:دانلود فایل متن کامل پایان نامه در سایت

sabzfile.com

مدیریت زمان:

زمان فرایندی است  پویا که هیچگاه قابل ذخیره کردن وبرگشت پذیر بودن نیست ارزش مادی نیز برای آن نمی توان قائل شد واز دست دادن آن نیز جبران شدنی نیست.

زمان با ارزش ترین منبعی است که در اختیار  انسان قرار دارد، زیرا منابع دیگر به شرط وجود  زمان ارزش پیدا می کنند به همین دلیل در خصوص  اهمیت وارزش  توجه به زمان در فرهنگها و زبانهای مختلف صحبت های زیادی شده است .برخی از واقعیت هایی که در مورد زمان مطرح شده اند عبارتند از:  زمان  را نمی توان پس انداز و ذخیره کرد. افزایش زمان غیر ممکن است ودر واقع مدیریت کردن زمان یک فرض نادرست به نظر می آید چرا که زمان قابل کنترل و مدیریت نیست، فقط می توان گفت چگونه باید اززمانی که در دست ماست، بهره بگیریم. ما حتی قادر نیستیم استفاده یا عدم استفاده از آن را انتخاب کنیم ، بلکه  فقط می توانیم نوع استفاده از آن را تعیین کنیم ، وقتی  زمان را از دست دادیم دیگر نمی توانیم آن را جبران کنیم . یکی از اساسی ترین جنبه های مدیریت وقت ، بهینه سازی استفاده از آن است. در واقع  مدیریت زمان یعنی اینکه زمان وکار خویش را  به دست بگیریم و اجازه ندهیم امور و حوادث ما را هدایت کنند.(فونر، 1381).

مدیریت موفق زمان روش های نوینی را نشان میدهدتا:

  • دیدگاه بهتری در مورد کارهای وابسته به یکدیگرو اولویت ها بدست آوریم .
  • فرصت های بیشتری برای پرورش خلاقیت خود و دیگران داشته باشیم
  •  فشار های روحی و استرس را کاهش دهیم.
  • اوقات فراغت بیشتری بدست آوریم و بتوانیم کارهای اساسی و مهم را انجام دهیم تا سریعتر به اهداف مان برسیم (حقیقی وعلیمردانی، 1380).

رابینز[1] یکی از صاحب نظران مدیریت است به دو نوع زمان اعتقاد دارد :یکی  زمان غیرقابل کنترل و دیگری زمان قابل کنترل.او می گوید بسیاری از مدیران نمی توانند تمام وقتشان را کنترل کنند آنها پیوسته و روزمره به بحران های ناگهانی واکنش نشان می دهند .وقت عمده مدیران صرف پاسخگویی به درخواستها وتقاضا ها و همچنین توجه به مسائل ومشکلاتی می شود که دیگران  ایجاد کرده اند. این نوع  زمان را نمی توان کنترل و مدیریت کرد ،در مقابل  بخشی از وقت آدمی  قابل کنترل است.  بسیاری از پیشنهادهای مطرح شده برای مدیریت زمان مربوط به استفاده از زمان قابل کنترل  است  زیرا بخش کنترل پذیر افراد قابل  مدیریت کردن است(رابینز،1383).

آلک مکنزی[2] میگوید ارزش واقعی مدیریت زمان عبارت است از ارتقای تمامی ابعاد زندگی ما،به تعبیردیگر ارمغان مدیریت زمان، برای ما زمان بیشترنیست،بلکه زندگی بهتر است (نجف بیگی، 1381).

میلر[3] (1985)ودیلون[4] (1981)، بیان می کنند : زمان تنها منبعی است که به محض دستیابی به آن باید مصرف شود ،وآهنگ مصرف آنهم  ثابت است  شصت ثانیه در هر دقیقه وشصت دقیقه در هر ساعت. به  این ترتیب ما نمی توانیم  زمان را اداره کنیم .بلکه فقط می توانیم رابطه خودمان بازمان  را اداره نمائیم . به این ترتیب مقدار زمانی که در اختیار ماست، قابل کنترل نیست و ما فقط می توانیم  نحوه استفاده از آن را  کنترل کنیم. ما همچنین در مورد مصرف شدن اصل زمان اختیاری نداریم بلکه فقط نحوه مصرف آن  به ما مربوط می شود .

نیاز به مدیریت و رهبری در همه زمینه های فعالیت اجتماعی ، امری محسوس وحیاتی است . منابع انسانی و مادی بدون هدایت و رهبری لایق ، رو به کاهش و نابودی می رود،اما  این میان دانش آموزان در مدارس عامل اصلی و تعیین کننده آماده سازی و تامین نیروی انسانی جامعه هستند و آموزش و پرورش در هر جامعه از مهمترین مسائل است .  مدارس جایگاه مهمی در بهسازی و شکوفایی اقتصادی و اجتماعی جامعه دارند.  با توجه به نقش نظام آموزش وپرورش به ویژه در ابعاد اقتصادی ،اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه، ضروری  است برای بهتر کردن کیفیت این نظامها فعالیت اساسی صورت گیرد و هدر رفتن سرمایه های انسانی و مادی و به ویژه زمان جلو گیری شود به اعتقاد  کرینتر  مدیریت  فرایندی برای حل مسائل مربوط به تأمین مطلوب اهداف سازمانی از طریق استفاده موثر وکار آمد از منابع کمیاب در یک محیط در حال تغییر است.از میان منابعی چون افراد ،سرمایه، زمان و مواد اولیه که همگی محدود و ماهیتا” کمیاب وغیر قابل افزایش هستند ، زمان از بقیه  با ارزشتر  و کمیاب تر است  و دانش آموزان با در اختیار داشتن  این منابع باید  آگاهانه برای استفاده بهتر و مطلوبتر ازآن  به تلاش جدی بپردازند (کرینتر[5] ، 1381).

مدیریت زمان یا در واقع استفاده اثر بخش اززمان در جهان امروز لازمه پیشرفت و ارتقاء است. یکی از عواملی که باعث پیشرفت افراد می شود ، زمان است .استفاده صحیح واثر بخش از زمان باعث می شود انسان به اجرای فعالیتهایی بپردازد که موجب دستیابی به اهداف فردی می شوند. چگونگی استفاده از زمان بعنوان یک منبع، شاخصی  برای کارآمدی افرادیک جامعه است .( کامرون[6]، 2002).

با توجه به نقش آموزش و پرورش که منشاء  تحولات زیادی در زمینه های مختلف اجتماعی ،اقتصادی ،فرهنگی و سیاسی است، یکی از مشکلات گریبانگیر افراد به ویژه دانش آموزان عدم استفاده صحیح از زمان ووقت  است. زمانی که از منابع کمیاب و بی نظیری است که  استفاده موثر واثر بخش از آن ضرورتی اجتناب ناپذیر برای موفقیت در کار و زندگی محسوب می شود. استروتون[7] ( ۱۹۹۳) اعتقاد  دارد از دیدگاه فردی کسانی که قدرت زمان و چگونگی سازماندهی و استفاده از آنرا می دانند، بسیار موفق  تر وجلوتر ازافراد سردرگمی هستند که  همیشه از تنگی وقت می نالند. به همان نسبت که اختیار ما درانتخاب وظایف و تصمیم گیری افزایش می یابد، اختیارمان برای سازماندهی وقت خودمان نیز زیادتر وتدریجا رویه معمول ما می شود وغالبا عادتی پیدا می کنیم (بدون آگاهی)که شاید مارا عقب نگه دارد.درهر صورت مدیریت زمان از موضوعات فوق العاده مهمی است  که در دنیای  پر رقابت امروز باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.                                                                                                                   مدیریت موفق  زمان روش های نوینی را به ما نشان میدهدتا: 1- دیدگاه بهتری در مورد کارهای وابسته به یکدیگرو اولویت ها بدست آوریم .2فرصت های بیشتری برای پرورش خلاقیت خود و دیگران داشته باشیم 3- فشار های روحی و استرس را کاهش دهیم 4-اوقات فراغت بیشتری بدست آوریم و بتوانیم کارهای اساسی و مهم را انجام دهیم تا سریعتر به اهداف مان برسیم (حقیقی وعلیمردانی، 1380).

با عنایت به مبانی نظری و پژوهشها و دیدگاه‌ها ی مطرح شده در زمینه مدیریت زمان آنچه می‌توان به صورت فهرست‌وار جمع‌بندی و نتیجه‌گیری نمود عبارت است از:

  1. 1. مدیریت زمان مجزا از مدیریت عمومی نیست و درواقع زیرمجموعه آن به حساب می‌آید ولی تاکنون به عنوان یک رشته درسی دانشگاهی درنیامده است.

۲. اندیشمندان صاحب نام مدیریت در کشور ما عمدتاً به مدیریت زمان نپرداخته‌اند.
۳. به نظر می‌رسد مدیریت زمان بیشتر در زمینه مدیریت امور اداری و دفتری کاربرد دارد. ‌
۴. مدیریت زمان در کشور ما فاقد ساختار علمی مناسب است و تعداد معدودی پژوهش نظام‌یافته در این زمینه در حوزه آموزش و پرورش انجام نشده است.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   راه کار های محبوب شدن در اینستاگرام و افزایش فالوور

۵. علیرغم اینکه اهمیت و لزوم مدیریت زمان امروزه توسط اکثر اندیشمندان مدیریت مورد توجه قرار گرفته است. ولی پژوهشهای انجام شده در این حوزه بسیار کمتر از سایر انواع مدیریت است.

۶. مدیریت زمان دارای دو بعد فردی و سازمانی است که در اکثر آثار نویسندگان بعد فردی آن بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.

۷. در کشورهای پیشرفته توجه خاصی به مدیریت زمان مبذول شده است به طوریکه در بسیاری از فعالیت‌های صنعتی و تجاری حتی زمان استاندارد برای انجام کار تدوین شده است.
۸. اندیشمندان امریکایی و ژاپنی بیشتر از سایر کشورها در زمینه مدیریت زمان نامشان به چشم می‌خورد.
۹.مدیریت زمان با مدیریت بحران، تکنولوژی اطلا‌عات IT و بهره‌وری ارتباط بسیار تنگاتنگی دارد.
۱۰.با توجه به بررسی‌های انجام شده همچنین پژوهش نظام یافته‌ای در خصوص مدیریت زمان در بخش صنعت، تجارت، کشاورزی و آموزشی به صورت گسترده مشاهده نمی‌شود. حتی مبانی نظری این علم به گونه‌ای است که کلیه کتابهایی که تا سال ۱۳۸۴ در این زمینه چه به صورت ترجمه و چه به صورت تألیف چاپ شده است، در حد قابل توجه نمی‌باشد.

۱۱. عوامل بسیاری به عنوان اتلا‌ف‌کنندگان عمده وقت در مدیریت زمان شناخته می‌شود .‌
۱۲. مدیریت زمان را نمی‌توان جدا از آداب، رسوم و فرهنگ یک جامعه مورد بررسی قرار داد در واقع چون محور فعالیت در این رشته بر تغییر نگرش و رفتار استوار است مقوله‌ای است که کاملا‌ً با فرهنگ درهم آمیخته است.

بنابراین در عصر تکنولوژی اطلا‌عات و پدیده جهانی شدن سرعت تحولا‌ت و اکتشافات، جوامع را وامی‌دارد که به مدیریت بر وقت خود بها دهند و زمانی که درمی‌یابیم مدیریت برزمان تنها به معنی استفاده بهینه از آن است این مهم بیشتر خود را نمایان می‌سازد، چرا که زمان به سرعت درگذر است و می‌تواند به هدر رود.(غفاری،1383)

ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﺎی اﻧﺪیشمندانیﻣﺎﻧﻨﺪ: ﺳﺮوش ،1372 ، اﻓﺠﻪ، 1376 ، ﻣﺮدﻳﺖ[8]، 1980ﻣﻮت[9]، 1992 ؛  ؛ ﻓوﻧﺮ[10]، 1994؛ ﭘﺎﺗﺮﺳﻮن[11]،  وودی و ﻛﻮک[12]،(2001)و ﺑﺴﻴﺎری دیگر ﻣﻬﺎرت ﻓﺮدی ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ زﻣﺎن ﺷﺎﻣﻞ ﭼﻬﺎر ﺑﻌﺪ  ﻫﺪف گذاری اوﻟﻮﻳﺖ ﺑﻨﺪی اﻫﺪاف و ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ،ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰی زﻣﺎﻧﻲ و ﺗﻌﻬﺪ ﺑﻪ اﺟﺮای برنامه ها می ﺑﺎﺷﺪ. ﻫﺪف ﮔﺬاری ﺑﻪ  معنای ﻣﺸﺨﺺ، ﺗﻌﻴﻴﻦ اﻫﺪاف دﻗﻴﻖ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻌﻄﻮف ﺑﻪ ﻧﺘﺎﻳﺞ ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ ﺑﺎﺷﺪ و در اﻳﻨﺠﺎ ﻣﻨﻈﻮر از ﻫﺪف، ﻫﺪف ﻫﺎی ﻗﺎﺑﻞ ارزﻳﺎﺑﻲ اﺳﺖ ﻛﻪفرد در اﺳﺘﻔﺎده و ﻛﻨﺘﺮل ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ  ﻫﺎی روزاﻧﻪ، ﻫﻔﺘﮕﻲ و ﻣﺎﻫﺎﻧﻪ ﺧﻮد ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲ  ﻛﻨﺪ ﻣﻨﻈﻮر  از الویت بندی ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ها و اﻫﺪاف ، ﺗﻨﻈﻴﻢ اﻫﺪاف و ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ اﻫﻤﻴﺖ و  واﻟﻮﻳﺘﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻳﻚ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺳﺎﻳﺮ اﻫﺪاف و ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎ   ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر دﺳﺖ ﻳﺎﺑﻲ ﺑﻪ اﻫﺪاف روزاﻧﻪ، ﻫﻔﺘﮕﻲ وماهانه دارد . ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰی زﻣﺎﻧﻲ ﻳﻌﻨﻲ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﻓﻬﺮﺳﺖ   ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎی ﻗﺎﺑﻞ اﻧﺠﺎم و ﺗﻔﻜﺮ درﺑﺎره ﻧﺤﻮه اﻧﺠﺎم آﻧﻬﺎ در  ﻣﺪت زﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻓﺮد  در اﺧﺘﻴﺎر دارد .ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﻳﮕﺮ  زﻣﺎن  بندی ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ اوﻟﻮﻳﺖ و روش اﻧﺠﺎﻣﺸﺎن ﺑﻪ  ﻣﻨﻈﻮر اﺳﺘﻔﺎده ﺑﻬﻴﻨﻪ از وﻗﺖ مد ﻧﻈﺮ اﺳﺖ  ، ﺗﻌﻬﺪ به اﺟﺮای ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ، ﺗﻘﺒﻞ ﻳﺎ ﻋﻬﺪه دار ﺷﺪن اﻧﺠﺎم ﻛﺎری در آﻳﻨﺪه ومتعهد شدن به یک مسوولیت یا یک باور است.                                                                                                          ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮاﻧﻲ ﭼﻮن،  ﺑﺮی و ﺗﺴﺮتون[13]،1991، و ؛ ﻛﻠﻲ[14] ، 2004 ؛ و ﻧﻮﻧﻴﺲ و ﻫﺎدﺳﻮن [15]، 2006 ؛ ﻣﻬﺎرت ﻓﺮدی ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ زﻣﺎن را ﻋﺎﻣﻞ اﺳﺎﺳﻲ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ در اﻣﻮر  زﻧﺪﮔﻲ از ﺟﻤﻠﻪ ﻛﺎر و ﺗﺤﺼﻴﻞ ﺑﺮﺷﻤﺮده اند. ﻧﻈﺎم ارزﺷﻲ ﻫﺮ ﻓﺮد ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺑﺎورﻫﺎی اوﺳﺖ و ﺑﺎورﻫﺎی ﻫﺮ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻪ از ﻓﺮﻫﻨﮕـﻲ اﺳـﺖ ﻛﻪ در آن رﺷﺪ و ﻧﻤﻮ ﻛﺮده اﺳﺖ.ﻧﻮع ﻧﮕﺎه ﻓﺮﻫﻨﮓ و اﻓﺮاد ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻪ زﻣـﺎن، ﺑـﺮ ﻧﺤـﻮه اﺳـﺘﻔﺎده  و ﻋﻤﻠﻜﺮد اﻓﺮادیﻛﻪ در ﭼﺎرﭼﻮب ارزش ﻫﺎی آن ﻗﺮار دارﻧﺪ، ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻣﻲ ﮔﺬارد . زﻣﺎن و ﻧﻮع اﺳـﺘﻔﺎده از آن ﻳﻜﻲ از ﻋﻨﺎﺻﺮ و ﻣﻌﻴﺎرﻫﺎﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ از ﻃﺮﻳﻖ آن ﻣﻲ ﺗﻮان درﺑـﺎره ﻛﺎرآﻣـﺪ ﺑـﻮدن و ﻗـﺪرتﻳﻚ ﻓﺮﻫﻨﮓ در  زﻣﻴﻨﺔ ﺑﺎﻟﻨﺪﮔﻲ و ﺧﻼﻗﻴﺖ اﻓﺮاد آن ﻗﻀﺎوت کرد.  بوریل و ﻣﻮرﮔﺎن[16]، (1383)درﮔﺬﺷﺘﻪ، ﺑﻪ دﻟﻴﻞ  ﻧﻴﺎز  ﺑﻪ داﻧﺴﺘﻦ زﻣﺎن ﻛﺸﺖ و ﺑﺮداﺷﺖ ﻣﺤﺼﻮل، ﻛﺸﺎورزان ﻓﻘﻂ ﺑﻪ اﻧﺪازه ﮔﻴﺮی ﻓﻮاﺻﻞ ﺑﻠﻨﺪ زﻣﺎﻧﻲ ﺗﻮﺟﻪ داﺷﺘﻨﺪ.آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻫﻢ زﻣﺎﻧﻲ دﻗﻴﻖ ﻛﺎر اﻧﺴﺎﻧﻲ ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ ﻧﺒﻮدﻧـﺪ و ﺑـﻪ ﻧﺪرت از واﺣﺪﻫﺎی ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺑﺮای اﻧﺪازه ﮔﻴﺮی ﻓﻮاﺻﻞ ﻛﻮﺗﺎه زﻣﺎﻧﻲ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲﻛﺮدﻧﺪ. آﻧﺎن ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﻌﻤﻮل زﻣﺎن را ﻧﻪ ﺑﻪ واﺣﺪﻫﺎی ﺛﺎﺑﺘﻲ ﻧﻈﻴﺮ ﺳﺎﻋﺖ ﻳﺎ دﻗﻴﻘﻪ، ﺑﻠﻜﻪ ﺑﻪ ﺑﺨﺶ ﻫﺎی ﺑـﻲ ﻧﻈـﻢ و ﻏﻴـﺮ  دﻗﻴﻘﻲﻛﻪ ﻧﻤﺎﻳﺎﻧﮕﺮ زﻣﺎن ﻣﻮرد ﻧﻴﺎز ﺑﺮای اﺟﺮای وﻇﺎﻳﻒ روزﻣﺮه ﺑﻮد، ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻲ ﻛﺮدﻧﺪ؛ اﻣﺎ اﻧﻘﻼب ﺻﻨﻌﺘﻲ ﺗﺼﺎوﻳﺮ ذﻫﻨﻲ ﻣﺮدم درﺑﺎره زﻣﺎن را دﮔﺮﮔﻮن ﻛﺮد. در اﻳﻦ دوره ﺑـﻪ ﺟـﺎی ﻓﻮاﺻـﻞ زﻣـﺎﻧﻲ ﻣﺒﻬﻢ،ﺟﻮاﻣﻊ ﺻﻨﻌﺘﻲ ﺑﻪ واﺣﺪﻫﺎی ﺑﺴﻴﺎر دﻗﻴﻘﻲﻣﺜﻞ ﺳﺎﻋﺖ، دﻗﻴﻘـﻪ و ﺛﺎﻧﻴـﻪ ﻧﻴـﺎز داﺷـﺘﻨﺪ ﻛـﻪ ﻣﻲﺑﺎﻳﺴﺖ اﺳﺘﺎﻧﺪارد و  از ﻓﺼﻠﻲ ﺑﻪ ﻓﺼﻞ دﻳﮕﺮ و از ﺟﺎﻣﻌﻪ ای ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ دﻳﮕﺮ ﻗﺎﺑـﻞ ﺗﺒـﺪﻳﻞ ﺑﺎﺷـﺪ.(سپورت[17]،1385).

شناخت زمان و ارزش نهادن به آن از ویژگی­های مردان و زنان بزرگ است؛ چه بسا فرصت­ها و زمان­های مناسب که به علت بی­توجهی و یا غفلت از دست می­روند. تشخیص درست و به موقع مشکلات و حوادث و راه­حل آن­ها از ضروریات مدیریت زمان است. اساساً همان­گونه که زندگی انسان از چرخه­ها و دوره­های خاص رفتاری شکل می­گیرد، تربیت نیز که باید بر پایه این دوره­ها اعمال گردد از اهمیت به سزایی برخوردار است. شناخت زمان مناسب­ترین تصمیمات و رفتارهای تربیتی تضمین­کننده مربیان و مدیران آموزشی می­باشد. متأسفانه با این که علم مدیریت از ابتدای این قرن پیشرفت چشمگیری داشته و در موضوعات مختلف کار شده از مدیریت زمان کمتر سخن رفته است. ( شادمان فر، 1392).

یکی از بهترین راه­های استفاده از زمان محدود و با ارزش عمر به کارگیری دائمی و هوشیارانه « مدیریت زمان » است. « مدیریت زمان » یعنی این که کنترل زمان و کار خویش را به دست بگیریم و اجازه ندهیم که امور و حادثه­ها ما را هدایت کنند. به تعبیر دیگر « مدیریت زمان» همان مهارت­هایی است که برای اداره کردن خود نیازمندیم. ( صفا، 1389 ).                                                                                  در مدیریت زمان تعیین اولویت­های کاری از اهمیت بسزایی برخوردار است و اولویت با امور و کارهایی است که فوریت دارند و اهمیت بیشتری دارند. اغلب این دو عامل در تعرض قرار می­گیرند یعنی ممکن است کاری فوری باشد اما مهم نباشد و یا بر عکس؛ همیشه کار امروز فوریت دارد در حالی که برنامه­های سال بعد فوریت روز نیست به این سبب امروز، فردا را تحت­الشعاع قرار می­دهد. برای رفع این مشکل لازم است اولویت­های امروز و اولویت­های برنامه­ریزی آینده را تعیین کنیم. ممکن است این امر اغلب به این معنی باشد که برخی از کارهای امروز از برنامه خارج شوند. ( فرنر، 1995، به نقل باغداساریانس و همکاران،1389).

[1] .Rabinz

[2].Alek makenzi

[3] .Miler

[4].Dilon

[5].Kerinter

[6] .Kameron

[7] .Sterton

[8] .Meredit

[9] .Moet

[10] .Foner

[11]. Pterson

[12] .Wodi & Kook

[13] .Beri & Testerton

[14] .Keli

[15] .Nonis & Hadson

[16] .Boril & Morghan

[17] .Seporet