:دانلود فایل متن کامل پایان نامه در سایت

sabzfile.com

 

 :دانلود فایل متن کامل پایان نامه در سایت

sabzfile.com

– اهداف پیشرفت

2-2- 1- هدف‌ها

هدف هر چیزی است که فرد سعی دارد آن را به نتیجه برساند. وقتی افراد سعی می‌کنند 100 دلار به دست آورند، معدل 18 بیاورند، 100 جعبه بیسکویت بفروشند یا در یک مسابقه پیروز شوند، به رفتار هدف‌گرا می‌پردازند. هدف‌ها مانند برنامه‌ها، با متمرکزکردن توجه افراد بر ناهمخوانی سطح موجود دستاورد(هیچ بیسکویتی فروخته نشده است) با سطح ایده‌آل دستاورد(فروش 100 جعبه بیسکویت در پایان ماه)، انگیزش به وجود می‌آورند. به‌طورکلی افرادی که هدف دارند بهتر از افراد بی هدف عمل می‌کنند. بنابراین افرادی که برای خودشان هدف تعیین می‌کنند و کسانی که هدف‌هایی را که دیگران برای آنها تعیین می‌کنند می‌پذیرند، بهتر از کسانی که هدف ندارند عمل می‌کنند(مارشال ریو، 1385).

2-2-2- انگیزش پیشرفت

در تحقیقات انجام شده، جهت‌گیری‌های انگیزشی به صورت‌های مختلف مطرح شده اند، اما بیش از دو دهه است که اکثر کارهای نظری و تجربی در این حیطه بر انگیزش‌پیشرفت[1] تمرکز یافته است(هاشمی و لطیفیان، 1388).

یکی از نظریه‌های مربوط به انگیزش که در روانشناسی پرورشی جای مهمی دارد نظریه‌ی انگیزش پیشرفت یا نیاز پیشرفت[2] است. منظور از انگیزش پیشرفت یا انگیزش موفقیت میل یا اشتیاق برای کسب موفقیت و شرکت در فعالیت‌هایی است که موفقیت در آنها به کوشش و تونایی شخصی وابسته است. افراد دارای انگیزش پیشرفت سطح بالا برای حل مشکلات و رسیدن به موفقیت بسیار کوشا هستند. حتی پس از آنکه در انجام کاری شکست خوردند، از آن دست نمی‌کشند و تا رسیدن به موفقیت به کوشش ادامه می‌دهند. دانش‌آموزان دارای انگیزش پیشرفت سطح بالا همواره می‌خواهند موفق بشوند و آن را انتظار می‌کشند؛ و وقتی که شکست می‌خورند کوششهای خود را دوبرابر می‌کنند، و به فعالیت ادامه می‌دهند تا موفق شوند(اسلاوین، 2006 به نقل از سیف، 1392).

نیاز به پیشرفت، میل به انجام دادن خوب کارها متناسب با معیار برتری[3] است. این نیاز، افراد را برای جستجو کردن «موفقیت در رقابت با معیار برتری» با انگیزه می‌کند. معیار برتری اصطلاحی کلی است که موارد زیر را دربردارد:

رقابت با تکلیف (مثل حل کردن معما، نوشتن مقاله‌ای متقاعد کننده).

رقابت با خود (مثل دویدن در یک مسابقه در بهترین زمان ممکن، بالابدن معدل).

رقابت با دیگران (مثل بردن یک مسابقه، شاگرد اول کلاس شدن).

عنصر مشترک در تمام این موقعیت‌های پیشرفت این است که فرد با معیار برتری روبه‌رو شده و به وسیله‌ی آن نیرومند می‌شود، عمدتاً به این علت که می‌داند عملکرد آینده، ارزیابی معنی‌داری از شایستگی به بار خواهد آورد(مارشال ریو، 1385).

پژوهش‌های انجام شده نشان داده‌اند که افراد دارای انگیزه‌ی پیشرفت زیاد در انجام کارها، از جمله یادگیری، بر افرادی که از این انگیزه بی بهره‌اند پیشی می‌گیرند. برای نمونه، مک‌کللند(1961) دو گروه آزمودنی را که از لحاظ انگیزه‌ی پیشرفت با هم متفاوت بودند به انجام تکلیف واحدی واداشت. تکلیف این بود که آزمودنیها حروف مخلوط شده‌ای را که به آنها داده می‌شد به کلمات معنی‌دار تبدیل کنند. در آغاز کار، هر دو گروه دارای عملکرد مشابه بودند، اما با ادامه‌ی آزمایش، گروه دارای انگیزش پیشرفت زیاد از گروه دارای انگیزش پیشرفت کم جلو افتاد. همچنین استیپک[4] در پژوهشهای خود نشان داده است که دانش‌آموزان دارای انگیزش پیشرفت سطح بالا در کارهای مدرسه موفق‌اند(سیف، 1392).

 

2-2-3- رابطه سطح دشواری تکلیف و انگیزش پیشرفت

نکته‌ای که در اینجا باید به آن اشاره کنیم این است که کسب موفقیت در تکالیف آسان برای افراد دارای انگیزش پیشرفت لذت بخش نیست، بلکه کسب توفیق در تکالیف چالش‌انگیز[5] برای این افراد مهم و افتخار‌آمیز است. همچنین انجام تکالیف بسیار دشوار نیز مورد علاقه‌ی افراد دارای انگیزه‌ی پیشرفت سطح بالا قرار نمی‌گیرد. علت آن است که انجام تکالیف خیلی ساده افتخاری نصیب فرد نمی‌کند و تکالیف بسیار دشوار معمولاً به شکست منجر می‌شوند، و این نیز افتخاری نصیب فرد نمی‌سازد. بنا به نظریه اتکینسون (1957)، اشخاصی که دارای انگیزه‌ی پیشرفت قوی هستند در تکالیفی که دارای درجه‌ی دشواری متوسط‌اند (نه خیلی دشوار و نه خیلی آسان) توفیق زیادی به دست می‌آورند. یعنی تکالیفی که این افراد در آن حداکثر جدیت را نشان می‌دهند تکالیفی هستند که انجام دادن آنها مستلزم قدری خطر کردن است. اینها همان تکالیف چالش‌انگیزند. فتسکو و مک‌کلور (2005) در این‌باره گفته‌اند: برای یک فرد دارای انگیزه‌ی پیشرفت قوی، مقدار لذتی که هنگام موفقیت تجربه می‌کند به سطح تصوری چالش وابسته است. به سخن دیگر، با افزایش سطح چالش، لذت همراه با موفقیت نیز افزایش می‌یابد(سیف، 1392).

2-2-4- تعاریف اهداف‌پیشرفت

اهداف پیشرفت به جهت گیری‌های هدفی فرد اشاره دارد و عبارت است از بازنمایی شناختی دانش‌آموز در مورد دلایل درگیرشدن در رفتارهای مرتبط با پیشرفت و هنجارهایی که برای قضاوت یا ارزیابی عملکرد به کار می‌برد(حجازی و نقش، 1387). هدف‌گرایی[6]  یا هدف‌پیشرفت از جمله روزآمدترین موضوعاتی است که در حوزه انگیزه پیشرفت توجه نظریه‌پردازان و محققان را به خود معطوف کرده است. ایمز[7](١٩٩٢) در تشریح این سازه بیان می‌کند که هدف‌گرایی بیان کننده‌ی الگوی منسجمی از باورها، اسناد و هیجانات فرد است که مقاصد رفتاری او را تعیین می‌کند و سبب می‌شود تا نسبت به برخی موقعیت‌ها گرایش بیشتری داشته و در آن موقعیت‌ها به گونه‌ای خاص عمل‌کند. به همین خاطر آرچر[8](١٩٩۴) معتقد است نحوه برداشت و واکنش فرد به دنیای پیرامون تحت تأثیر هدف‌گرایی قرار دارد(هاشمی و لطیفیان، 1388).

مدل اتکینسون، رفتار پیشرفت را به صورت انتخاب در نظر می‌گیرد: پذیرفتن و گرایش به سمت معیار برتری، یا ردکردن و اجتناب از آن. این مدل در صدد آن است که بداند آیا فرد به موفقیت گرایش دارد یا به اجتناب از شکست، و اگر چنین باشد، با چه سرعتی، نهفتگی‌ای، و پایداری‌ای این انتخاب دنبال خواهد شد؟ اما پژوهشگران امروزی بیشتر علاقمند هستند بدانند چرا یک نفر رفتار پیشرفت نشان می‌دهد و به این‌که آیا رفتار پیشرفت روی خواهد داد یا نه، علاقه چندانی ندارند(مارشال ریو، 1385).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   درمان شناختی رفتاری در اسیب شناسی اظطراب

2-2-5- جهت‌گیری هدف

جهت‌گیری‌هدف[9] شیوه‌ای است که افراد از طریق آن درباره اهداف خود فکر می‌کنند و حرف می‌زنند. جهت‌گیری‌هدف که مورد بیشتر پژوهش‌هایی بوده است که اهمیت آن را در شادکامی اثبات کرده‌اند، درجه‌ای است که افراد برای به دست‌آوردن اهداف مثبت یا برای جلوگیری از وقوع اهداف منفی تلاش می‌کنند. این تقسیم‌بندی معمولاً به نام «گرایش[10]» و «اجتناب[11]» شناخته می‌شود. اهداف «رویکردی» آن دسته از پیامدهای مثبت هستند که افراد برای رسیدن به آنها تلاش می‌کنند. مانند «وقت بیشتری را با بچه‌ها بگذران»، «پیش از رسیدن تابستان باید بتوانی 10 کیلومتر بدوی»، یا «آموزش‌های دوره رهبری بر پایه هوش هیجانی را، این بهار به کار ببند». برعکس، اهداف «اجتنابی» آن دسته از پیامدهای منفی هستند که افراد برای جلوگیری یا پیشگیری از مواجهه با آنها تلاش می‌کنند. مانند: «سعی کن این همه تنها نباشی»، «این زمستان از افزایش وزن خود جلوگیری کن»، «سعی کن تفرقه را در محل کار کمتر کنی». حجم زیادی از یافته‌های پژوهشی نشانگر شواهدی هستند که حاکی از ارتباط اهداف اجتنابی با افزایش تنش و اضطراب، کاهش سطح شادکامی، سطح پایین‌تری از رضایت اجتماعی، و سلامتی کمتر هستند(بیزواز داینر و بِن دین ، 1391).

گاهی نگرش‌های گرایش و اجتناب را از طریق استعاره والدینی که در حال تماشای فرزند خود که در حال بازی در حیاط است، توضیح می‌دهیم. والدینِ گرایش- محور به فرزند خود اجازه می‌دهند تا از درخت بالا برود زیرا به اکتشاف و کاویدن، تعادل فیزیکی، نیروی جسمی، یا هیجان اهمیت می‌دهند. بر خلاف این، والدین اجتنابی به فرزند خود می‌گویند که از درخت بالا نرود زیرا خطر صدمه دیدن او وجود دارد، و در اینجا پدر یا مادر برای ایمنی و سلامتی ارزش قائل هستند. در هر دو مورد فوق، این والدین یک دسته از ارزش‌های معتبر برای خود دارند، و هر یک با دلایلی قانع‌کننده از تصمیم خود حمایت می‌کنند. والدین رویکردی ممکن است با خریدن خطر صدمه جسمی ماجراجویی را به فرزند خود هدیه دهند، در حالی که والدین اجتنابی فرزند خود را به قیمت مانع شدن او از کسب تجربه جدید از خطر حفظ می‌کنند. این راهکار اجتنابی راهی است منفی‌تر برای نگاه کردن به دنیا با این تفسیر که محیط به نحوی متخاصم و آسیب زننده است. ما به عنوان آماده‌ساز، می‌توانیم با توجه به زبان رویکرد–محور و اجتناب– محور که مراجعان از آنها استفاده ‌می‌کنند شروع به پرسیدن سؤالاتی کنیم که آنها را به تغییر اهداف منفی و اجتنابی به سمت اهداف مثبت تشویق کند. جهت‌گیری مربوط به هدف دغدغه‌ای است که کم و بیش به همه ما مربوط است. رابرت ایمانز[12] روانشناس دانشگاه کالیفرنیا درگزارش پژوهشی خود نشان می‌دهدکه به طور متوسط بین 10% تا 20% تمام اهداف از نوع اجتنابی هستند. بنابراین، جهت‌گیری مربوط به هدف لزوماً مربوط به تعداد کمی از افراد که به طور مزمن دچار اهداف منفی هستند، نیست؛ بلکه برای آماده سازها حوزه‌ای بارور و سازنده است که باید آن را برای تعداد زیادی از مراجعان خود به کار برند(بیزواز داینر و بِن دین، 1391).

2-2-6- انگیزه هدف

بر اساس نظر ایمانز و دیگر پژوهشگران روانشناسی مثبت، یکی دیگر از راه‌های توجه به اهداف، نگاه به آنها از نظر «انگیزه هدف» است. این دانشمندانِ بابصیرت، خاطرنشان می‌کنند که موفقیت نهایی فقط راجع به چیزی که می‌خواهیم نیست، بلکه چرا آن را می‌خواهیم، نیز بسیار مهم است. نیروهایی که به ما انگیزه می‌دهند شیر بخریم، و به دنبال اخذ مدرک دکتری باشیم می‌توانند در این که چه احساسی درباره هدف خود داریم و همچنین پیامدها و نتیجه‌ها به شدت تاثیرگذار باشند. برای افرادی که مایلند نگاهی صادقانه به خود داشته باشند، انگیزه‌های روزمره‌مان می‌توانند از بزرگ و قدرتمند تا ناچیز و کم ارزش متغیر باشند، همچنین برخی از آنها کلاً از احساسات شخصی نشأت می‌گیرند و دسته‌ای دیگر از فشارهای اجتماعی بر‌می‌خیزند. گاهی، انگیزه پیدا می‌کنیم تا فداکاری‌های قابل توجهی را برای کمک به دیگران از خود نشان دهیم، گاهی دیگر بر سر این‌که اتومبیلی کجا پارک کرده است دعوا می‌کنیم تا راه عبور از خیابان به پیاده‌رو را برای خود محفوظ نگاه داریم. گاهی ممکن است برای ارضای یک میل شخصی دیرین، نواختن یک آلت موسیقی را فراگیریم و گاهی ممکن است یک گوشی موبایل بخریم، تنها به این دلیل که در اجتماع کالایی محبوب و پرطرفدار محسوب می‌شود. پژوهشگران انگیزه هدف را بیرونی یا درونی می‌دانند. اهداف درونی، آن دسته از هدف‌هایی هستند که در ذات خود ارضا کننده هستند، مانند کار کردن در محل‌کار به این دلیل که انجام آنها چالش برانگیز و لذت‌بخش است و به نظر می‌رسد به جامعه کمک قابل توجهی می‌کند. از سوی دیگر، اهداف بیرونی، آنهایی هستند که در خدمت یک پاداش خارجی‌اند، مانند کارکردن در شغلی صرفاً به این دلیل که دستمزد آن خوب است. نتایج پژوهش‌های انجام شده توسط روان‌شناسانی چون کنن شلدون[13] و تیم کاسر[14] نشان می‌دهند اهدافی که انگیزه آنها از منبع درونی برخوردار است، با احساس بهزیستی ذهنی در ارتباط هستند. این ممکن است به آن علت باشد که برای آنها ارزش بیشتری قائل هستیم، از نظر شخصی پاداش بهتری به آنها می‌دهیم و اینکه آنها احساس رشد و خودمختاری بیشتری برایمان به ارمغان می‌آورند. از طرف دیگر انگیزه‌‌های بیرونی مانند محبوبیت، جذابیت فیزیکی، و پول زیاد بیشتر با اضطراب و مشکلات درون فردی همراه هستند. شلدون و کاسر به ما اخطار می‌دهند که انگیزه‌های بیرونی اغلب با رقابت و کنترل همراه هستند و این دو به اضطراب منجر می‌شوند(بیزواز داینر و بِن دین، 1391).

[1] . achievement motivation

[2] . need for achievement

[3] . standard of excellence

[4] . Stipek

[5] . challenging

[6] . Goal Orientation

[7] . Amez

[8] . Archer

[9]. goal orientation

[10]. approach

[11]. avoidance

[12]. Robert Emmons

[13]. Kennon Sheldon

[14]. Tim Kasser