشنودی بشتری از زندگی را ابراز می نمایند (هیوی و همکاران ،1996، به نقل از رئیسی پور ،1391). در این الگو هر دو نفر زوجین رشد شخص دارند. مزیت الگوی سازنده درآن است که زوجها هنگامی که از این الگو استفاده می کنند انتقال و درک واضحی از محتوا و قصد هر پیام دارند بطوری که می توانند افکار ، احساسات ، تمایلات و نیازهای خود را هم به هم انتقال دهند.( بهرامی ،1393). ستیر معتقد است که ادراکات زوجها از ارتباط زناشویی خود و ارتباط زناشویی همسرشان برای پیشت یا تخریب روابطشان حائز اهمیت فراوانی است و بیان داشت هرچه تفاوت بین آنچه که زن و شوهر از اعمال هم ادراک می کنند  بیشتر باشد احتمال اینکه رابطه آنها غیر رضایت بخش باشد بیشتر است (گاتمن،1994،به نقل از رئیسی پور،1391).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تعاریف بازی از جنبه های مختلف از دیدگاه روانشناسی

 

2-7-3-2  الگوی ارتباط اجتناب متقابل :

در این الگو تعارض بین زوجین شدید و بگونه ای است که بحث و جدال تبدیل به یک الگوی دائمی در این خانواده ها شده است و این الگو تنها مکانیزم انطباقی در بین زوجین است . در این الگو زوجین از برقراری ارتباط با هم خودداری می کنند و زندگی آنها به شکل موازی بایکدیگر بوده و ارتباط بین آنها در حداقل میزان است (صدر جهانی ،1389). فیتزپاتریک و بادزنیسکی (1994)، بیان داشته اند که زوجین اجتناب کننده در رابطه زناشویی وابستگی زیادی به یکدیگر نداشته و دید آنها درمورد زندگی زناشویی و خانوادگی دوسو گرا بوده و افشاگری بسیار پایین در ارتباط زناشویی گزارش می دهند (شرفی،1382). به عقیده لورنتز (2002)، توافق و مصالحه بین زن و شوهر بدون صحبت کردن درباره ی مسائل و نظرات و عقاید ایجاد نمی شود . بنابراین اگر زوجین هردو به نقطه کناره گیری به عنوان راه اصلی برای خودداری از تعارض برسند ، رفتارهای ارتباطی مثبت در این زندگی زناشویی پیدا نخواهد شد . رفتارهای ارتباطی منفی همچون اجتناب از نزدیکی ، کناره گیری همراه با عصبانیت ، مشارکت در تعارض و اجتنابی و تدافعی بودن در ارتباط ، فرصت درک متقابل و احترام بین زوجین را از بین خواهد برد و استرس و پریشانی و درماندگی و در نهایت طلاق را به همراه خواهد داشت (به نقل از رئیسی پور،1391). راش و همکاران (1974) ، در تحقیقی دریافتند که که استفاده همسران از طرد و اجبار دررابطه زناشویی به طور قابل ملاحظه ای با حل ضعیف تعارض ارتباط داشت، از طرف دیگر ارتباطاتی که با اجتناب مشخص می شوند کیفیتی ایستا دارند که در آن حل مساله به میزان کمی صورت می گیرد .آنها خاطر نشان کردند که همسرانی که از مواجهه بالقوه احساس تهدید می کنند ف درنشان دادن رابطه ..ارتباط مستقیم کناره گیری می کنند و بر پیام های طعنه آمیز مثل انکار توجیه خود و سلب صلاحیت بیشتر از عقاید و احساسات به روشنی تکیه می کنند .از طرف دیگر ممکن است تعارض به طور مستقیم از طریق تعمیم موضوع و حملات شخصی دیگر دامن زده شود(مهدویان،1376).

 

3-7-3-2  الگوی ارتباط توقع/کناره گیری :

این الگو عبارت از اصرار یک زوج مبنی بر ایجاد تنوع و تغییر یا بحث در مورد یک مساله ،درحالی که دیگر از تعامل خودداری نموده و به طور فیزیکی یا روانی از بحث کناره گیری می کنند .

در این الگو فرد متوقع فردی وابسته است و فرد کناره گیر ترس از وابسته شدن دارد همچنین در این الگو یک از زوج ها با فشار، انتقاد و توقع به دنبال نزدیکی بیشتر و برخلاف آن طرف دیگر در جستجو فاصله بیشتر یا کناره گیری و حالت تدافعی است(بهرامی،1393). بنابراین این الگوی ارتباطی به وسیله ی ارتباط همراه با انتقاد ،سرزنش و تهدید از سوی یکی از زوجین و کناره گیری یا اجتناب به وسیله زوج دیگر مشخص می شود (صدرجهانی ،1389). بنابراین رفتارهای تقاضا کننده به عنوان تلاش برای تاثیر گذاری بر همسر می باشند ، درحالی که رفتار کناره گیری کننده به عنوان تلاش برای مثبت کردن در برابر تاثیر در نظر گرفته می شوند (کریستنسن و هیوی،1990؛ به نقل از رئیسی پور،1391).

انواع برچسب های دیگر برای این نوع تعامل به کار رفته است ، مانند الگوی عیب جو/کناره گیر (واتزلاویک و همکاران الگوی تعقیب کننده/فاصله گیرنده (فوگارتی،1976؛ به نقل از رئیسی پور، 1391).

پژوهش پرداخته به تعادل تقاضا /کناره گیر نشان می دهد زنان تمایل دارند نقش متوقع را به عهده بگیرند و مردان تمایل دارند که نقش کناره گیر در طول تعارض عهده دار باشند بعضی این تفاوت را به تمایل بیشتر زنان برای تغییر شوهران شان نسبت داده اند (کریستنسن،1987 و شنک وکریستنسن ،1991؛ به نقل از رئیسی پور،1391).

رفتار توقع/کناره گیر به خصوص زمانی که زن تقاضا میکند در حالی که شوهر کناره گیری می کند پیش بینی کننده افت رضایت زناشویی است ، بر این اساس گاتمن و لونسون(2000) اظهار می دارند که افت رضایت در نهایت به طلاق منتهی خواهد شد(شرفی،1382). گاتمن (1994)بیان می دارد که زنان در شرایطی که شوهران شان از آن ها کناره گیری می کنند، دارای مشکلات بیشتری می باشند و سلامت آنها تهدید می شود و مردان به احتمال قوی نیز به رفتارهای کناره گیری دامن می زنند.

به طور خاص دیدگاه ساختاری اجتماعی فرض می کند که فقدان نسبی قدرت در زنان در ازدواج به طور کلی منجر می شود که زنان نسبت به شوهرانشان در بسیاری از مسائل مربوط به رابطه شان کمتر خوشحال باشند(ژاکوبسن،1990؛ به نقل از رئیسی پور،1391).

این دیدگاه روی تفاوت های ثابت بین زن و مرد مانند شخصیت و تفاوت بیولوژیکی تمرکز دارد. یکی از تفاسیر تفاوت های فردی که توضیح می دهد، که چرا مردان بیشتر احتمال دارد در طول تعارض کناره گیری کنند ،براساس یافته های گاتمن و لونسون(1986)، مردان برانگیختگی فیزیولوژیکی بیشتری در طول تعارض نسبت به زنان تجربه می کنند. آنها نشان می دهند که سطح بالاتر واکنش     فیزیولوژیکی مردان منجر می شود که آنها برای فرار از احساس ناخوشایند تلاش کنند، در حالی که زنان، که واکنش فیزیولوژیکی کمتری به استرس دارند ،تمایلی به خودداری از تعارض ندارند.(کاستن،2004 ؛ به نقل از رئیسی پور، 1391).

 

8-3-2  ابعاد الگوهای ارتباطی :

محققان سعی دارند تا الگوی ارتباط خانواده را شناخته و آنها را طبقه بندی کنند.از این رو فیتزپاتریک و ریچی (1994) با مفهوم سازی و نقد نظریه لئودوچفی دو بعد زیر بنایی جهت گیری گفت و شنود و جهت گیری همنوایی را در الگوی ارتباطی خانواده شناسایی کرده اند ترکیب این دو بعد چهار طرحواره ارتباط خانوادگی را تشکیل می دهد (حیدری نژد،1392).

جهت گیری گفت و شنود را میزانی که خانواده ها شرایطی را فراهم می آورند که در آن همه ی اعضای خانواده تشویق به شرکت آزادنه و راحت در تعامل ،بحث و تبادل نظر درباره طیف وسیعی از موضوعات شونده تعریف کرده اند . جهت گیری همنوایی نیز عبارت است از میزانی که خانواده ها بر روی همسان بودن نگرش ها ،ارزش ها و عقاید تاکید می کنند .ترکیب این دو بعد چهار طرحواره ارتباط خانوادگی را ایجاد می کند بر طبق طبقه بندی فیترپاتریک و ریچی[11](1994)، هر الگو نوع خاصی از خانواده را توصیف می کند این چهار نوع الگو با چهار نوع خانواده از ترکیب وضعیت های زیاد یا کم بر روی پیوستارهای دو بعد جهت گیری گفت و شنود و جهت گیری همنوایی حاصل می شوند و عبارتند از : خانواده توافق کننده ، خانواده کثرت گرا، خانواده حفظ کننده و خانواده بی قید .

بامریند معتقد است که خانواده هایی با گفت و شنود بالا تمایل دارند که فرزندانی با مهارت های اجتماعی ، قدرت حل مساله و توانایی رهبری با تربیت کنند.این درحالی است که خانواده هایی با جهت گیری همنوایی بالا از تعارض اجتناب می کنند و علاقه کمتری به افشای احساسات و جستجوی حمایت اجتماعی در فرایندهای چالش انگیز دارند . براین اساس می توان به نقش الگوی ارتباطی خانواده در افزایش میزان خلاقیت در فرزندان برای تولید ایده های نو و مناسب در در حل مسایل فردی و اجتماعی پی برد . (حسن زاده ،1390).

[1] . Theory Of Dialectical Relationship

[2] .Social Exchange Theory

[3] .Wylie

[4] Satir. v

[5] .Communication Patterns

[6] . Favrz

[7] Estrin

[8] .Kristnsn

[9] .Sullaway

[10] .Peteson and Green

[11].Ritchie