:دانلود فایل متن کامل پایان نامه در سایت

sabzfile.com

سیر و مراحل ایجاد فرسودگی شغلی

  1. مرحله ی ماه عسل

زمانی است که ما در جایی استخدام می شویم و با شور و شعف خاصی کار خود را شروع می کنیم. این احساسات عبارتند از:  تهییج ، اشتیاق ، غرور و چالش . ممکن است زودتر از وقت معمول سر کار حاضر شویم و دیرتر هم محیط کار را ترک می کنیم . شروع به کار ، ذخایر و انرژی ما را خارج می کند . اگر تقویت ، تحسین ، تشویق و رضایت به دنبال کار نباشد، کاهش انرژی آغاز می شود و فرد بدون آن که خودش متوجه باشد، به تدریج از انرژی جسمی و روانی تهی می شود .

  1. مرحله ی کمبود سوخت

مرحله ای است که فرد احساس کم آوردن انرژی می کند و نارضایتی شغلی و خستگی شروع می شود . در این مرحله فرد نوعی احساس مبهم زوال ، خستگی و گیجی را تجربه می کند. نشانه های این مرحله عبارتند از: نارضایتی شغلی ، عدم کارایی، اختلال در خواب و احساس خستگی . فرد سعی می کند از طریق پناه بردن به مصرف سیگار ، مواد مخدر ، مشروب ، انجام دادن خرید های تفننی ، خوابیدن زیاد و … به نوعی خود را فریب دهد .

  1. مرحله ی نشانه ی مزمن

 این مرحله که با نشانه های فیزیولوژیکی همراه است. در فرد احساس خستگی مزمن ، سردردهای دوره ای، ترش کردن معده ، خشم و افسردگی شدید شدت پیدا می کند.

  1. مرحله ی بحران

در این مرحله بدبینی عمیق ، شک به توانایی های شخصی، حساس بودن به بیماری ها ی جسمی ناشی از درماندگی و نا امیدی و بروز ذهنیت فرار و پاسخ گریز از مشکلات پدید می آید. در این مرحله ممکن است بیماری های جسمی فرد که در مرحله قبل وجود داشت به صورت حاد و مزمن نیز جلوه گر شوند .

 

  1. برخورد با دیوار(مرحله به بن بست رسیدن )

این مرحله از نشانگان فشار روانی ناشی از فرسودگی شغلی با به پایان رسیدن نیروی فرد برای سازگاری با محیط کار مشخص می شود ، یعنی فرد مستعد خطر از دست دادن شغل می شود با مراجع، همکاران و مدیر در محل کار درگیر می شود در خانه نیز با همسر و فرزندان خود بر خوردهای مکرری نشان می دهد( شوشتری ،تیموری نصب و احرامی ، 1388).

2-2-4  عوامل پیش سندرم فرسودگی شغلی

استرس یا فشار شغلی، به باور بسیاری از پژوهشگران یکی از مشکلات عمده و فراگیر محیط های کاری است .از نظر کلی می توان استرس شغلی را پاسخ به فشارهای ناشی از محیط کار دانست . متغیرهای متعددی درمحیط کار ممکن است منجر به استرس شغلی شوند . از میان متغیرهای گوناگون می توان متغیرهایی نظیر مخاطره آمیز بودن کار، تعارض نقش، ابهام نقش، گرانباری نقش و وظایف کاری و ناهمخوانی بین تقاضای شغلی با منابع در دسترس فرد را برشمرد .این عوامل  ممکن است به استرس و فشار شغلی منجر شوند. و همچنین فرسودگی شغلی دارای سه بعد خستگی هیجانی، مسخ شخصیت، و احساسی کفایتی می باشد، که هر سه بعد این متغیر، در صورتی که افراد از وظایف خود آگاهی کاملی داشته باشند، از شفافیت نقش متأثر خواهند بود. به عبارتی دیگر افراد با آگاهی از وظایفشان احساس کفایت بیشتری خواهند داشت ، و خستگی هیجانی و مسخ شخصیت کمتری را تجربه خواهند کرد و در نتیجه کمتر به سندرم فرسودگی شغلی مبتلا خواهند شد . چرا که این سندرم با ایجاد تصور منفی از خود، نگرش منفی نسبت به شغل و فقدان احساس ارتباط با مددجو مرتبط است (شوشتری، خاوجه الدین ، عرب گل و الهی، 1383) .

 

عوامل ایجاد این سندرم نیز به شرح زیر می باشد:

عوامل محیطی: اسکات به نقش این عوامل در بروز فرسودگی شغلی اشاره می کند. در محیط های کاری که دارای ویژگی های زیر می باشند، فرسودگی شغلی پدیدار می شود:

  1. فشار های ناشی از مواجهه با تقاضا ها و درخواست های مکرر دیگران .
  2. رقابت سخت و فشرده .
  3. نیاز های مالی و تلاش برای کسب در آمد .
  4. محرومیت از آنچه فرد شایسته آن است(قدیمی و حسینی ، 1385) .

2-2-5  دلایل ایجاد عدم انگیزه و رسیدن به فرسودگی شغلی

  1. نبودن پاداش :

پاداش ستایش، احساس رضایت ، اعتماد به نفس بالا ، ترفیع ، بخشش، شهرت ، اعتبار ، چالش ، ماجرا جویی و هر آن چیز که باعث احساس مثبت می شود ، را در بر می گیرد .

  1. احساس بی قدرتی:

فرد باید به این احساس برسد که قوی است و قدرت نفوذ بر آنچه که بر ما تاثیر می گذارد را دارد. اینکه کسی احساس کند نمی تواند بر آنچه که برای او اتفاق می افتد کنترل داشته باشد و احساس کند که بی پناه است و کسی از او حمایت نمی کند بدترین تجربه انسانی است . هر زمان که فرد فکر کند جهان غیر قابل کنترل است با مشکلات فراوانی روبرو خواهد شد .

  1. احساس کاهش قدرت فردی:

قدرت فردی یعنی توانایی نفوذ فرد بر دنیای اطراف به همان روشی که می خواهد این قدرت و این احساس ، مخالف حس بی پناهی است  این حس به فرد کمک می کند که کار خود را تحت کنترل در آورد در حالی که فرد کنترل کمی بر سایر افراد دارد اما می تواند خود را کنترل نماید و زمانی که احساس بی پناهی می کند بعضی چیز ها را فراموش می نماید. وقتی فرد توانمندی های خود را توسعه می دهد می تواند حس مهارت و کنترل بر زندگی خود را نیز توسعه دهد. تجربه حس مهارت هر چیزی را تغییر می دهد زیرا این حس بر تمرکز فرد بر مواردی که در آن مهارت دارد ، تاکید می نماید ، اعتماد به نفس را افزایش می دهد و می تواند به فرد کمک کند که بهتر خود را مدیریت کند.

  1. ضعف در خود مدیریتی :

خود مدیریتی موثر نیازمند به دانش و مهارت است . تعداد اندکی از افراد در مورد این که چگونه باید خود را به درستی مدیریت نمایند، اطلاعات دارند و سایرین بسیار به نکات منفی توجه می کنند و از دانش شخصی خود بهره می گیرند در صورتی که می بایست این مهارت را از دیگران بیاموزند (گل پرور و حسین زاده ،1390) .

2-2-6  علایم  افسردگی شغلی

  1. علایم جسمانی
این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دیدگاه‌های نظری درباره­ دین

شامل کاهش انرژی ، خستگی مزمن ، ضعف ، افزایش آسیب پذیری در مقابل بیماری ها ، درد های پشت ،شکایات متعدد جسمانی و اختلال خواب .

  1. علایم هیجانی

درماندگی ، ناامیدی ، افزایش تنش و تعارض در خانه ، افزایش حالت های منفی عصبی مانند بیقراری ، عصبانیت ، تحریک پذیری و کاهش حالات عاطفی مثبت مانند صمیمیت ، فروتنی و ادب .

 

  1. علایم روانی

شامل نارضایتی و نگرش های منفی نسبت به خود ، شغل ، زندگی و در نهایت(رفتارهای کناره گیری از کار )غیبت و فرار از کار می باشد ( گل پرور و نیری ، 1389).

 

2-2-7  علایم هشداردهنده فرسودگی شغلی

  1. احساس پوچی

برای افرادی که دچار فرسودگی شغلی شده اند، کار کردن بی معنا وبی مفهوم می شود وبه جایی می رسند که از خود سوال می کنند آیا در ازای کار کردن، چیزی به دست می آورند یا نه؟ در اینجا تردید جای بهره وری را می گیرد و کار کردن، بی نتیجه وبی هدف به نظر می آید. به هرحال یکی از نشانه های مهم فرسودگی شغلی، بحران موجودیت وهویت شغلی است یعنی کار، پوچ وبی معنی به نظر می آید و فرد احساس بی هدفی وسردرگمی می نماید.

  1. احساسات وهیجان های منفی

احساس دلسردی، عصبانیت، نگرانی، ناخشنودی واحیانا دلواپسی، جزءاحساسات وهیجان های منفی قلمداد می شوند.افرادی که در چرخه فرسودگی شغلی گرفتار آمده اند، غالبا تجربه این نوع احساسات منفی را هرروز بیشتر خواهند داشت و درپایان احساس خستگی و ناتوانی می کنند. باید توجه داشت همه کسانی که گرفتار عارضه فرسودگی شغلی شده اند، احساسات مشابهی راتجربه نخواهند کرد، اما غالبااحساس ترس، گناه و فشارروانی درهمه آنها مشترک است(جکسون ، 2011) .

 

 

  1. ازدست دادن انگیزه

کاهش انگیزه درشغل نیز همانند احساس پوچی و بی هدفی، از مشخصات فرسودگی شغلی است. افراد مبتلا به فرسودگی شغلی انگیزه های اولیه ای را که در بدو ورود به سازمان داشته اند، از دست می دهند ورفت وآمدشان به محل کار بدون هدف واز روی اجبار صورت می گیرد.

  1. افسردگی

افسردگی و بی حوصلگی از بدترین حالت هایی است که هر کدام به تنهایی می توانند پیامدهای منفی بسیار به همراه داشته باشند. فردی که دچارافسردگی شده است، نه تنها آینده روشنی را درپیش روی خود نمی بیند، بلکه گذشته خویش را فراموش می کند و به گذشته خود حسرت می خورد هرچند ممکن است این نوع افسردگی ازموقعیت های شغلی فرد آغاز نشده وریشه در سایر موقعیت ها داشته باشد، اما همه جنبه های زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد ( گل پرور و نیری  ومهداد، 1389).

  1. سوءمصرف مواد

وقتی مشکلات شغلی مزمن می شوند، فرد به دنبال راه حل هایی برای فرار ازموقعیت های فشارزا می گردد. اغلب این افراد، الکل بیشتری می نوشند،کم خوراک یا پرخوراک می شوند ازقرص های خواب آور، آرامبخش ها ومحرکها استفاده می کنند ومیزان مصرف سیگار، نوشیدنیها، قهوه، شکردراین افراد بالا می رود. هرچندانگیزه فردازروی آوردن به این مواد، فرار ازموقعیت های مشکل زا بوده است، اما اینکار نه تنها مشکل اوراحل نمی کند، بلکه خطراعتیاد وی را نیز درپی خواهد داشت.

 

 

سیکل نادرست:

علایم فرسودگی شغلی، زندگی فرد را مختل می سازد، احساس گناه، ناامیدی و فرسودگی در فرد به وجود می آید وبا از بین رفتن اشتیاق واحساسات مثبت در او،بیماری ها آغاز میشوند عملکرد فرد به طور کامل افت پیدا می کند و با این کاهش عملکرد ، احساس گناه در وی ظاهر می شود و در نتیجه، سیکل معیوبی پدید می آید (گل پرور، واثقی و جوادیان ، 1390) .

  1. عقب نشینی احساسات

افرادی که دچار فرسودگی شغلی می شوند، رفته رفته احساسات مثبتی که نسبت به کارشان را داشته اند، از دست می دهند وبی تفاوتی واحساسات منفی را تجربه می کنند، زیرا چنین می اندیشند که اجتماع نتوانسته است آنها راحمایت کند.این عقب نشینی و قطع ارتباطات دوستانه و کنار کشیدن از امور و کسانی که به آنها علاقه دارند باعث از دست دادن پشتیبانی و حمایت اجتماعی شده و میل به تنها بودن درآنان قوت می گیرد. این رویداد، خود باعث تشدید فرسودگی شغلی در این افراد می شود.

  1. کاهش عملکرد

در روند فرسودگی شغلی، فرد از کار خود خسته میشود واشتیاق وهمچنین تمرکز  خود را ازدست می دهد و نمی تواند برای انجام دادن وظایف شغلی خود، به درستی تصمیم گیری کند در این شرایط سطح عملکرد شغلی فرد کاهش یافته و هرچه کار کسل کننده تر می شود، احتمالا تعداد موارد غیبت فرد از کار نیز، افزایش می یابد در این شرایط، حتی وقتی که فرد در محیط کار خود حاضر می شود، از نظر فکری فعال نیست. بروز بیماری های جسمی، مصرف مواد و کشمکش های بین فردی نیز ادامه کار را برای فرد مشکل تر می سازد و همه این عوامل مجموعا باعث کاهش عملکرد شغلی او می شوند (گل پرور و همکاران ، 1383).

8.کاهش سطح سلامت جسمی

فرسودگی شغلی میتواند احساسات وعواطف فرد را دستخوش تغییر کند و این تغییرات نیز موجب افت ونزول وی در همه ابعاد زندگی می گردد این افراد پیوسته ناخوشی های مزمنی مانند سرماخوردگی، سردرد و کمردرد راتجربه میکنند . همچنین ممکن است این افراد گرفتار تنش های فیزیکی شوند. این تنش ها می توانند بسیار آسیب زا باشند و فرد مبتلا را بیش از سایرین دچار بیماری هایی از قبیل آنفلونزا، واکنش های آلرژیک، بی خوابی، مشکلات قلبی­ _ عروقی وگوارشی کنند.

  1. مشکلات بین فردی

وقتی فرد دچار افسردگی گردید، برقراری ارتیاط با همکاران،دوستان واعضای خانواده خود بصورت فزاینده ای مختل می گردد و تمایل وی نسبت به عقب نشینی ازاجتماع، تشدید می گردد.  در بسیاری از موارد، تمایل فرد نسبت به کناره گیری قطعی است و گفته می شود که این افراد به اصطلاح غیردسترس می شوند.

  1. یاس وناکامی

زندگی سرشاراز مواردی است که انسان در مواجهه با آنها، احساس یاس وناکامی می کند. امااحساس ناکامی پی در پی درشغل، می تواند نشانه ای از بروز فرسودگی شغلی باشد. دراین حالت، شغل برای فرد امیددهنده وارضاکننده نیست و شخص آینده حرفه ای اش را تیره و تار می بیند. با فزونی گرفتن احساس نارضایتی و ناکامی، فرسودگی شغلی نیز تشدید می شود واحساس ناامیدی و ناکامی به سایر جنبه های زندگی فرد نیز، سرایت میکند ( گل پرور و همکاران ، 1390).