:دانلود فایل متن کامل پایان نامه در سایت

sabzfile.com

– ضرورت انجام مداخله برای کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای

طبق گزارش DSM-IV-TR ، 16 درصد کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای هستند(کاپلا و سادوک، 1379 ترجمه پورافکاری). کازدین(1987) مطرح کرده است که کودکان با اختلالات رفتاری بین 2/1 تا 3/1 کودکان و نوجوانان ارجاع داده شده به کلینیک های روانپزشکی هستند. اختلالات رفتاری دلیل بسیار رایجی برای ارجاع کودکان به مراکز خدمات سلامت روان است. کودکان با اختلالات رفتاری احتمالاً از مدرسه اخراج می شوند، بیکارند و رفتارهای اجتماعی مناسبی ندارند(کازدین و وایتلی، 2003).

وبستر- استراتون وهامند[1] گزارش کرده اند که اختلال نافرمانی در کودکان می تواند زمینه ساز مشکلات دیگری در جوانی و بزرگسالی باشد از جمله طرد از طرف همسالان، مصرف دارو و ابتلا به افسردگی. شمسی وهلاچی[2](1991 به نقل از کان، 2004) مطرح کرده اند که این کودکان احتمالاً از لحاظ اجتماعی و مالی مسئولیتی به دوش جامعه هستندبارکلی (1997) معتقد است که در درمان اختلال نافرمانی زود هنگام مهم است زیرا با ناسازگاری در نوجوانی و اوایل جوانی مرتبط است.

در مطالعه ای دیگر کریستوفر و مورتوت[3] (2001 به نقل از هامرسن، 2006) نشان داده اند که بیش از 55 درصد از کودکان ارجاع داده شده به خدمات درمانی با رفتارهای پرخاشگری و نافرمانی شناخته شده اند. اختلال نافرمانی می تواند بر خانواده، مدرسه و اجتماع تاثیر گذارد. این مطالعه یادآور می شود که کودکان دارای علائم اختلالات رفتاری از جمله اختلال نافرمانی در خطر ابتلا به مصرف دارو ، الکل و مواد مخدر و فرار از مدرسه هستند.

وارلاک (1995 به نقل از اسکولوز و تریون، 2007) بیان کرده است که بین 10 تا 12 درصد از کودکان مشکلات کلینیکی را در طول دوره های تحصیلی نشان می دهند. بسیاری از این کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی هستند و اگر درمان نشوند در خطر ابتلا به اختلال سلوک هستند. کازدین(1990)به نقل از برینکمیر، 2006) اشاره کرده است که تنها بین 10 تا 30 درصد از کودکان با اختلالات رفتاری مراقبت را دریافت می کنند. بارکلی (1997) مطرح کرده است که کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی در آینده مشکلات تحصیلی، کاهش ارتباط با همسالان، افسردگی، تصور خودکشی و یا تلاش برای خودکشی را خواهند داشت.

این اختلال اگر در کودکی دارای علائم نافرمانی از بین نرود باعث ایجاد حالات عاطفی منفی مانند پرخاشگری در همسالان، معلمین و والدین خواهد شد و این خود یک چرخه منفی را ایجاد می کند بدون پژوهشهای ساختارمند والدین اغلب نمی دانند نسبت به رفتارهای کودکانشان چگونه برخورد کنند. اگر درمان مناسب فراهم شود علاوه بر بهبود پیشرفت تحصیلی وکاهش رفتارهای منفی نیز از پیشرفت اختلال نافرمانی به اختلال سلوک جلوگیری می شود و این کمک بزرگی به این کودکان است و نقش تاثیر گذاری در آینده آنان خواهد داشت(باری، 2001). با توجه به مطالب گفته شده درمان برای کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای لازم و ضروری است.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   سلامت روانی به معنای فقدان بیماری!

مداخلات انجام شده بر کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای عبارتند از:

  • روان درمانی: در این شیوه با به کارگیری فرایندهای رفتاری-شناختی به اصلاح مهارت های حل مسأله، مهارت های ارتباطی و کنترل هیجانات می پردازد(کاکاوند، 1385).
  • خانواده درمانی: خانواده درمانی اغلب بر ایجاد تغییراتی در سیستم خانواده متمرکز است مانند: بهبود مهارت های ارتباطی و تعاملات خانوادگی.
  • درمان از طریق گروه همسالان : این شیوه اغلب به بهبود مهارت های اجتماعی و مهارت های بین فردی متمرکز است.
  • مداخلات طبی: تاکنون درمان پزشکی که تاثیر قابل توجهی بر کاهش رفتارهای منفی در کودکان نافرمان داشته باشد تشخیص داده نشده است. البته برای کودکانی که این اختلال را همراه اختلالات دیگر مثل بیش فعالی دارند، درمان هایی مانند استفاده از ریتالین پیشنهاد شده است(باری، 2001).
  • آموزش والدین: چون اختلال نافرمانی مقابله ای معمولاً قبل از دبستان یا سالهای اولیه دبستان ایجاد می شود و در این سن رفتار کودکان تحت تاثیر پیامدهای بیرونی است که توسط والدین اعمال می شود و چون این گونه کودکان بر رفتار خود کنترل نداشته و در بازداری رفتارهای تکانشی با دشواری مواجه هستند، تمرکز درمان تنها بر خود کودک نتایج محدودی به دنبال خواهد داشت و باید به آموزش مهارت های کنترل مناسب به والدین و نیز اصلاح باورها و شناخت والدین در مورد کنترل رفتار پرداخت. تا کنون اموزش انضباط به والدین (پدر یا مادر) که بر افزایش رفتارهای مثبت و کاهش رفتارهای منفی در کودک از طریق تعلیم اصول یادگیری اجتماعی و مهارت های کنترل رفتار به والدین تاکید دارد بهترین درمان آزموده شده برای اختلال نافرمانی مقابله ای(هنگامی که از سایر اختلالات ایذایی متمایز شود) است. در مقایسه با سایر درمان ها (خانواده درمانی ، توجه، دارو نما و … ) و گروه های گواه غیر درمانی، آموزش والدین (پدر ومادر) به نتایج بهتری انجامیده و معمولاً مهارت های تربیت فرزند و همچنین فرمانیرداری کودک را بهبود بخشیده است (راینیکه و همکاران، 1379 ترجمه علاقه بند راد و فرهی).

[1]– Webster & Hamand

[2]– Shamsi & Hlagy

[3]– Hommersen