:دانلود فایل متن کامل پایان نامه در سایت

sabzfile.com

فرضیه خود-درمانی در مورد سوء مصرف مواد

فرضیه خود- درمانی ،استفاده اعتیادی از مواد شیمیایی یا رفتارها را به کاهش درد روانشناختی نسبت می دهد(گیلکاپ،لیویت،و بلیچ[1]2002؛گریلی و اویی[2]،1999).در این بافت افراد ازچیزهایی مانند عمل جنسی ،الکل،خوردن ،کار یا کوکایین برای درمان پریشانی خود یا فرار از واقعیات دردناک استفاده می کنند.شواهد مربوط به کارآمدی این مدل را می توان در همبستگی بالای بین مصرف موادو تجربه بهره کشی در دوران کودکی یافت.رفتارهای اعتیادی به میزان زیادی در بین کسانی یافت می شود که در معرض بهره کشی به ویژه بهره کشی جنسی قرار گرفته اند،و از اعتیاد به عنوان ابزاری برای کنار امدن با ضربه هیجانی و شرم ناشی از آن استفاده می کنند(بریمز،جانسون،نیل،فریمان2004[3]،نقل شده در یونکه؛برایس هاگدورن،2006).افرادی که از اختلالاتی مانند افسردگی ،اضطراب و روانگسیختگی رنج می برند،در مقایسه با افراد سالم به احتمال بیشتری از مواد شیمیایی یا رفتارهای منجر به دگرگونی ذهن استفاده می کنند،تا خلق و تجارب خود را تنظیم کنند(یونکه؛برایس هاگدورن،2006).

2-4-6 نظریه های شخصیت :

شخصیت اعتیادی بدان معناست که وقتی افراد،رابطه ای اعتیادی با یک ماده شیمیایی یا رفتار شکل می دهند ،همیشه مستعد شکل دهی روابط اعتیادی دیگر خواهند بود.با اینکه پژوهشگران زمان قابل توجهی به بررسی شواهد تجربی شناساننده ویژگی ها و خصایص این نوع شخصیت اختصاص داده اند(مانند دیویس،کاتزمن و کیرش [4]،1999؛ دیویس و کاروینن[5]،2002؛ جانسن[6]،2003؛سیمور[7]،2003) ،شواهد موجود اغلب آمیخته و غیر قطعی هستند.درعوض،قسمت اعظم اطلاعات مربوط به این پدیده ،بالینی و حکایتی هستند.با توجه با اینکه ضرب المثل “یک بار که معتاد شدی،همیشه معتاد هستی” مبتنی بر این فلسفه است(یونکه؛برایس هاگدورن،2006).

نتایج تحقیقات مختلف نشان می دهد که 30تا60درصد بیماران مبتلا به سوء مصرف مواد یا وابستگی به مواد واجد ملاک های تشخیصی اختلال شخصیت ضداجتماعی هستند.به عبارت دیگر ،درصد بالایی از این افراد دارای یک الگوی رفتار ضد اجتماعی نیز هستند؛خواه این الگو قبل از شروع مصرف وجود داشته باشد و خواه در طی مصرف مواد ظاهر شده باشد.افرادی که تشخیص وابستگی به مواد به همراه اختلال شخصیت ضد اجتماعی دارند ،آسیب روانی بیشتری دارندو تکانشی تر،منزوی تر و افسرده تر از بیمارانی هستند که فقط تشخیص اختلال شخصیت ضد اجتماعی را دریافت کرده اند(کاپلان ؛سادوک،2000،نقل شده دربزمی،1390).هکی مین و گرشان[8](1068) دریافتند که مصرف کنندگان هرویین اغلب اجتماع ستیزند(نقل شده دراحمدوند،1387).یکی از باورهای عمده مربوط به شخصیت اعتیادی ،در اصل ،به شخصیت جداساز و خصمانه مربوط می شود.”خود”در مقابل”معتاد”(ناکن،1996).ناکن با بررسی گسترده شخصیت اعتیادی اظهار کرد ،”خود نشانگر وجه انسانی و بهنجار شخص معتاد است،در حالی که معتاد نشانگر وجهی است که توسط اعتیاد خورده و تغییر شکل داده می شود”(نقل شده در،یونکه ؛برایس هاگدورن،2006).استفاده اعتیادی از مواد شیمیایی یا رفتارها،”معتاد” را تقویت می کند و باعث پیدایش خصیصه ها و رفتارهای منشی مخرب و خود-ابقا[9] (مانند لذت طلبی،کنترل گری،خودمحوری،رفتارهای بچه گانه ،تفکر وسواسی،تفکر همه یا هیچ، ترجیح انزوا،تفکر هذیانی،احساسات شرم آلود و وابستگی) می شود.در عین حال ،استفاده مداوم اعتیادی به تخریب “خود”منجر می شود و باعث از بین رفتن شانس داشتن هرگونه روابط واقعی و همچنین توانایی حفظ احساس پیوند معنوی می گردد(یونکه،برایس هاگدورن،2006).

ژیلبرت و لمباردی[10] (1976) ، در مقایسه 45 معتاد با یک گروه غیر معتاد به این نتیجه رسیدند که ویژگی برجسته معتادان عبارتند از: ویژگی های پسیکوپاتیک،افسردگی،تنش،ناایمنی،احساس بی کفایتی، و اشکال در تشکیل روابط اجتماعی گرم و طولانی(نقل شده در،احمدوند،1387).

 

2-4-7  تبیین های شناختی[11] در مورد سوء مصرف مواد :

روان شناسان شناختی فرآیند های زیستی (نظیر ادراک، یادآوری، استدلال، تصمیم گیری و حل مسئله) را مطالعه و تفسیر می کنند . این رویکرد علت عمده رفتار را فرایند های شناختی (افکار و ادراک فرد) می داند و بیان می دارد که تنها از طریق برسی فرایند های ذهنی می توان دریافت که چرا افراد رفتار خاصی را انجام می دهند. رفتار فرد با ارزیابی های شناختی از وقایعی که در گذشته روی داده است و اتفاقاتی که احتمال دارد در آینده روی دهد ، شکل می گیرد.ادراک فرد از رویداد ها ، تفسیر ها و اسناد های فرد از رفتار های خود ، الگوی فکری بیانات شخص ، راهبرد های شناختی در رفتار او نقش دارد و نحوه تفکر او احساس و رفتارش را شکل می دهد. بر اساس این دیدگاه علت اعتیاد رویداد های محیطی نیست بلکه برداشت ها و تصورات افراد از این رویداد ها است که باعث گرایش فرد به اعتیاد می شود. معتادان از رفتار اعتیادی خود نتایج مثبت می گیرند و تجربه خود را به روش مثبت ارزیابی می کنند ولو آنکه تجربه آنها اساساً منفی باشد.در پژوهشی معلوم شد مصرف کنندگان مواد بیش از آنکه از اثرات ماده مصرفی تأثیر بپذیرند ، تحت تأثیر انتظارات خود از مصرف ماده قرار می گیرند. انتظاراتی که منشأ آن ؛ تجربه های قبلی مصرف ، انتظارات و دیدگاه های دوستان ، رسانه های جمعی و توصیفات شخصی است(خادمی،ابالفضل.نقل شده در  ناجی،1388 ).گساب (1994) اینطور اعتقاد دارد که افراد به طور آنی و توجیه ناپذیر به طرف مصرف مواد کشیده نمی شوند،بلکه آنها به طور فعال درگیر مصرف مواد می شوند و مولفه هایی چون نگرش ها،باورها،هدف ها و انتظارات شخص در این میان نقش مهمی را بازی می کنند،به طور نمونه ،افرادی که انتظار کاهش تنش ،اضطراب و دیگر مشکلات جسمانی را در اثر مصرف مواداز خود نشان می دهند(نقل شده در بزمی،1390).

بر اساس این رویکرد ، برخی از خصوصیات افراد که آنها را در معرض اعتیاد قرار می دهند :

  • حساسیت بیش از حد به احساسات خود و دیگران.
  • کمبود انگیزه برای کنترل رفتار.
  • تکانشگری.
  • هیجان طلبی، تحمل کم و بی حوصلگی.
  • آستانه پایین برای تحمل ناکامی.
  • نداشتن روش های کسب لذت اجتماعی پسند.
  • احساس نومیدی برای رسیدن به اهداف. (وزیران و همکاران ، 1381)

2-4-8 تبیین های اجتماعی و فرهنگی  در مورد سوء مصرف مواد :

عوامل اجتماعی و محیطی چون نگرش اجتماعی،قانون ها،قیمت مواد مخدر و دسترس پذیری،نقش بسیار مهمی در شروع مصرف و تجربه کردن مواد دارد.به طور کلی، اگرچه عوامل فردی چون آسیب پذیری در ایجاد روند رشد سوء مصرف و وابستگی تاثیر دارند،عوامل دیگری چون محیطی و اجتماعی نیز بر مصرف مداوم تاثیر می گذارند.بنابراین در بروز اعتیاد،تعیین کننده های تعاملی چند گانه ای نقشی بسیار کلیدی دارند.این تعیین کننده ها می توانند شامل ویژگی های شخصیتی باشند،اما قوی ترین شان عوامل بوم شناختی،اجتماعی-اقتصادی یا فرهنگی است،مانند فراهم بودن شرایط برای انجام رفتارهای اعتیادزا و تاثیر دوستان طیف گسترده تعیین کننده ها دسته ای از عوامل هستند که بر روی عوامل بازدارنده از رفتار اعتیاد آور ،عوامل غیر تشویقی و نیز تشویقی رفتار عمل می کنند(رابرت وست[12]،2006،نقل شده در بزمی،1390).

در نظریه الگوی رشد اجتماعی [13]، وابستگی به مواد به عنوان یک واکنش در نظر گرفته شده است.طبق این نظریه ،رشد اجتماعی نابهنجار[14] و تعاملات اجتماعی آشفته[15] از عوامل بسیار مهم بیرونی در بروز اعتیاد می باشند.در هر خانواده ای ،ارتباط از طریق ازدواج منجر به زندگی زناشویی می شودو با همکاری و تعاون بین زن و شوهر استحکام می یابد.موفقیت و همکاری اقتصادی موجب پیوند اعضاء خانواده ، بهبود ارتباط والدین و فرزندان و رفع نیازهای مادی اعضاء می شود.علاوه بر عوامل ژنتیکی، عوامل محیطی،اجتماعی و فرهنگیدر گرایش به وابستگی به مواد دخالت دارند.به عنوان مثال ،افرادی با زمینه اجتماعی-اقتصادی پایین ،بیشتر در دام مصرف مواد می افتند، و یا کسانی که تحصیلات پایینی دارند، بیشتر با کسانی که وضعیت تحصیلی ضعیفی در مدرسه داشته اند، معاشرت می کنند و همچنین افرادی که در محیط هایی پرورش یافته اند که میزان جرم در آن ها بالا و دسترسی به مواد زیاد است و یا با دوستان ناباب در ارتباط بوده اند ،بیشتر در معرض خطر مصرف مواد قرار می گیرند(آلتمن[16]،1996).

از مهمترین مولفه های اقتصادی-اجتماعی که در شکل کیری وابستگی به مواد مطرح هستند، پایگاه اقتصادی پایین،درآمد کم،پیشرفت تحصیلی ضعیف،زندگی در محله و خانواده های پرجمعیت را می توان نام برد(لیندزی ؛ پاول،1996).نوجواننانی که مصرف کننده مواد هستنداحتمالا بیشتر با دوستان خود که وابسته به مواد هستند،ارتباط دارند و این ارتباط ، خود شانس درگیری بیشتر با مواد و ماندن در وضعیت دسترسی به مواد و حلقه دفاعی و حفاظتی از طرف دوستان و همسالان را افزایش می دهد(چیریلو استفانو،آر،بوینی ؛ جی، کامبیاز؛ آر،ماز،1997).

یکی دیگر از این تبیین ها ،نظریه نقش است.اثر نقش اجتماعی فرد بر پیدایش احتمالی اختلال اعتیادی،بخوبی مستند شده است.چندین مولف بر اثر واسطه ای نقش های اجتماعی و تغییرات نقش های اجتماعی بر مصرف الکل اشاره کرده اند.به طور مثال ، شواهد نشان می دهند که نقش های اجتماعی مانندآن هایی که بر اساس سن(سالخورده در مقابل جوان) ، جنس(مذکر در مقابل مونث)، سطح تحصیلات، وضعیت استخدامی(شاغل در مقابل بیکار) و وضعیت زناشویی(متاهل،مجرد،طلاق گرفته) ،همچنین گذاره های بین نقشی (مانند کذار از تاهل به طلاق،از بدون فرزند به پذیرش نقش والدین) تعیین می شوند، بر مصرف الکل اثر می گذارند(هاجما،نیبل[17]،1998؛نوی،لیمنزو دراپ،1997؛رابینز[18]،1991، نقل شده در یونکه؛برایس هاگدورن،2006).

یکی دیگر از تبیین ها نظریه اجتماعی فرهنگی است.محور نظریه اجتماعی فرهنگی ، چگونگی اثرگذاری فرهنگ بر تمایلات اعتیادی است.به طور مثال فیشر و هریسون[19](2005) اشاره کرده اند که فرهنگ فرد می تواند از اعتیاد به الکل جلوگیری کند.فرهنگ یهودیت را در نظر بگیرید:عمدتا به خاط استفاده متعادل آن ها از الکل،میزان اعتیاد به الکل در این گروه فرهنگی،پایین گزارش می شود.برای کسانی که در فرهنگ یهودی پرورش می یابند،مصرف الکل به شکلی مسولانه انجام می گیرد و جزیی عادی از اعمال اجتماعی و مذهبی است.همین موضوع را می توان در بسیاری از فرهنگ های اروپایی یافت که یک لیوان شراب در هر وعده غذایی در نظر گرفته می شود،و حتی کودکان از اشکال رقیق تر آن استفاده می کنند(اریکسون[20]،2005،نقل شده در  یونکه؛برایس هاگدورن).

2-5- شیوه های مختلف درمان اعتیاد

سوء مصرف مواد یکی از معضلات پیچیده ای است که به طور فزاینده ای مشکلات زیادی را برای جامعه به بار آورده است.و از دهه 1990-1980محققین با توجه به پیچیدگی مشکل به طور جدی تر ،به جستجوی روش های درمانی موثرتر پرداختند.این بیماری به صورت یه پدیده،یک علت یا یک معلول نمی باشد ،بلکه اعتیاد به صورت یک مدل زیستی ،روانی و اجتماعی است.

2-5-1 رویکرد زیستی:

وقتی وابستگی به مواد ایجاد شد ، فرد نیاز به تداوم مصرف دارد . در صورت قطع مصرف پس از 6 تا 8 ساعت از آخرین مصرف ، علائم محرومیت بروز می کند. نشانگان محرومیت معمولاً در روز دوم یا سوم به اوج می رسد و 7 تا 10 روز پس از آن فروکش می کند . اما برخی از نشانه ها ممکن است شش ماه بیشتر ادامه یابد. علائم محرومیت عبارتند از درد های شدید عضلانی استخوانی ، شکمی ، اسهال شدید ، آبریزش بینی ، اشک ریزش ، سیخ شدم مو ها ، خمیازه کشیدن ، تب ، افزایش فشار خون.برای کنترل این عوارض ، اقدامات درمانی خاص لازم است . شایعترین مداخله زیستی برای درمان وابستگی به مواد و برخی دیگر از انواع اعتیاد ، دارو درمانی است. (ناجی و زارعی ، 1388).

2-5-2-رویکرد روان درمانی:

هدف از روان درمانی ،درمان اختلال های روانی با استفاده از تدابیر روانشناختی است.روان درمانی شامل مداخلاتی است که در جهت پیشگیری از وقوع رفتار وابستگی به مواد به کار می رود.این مداخلات در جهت تغییر در وضعیت سیستم انگیزشی مثل تغییر در ارزیابی های شخص معتاد به کار می رود؛به عبارت دیگر ،مداخله هی روان شناختی ،بخش اجتناب ناپذیر از درمان وابستگی به مواد هستند.(اتکینسون ؛هیلگارد،ترجمه براهنی و همکاران،1372).یافته های بسیاری از تحقیقات نشان می دهند که افزودن روان درمانی به طرح کلی درمان افراد مبتلا به وابستگی به مواد افیونی ،مفیدتر از طرح های درمانی بدون روان درمانی است.بیمارانی که نشانه های چشمگیر روانی دارند،ممکن است تنها با تکیه بر مشاوره صرف ،پیشرفت زیادی نکنند و این نوع بیماران بهترین داوطلب برای روان درمانی بوده و بیشتر از سایر بیماران از آن سود می برند.همچنین ،برای آن که روان درمانی در پرداختن به آشفتگی روانی زمینه ای موفق باشد،پرهیز از مصرف مواد مورد سوء مصرف ،ضروری است(کاپلان ؛سادوک2000).

اهداف عمده روان درمانی در درمان افراد وابسته به مواد:

در این روش درمانگر به تحلیل شخصیت فرد معتاد و بیرون کشیدن عوامل ناخودآگاه که موجب گرایش و وابستگی به مواد و آگاه کردن بیمار از علت اعتیادش بر طبق روش ها و اصول این رویکرد می شود،به درمان می پردازد.در روان درمانی پویشی ،ابتدا سوء مصرف مواد به عنوان پسرفت [21]به مرحله رشدی جنسی دهانی تعبیر می شود؛اما امروزه درمانگران این حوزه این رفتار را بیشتر یک عمل انطباقی و دغاعی می دانند تا نوعی پسرفت.در حقیقت ،حالات پسرفت ممکن است با مصرف مواد عملا معکوس شود؛زیرا مواد دغاع های ضعیف را بر علیه عواطفی نظیر شرم و خشم تقویت می کنند.افراد معتاد همچنین اغلب نقایص عمده ای در مراقبت از خود دارند که ناشی از آشفتگی های رشدی اولیه ای بوده و موجب مختل شدن روند درونی سازی تصاویر والدین شدذه اند.بنابراین ،چون تسلط بر خود و تنظیم کنترل تکانه و عزت نفس برای این افراد مشکل است ،به مصرف مواد افیونی روی می آورند(کاپلان؛سادوک،2000).

سوء مصرف مواد ،جلوه ای ثانویه و سطحی از مشکلات عمیق چون تعارض نوروتیک ،کاستی های من و خود ،نقصان در کارکرد عاطفی و روابط شی است و نمی تواند کانون توجه مستقیم قرار گیرد.ورمر(1981) تعارض نوروتیک و وجود یک فرامن تنبیه کننده و سخت گیر را کانون اصلی سوء مصرف مواد مطرح می کند.فرد معتاد با مصرف مواد سعی می کند تسکینی گذرا برای سخت گیری و بی رحمی فرامن و ناراحتی عاطفی مرتبط با آن فراهم کند.طبق نظرات وی ،درمان روان پویشی به عنوان بخشی از برنامه ای جامع ،مراقبت هایی شامل خودیاری ،دارودمانی و خانواده درمانی را در نظر گرفته است(بروم[22]،1997).

 

2-5-3-گروه درمانی

به اعتقاد برخی از متخصصان بهداشت روانی ، گروه درمانی بهترین روش برای درمان بیماری دچار سوء مصرف مواد مخدر است . گروه برای معتادان این فرصت را فراهم می کند تا با سایر افرادی که مشکلی مشابه دارند صحبت کند و به شدن و دامنه اثر مواد مخدر را بر زندگی به روشنی درک نمایند .همچنین باعث می شود تا آن ها احساسات و رفتار های خود و دیگران را تمبر بفهمند.( اوئی و جکسون ، 1982 به نقل از ناجی و زارعی ،1390) .گروه درمانی مراجعان را قادر می سازد تا گذشته خود را در اینجا و اکنون خلق کنند و در مورد مشکلات ارتباطی و زندگی خود که باعث اعتیاد شده اند ، دوباره فکر کنند . این شیوه به جزء صرفه جویی در وقت و تسهیلات، محاسن دیگری نیز دارد از جمله احساس امنیت در گروه ، مواجه با مشاور و ایجاد ارتباطی اجتماعی با دیگران.

در بسیاری از موارد فرد در پرتو اثرات انگیزه ای گروه تغییرات و دگرگونی هایی در خود می بیند. مثلاً شرکت کردن در ایفای نقش چه به عنوان ایفاگر نقش و یا تماشاگر به او کمک می کند تا دیدگاههای تازه ای در ارزش ها و انگیزه های خود بیابد و این در زمینه رویارویی موثر با واقعیت ، یادگیری ارزشمندی است . فعالیت های گروه در عین حال که فرد را از مشکلات ناشناخته قبلی خود آگاه می سازد ، آرامش و تسکین در او را به وجود می آورند که ناشی از درک این نکته است که دیگران نیز مشکل مشابه وی دارند (نوابی نژاد ، 1370) .

درمان گروهی عبارتست از تشکیل جلساتی مرکب از 8تا 12نفر از افرادی که مرحله سم زدایی یا ترک را گذرانده اند و با انگیزه فراوان تمایل به درمان کامل و موفق را دارند.جلسات با هماهنگی و نظارت روان پزشک یا روانشناس برگزار می گرددو درمانگر افراد را مشخص کرده و برای جلسات درمان گروهی دعوت می کند.هر جلسه حدود 1 تا 2 ساعت به طول می انجامد و معمولا هر هفته یکبار در ساعت معین و از قبل تعیین شده تشکیل می شود(بزمی،1390).یکی از وظایف گروه درمانی ،مطرح کردن و در میان گذاشتن تجربیات یکدیگر و ارائه نتیجه ی آن در جلسات بعدی است.در این روش درمانی به معتاد کمک می شود تا نیروها و دفاع های ناهشیار خود را مطرح کند،آن ها را بشناسد و سازگارتر شود.معتاد فرا می گیرد که بدون وجود موانع،احساسات و افکار خود را به راحتی و آزادانه مطرح کند که این خود عاملی می شود که فرد معتاد علل و عوامل مشکلات و مسایل خود را بیان کند و رهبر گروه آن ها را تحلیل کند و از این طریق ،میزان تحمل اظطراب اعضاء گروه افزایش یافته و میزان سازگاری آن ها بیشتر می شود.در واقع افراد با مشاهده نحوه ارتباط با دیگران و نحوه کنار آمدن با مشکلات خود و مبادله کمک ،می توانند در مقابل مواد مخدر مقاوم تر شده و معتادین دیگر را نیز تشویق کنند(چاپل[23]،1992).

 

 

2-5-4- رویکرد رفتاری :

تکنیک های رفتار درمانی با اینکه نسبت به روش های دیگر آسان هستند،اما تاثیر مفیدی برای بسیاری از بیماران دارند.رفتار درمانی، راههای دیگری را برای کاهش اضطراب به افرادی که مبتلا به سوء مصرف الکل هستند می آموزد.در این روش بر آموزش آرمیدگی،جرات ورزی ،مهارت های خویشتن داری ورش های نوین برای تسلط به محیط تاکید می شود.برنامه های شرطی شدن کنشگر یا عاملی ،افراد الکلی را برای تعدیل یا متوقف کردن رفتار میگساری شرطی می کند.به علاوه از تقویت کننده هایی چون جوایز نقدی، امکانات بهتر برای اقامت و دستیابی به برخوردهای بهتر اجتماعی مفید می باشند(کاپلان ؛سادوک،2000).اساس درمان های رفتاری مبتنی بر اصول یادگیری می باشد که از شرطی سازی کلاسیک ،شرطی سازی کنشگر و نظریه های یادگیری اجتماعی به دست آمده است.همچنین رویکرد اصلی این نوع درمان ،تلاش برای کاهش توان محرک های شرطی مربوط به مصرف مواد به وسیله خاموش سازی کلاسیک یعنی ارائه محرک شرطی بی آنکه به دنبال آن مواد مصرف شود ،می باشد.به مجموعه این روش ها معمولا رویارویی با نشانه ها گفته می شود.

یکی از تکنیک های این رویکرد ، شرطی سازی بیزاری آور [24] است .در این روش برای درمان الکلیم ، به بیمار دارویی خورانده می شود که تهوع آور است .پیش از آن که آثار دارو ظاهر شود به بیمار قدری الکل داده می شود . یعنی منظره ، بو و مزه الکل با حالت تهوع دنبال می شود . این همایندی  مشروب الکلی با حالت تحوع چندین بار تکرار می شود تا این که سر انجام الکل به تنهایی موجب بروز حالت تحوع بشود . بدین نحو بیمار از الکل بیزار می شود . این روش با استفاده از محرکهای فلج کننده دستگاه تنفسی نیز به کار می رود . همراه با نوشیدن الکل به بیمار انکیتن [25] تزریق می کنند . چون انکیتن دستگاه تنفسی را فلج می کند باعث وحشت فرد می شود . نزدیک به نیمی از افرادی که با این روش تحت درمان قرار گرفته بودند 6 ماه تا یکسال پس از پایان دوره از مصرف سیگار و الکل خود داری می کردند . ( سیف ، 1379 )

یکی دیگر از روش های این رویکرد یادگیری مشاهده ای است .

مشاهده الگو های موفق ، تلاش معتادان برای درمان را ترغیب می کند .

یادگیری مشاهده ای اساسی درمان در گروه های خود یاری را تشکیل می دهد . کسانی که به تازگی وارد چرخه بهبودی شده اند با مشاهده همتایانی که علیرغم سوابق مصرف طولانی ، توانسته اند رفتار اعتیادی خود را تحت کنترل در آورند ، نسبت به بهبودی خود امیدوار می گردندبرخی از شواهد حاکی از این است که عضویت و مشارکت در گروه های خودیاری نقش مکمل در درمان افراد معتاد دارد . شیوه درمانی در این روش رویارویی و پذیرش حقایق است و تأکید بر صراحت و صداقت دارد (طارمیان و همکاران ، 1377).

2-5-5-خانواده درمانی اعتیاد:

کافمن و یوشیوک[26] (2004،ص.xvi) بیان می کنند که خانواده درمانی مجموعه ای از رویکردهای درمانی است که در باور داشتن به اثر بخشی ارزیابی و مداخلات در سطح خانواده مشترک هستند(نقل شده در یونکه ؛هاگدورن،2006).به عبارتی دیگر،هیچگونه خانواده درمانی منفرد وجود ندارد.بلکه خانواده درمانی از نظریه ها و مدل های بسیار گوناگون مبتنی بر این باور مشترک تشکیل شده که موثرترین مشاوره زمانی رخ می دهد که سیستم خانواده را درمان کنیم.برخی از خانواده درمانی های شناخته شده تر شامل درمان های روان پویشی،چند وجهی ،راهبردی مختصر،ساختاری و رفتاری هستند.هر یک از این ها ممکن است تبیین های تا حدی متفاوت از سبب شناسی رفتارهای سوء مصرف یا اعتیادی داشته باشند(یونکه،برایس هاگدورن،2006).نظریه خانواده به طور ویژه بر روابط خانواده تمرکز می کند و به طور کل نگرانه ،سیستم خانواده را به عنوان یک کل می نگرد که بزرگتر و قدرتمند تر از تک تک اعضاء آن است.این دیدگاها به ویژه برای اشخاص معتاد مهم هستند و پیشنهاد می کنند که سیستم به خودی خود ،قابلیت ایجاد تغییراتی را دارد که قدرتمند تر و پایدارتر از تغییراتی است که به تنهایی توسط عضو معتاد خانواده بر عهده گرفته می شود.به علاوه دیدگاه سیستم ها پیشنهاد می کند که اعتیادها را نمی توان بدون درک تعاملات رابطه ای درون سیستم خانواده و زندگی و تعاملات عضو معتاد خانواده در درون آن سیستم ،به طور بسنده ای حل و فصل کرد.بنابراین،نظریه های مشاوره خانواده عموما آسیب شناسی درون روانی (برای مثال چیزی در درون شخص ،معیوب یا مخرب است) را به عنوان دلیل اساسی رغتارهای اعتیادی تایید نمی کنند.در عوض ،بیشتر مشاوران اعتیادهای خانواده بر بدکارکردی های بین فردی یا رابطه ای رخ داده در درون خانواده تمرکز می کنند .از این رو مشاوران اعتیاد های خانواده مشخص می کنند که نقش سیستم خانواده در تداوم اعتیاد چیست و اینکه داشتن یک عضو معتاد برای خانواده چه منافع بالقوه ای دارد(یونکه ؛برایس هاگدورن،2006).

در چارچوب خانواده درمانی ،تغییر بر محور اصلاح رفتارها ،نقش ها،قواعد و روابط درون سیستم خانواده می چرخد تا اعتیاد و رفتارهای اعتیادی را کاهش دهد یا به طور کلی از بین ببرد.بنا به نظر کافمن و یوشیوکا (2004) هدف اصلی مشاوره خانواده با معتادان ،بهره گیر از قوت ها و منابع خانواده برای ایجاد و یافتن راههایی برای کارکرد موثر بدون سوء مصرف مواد یا اعتیاد، و کاهش اثرات منفی سوء مصرف یا اعتیاد برای مراجع و خانواده است(یونکه ؛برایس هاگدورن،2006).

2-5-6-اجتماع درمان مدار:

عملی ترین روش درمانی که در آن به طور ساختار یافته از مشارکت افراد همتا استفاده می شود ، اجتماع درمان مدار[27] است . در این اجتماع درمانی معتادان به کمک همدیگر و به کمک تعداد کمی از درمانگران ، برای بهبودی خود و همتایان تلاش می کنند .

اجتماع درمان مدار یا TC یک برنامه ساختار یافته و نظارتی قوی است که برای درمان مسایل رفتاری ، هیجانی و خانوادگی مقیمان طراحی شده است .

TC بر خود یاری ، رشد فردی و حمایت همتایان تأکید دارد ( خزائلی، پارسا ، 1379).

هدف درمان در TCهمه جانبه است،هدف اولیه روان شناختی ،عبارتست از تغییر الگوهای منفی در رفتار ،افکار و احساساتی که در زمینه مصرف مواد یا دارو وجود دارد.از دیدگاه TC،بهبودی یک فرایند تکاملی است و نیاز به انگیزه زیاد فرد مقیم ،خودیاری و کمک خواهی از دیگران و یادگیری اجتماعی دارد.اجتماع درمان مدار ،مبتنی بر 12 اصل می باشد که رعایت آن ها توسط مراجعان الزامی است(داپوند،1994).کوهن (1985)،دوازده اصل را که به نظر می رسد اجتماعات درمان مدار در آن ها مشترک می باشند، این گونه بر می شمارد:1)سیاست سختگیرانه در پذیرش مراجعان 2)رهبری فرهمند[28]  3)تاکید بر تعهد شخصی 4)تعاون متقابل  5)خودآزمایی و اعتراف 6)نظم و انضباط 7)نظام تشویق و تنبیه 8)وضعیتی مشابه با یک خانواده گسترده 9)جدایی از جامعه 10)کارکنانی که جهره های مقتدر تلقی نمی شوند 11)حفاظت از ویژگی هایی چون عدم خشونت و صداقت  12) تاکید بر کار(برگرفته از جودیت،2002،نقل شده در بزمی،1390).

 

2-6 انجمن معتادان گمنام

انجمن معتادان گمنام[29] ، یک انجمن غیرانتفاعی از زنان و مردانی است که اعتیاد به مواد مخدر مشکل اصلی زندگیشان بوده است . ما معتادانی هستیم که در حال بهبودی و اکنون به طور مرتب گرد هم می آییم تا به کمک هم پاکی خود را حفظ کنیم . این برنامه یک برنامه پرهیز کامل از هرگونه ماده مخدر است .تنها لازم عضویت در این انجمن تمایل به قطع مصرف مواد مخدر است . پیشنهاد می کنیم که در این مورد روشن بین باشید و این فرصت را از دست ندهید .این برنامه  مرکب از اصولی است که بسیار ساده بیان شده اند و ما می توانیم آن ها را در زندگی روز مره خود به کار بندیم . ( کمیته نشریات خدمات جهانی ان.ای،1388)

نکته بسیار مهم این برنامه عملی بودن آن است . در معتادان گمنام هیچ شرط و شروطی وجود ندارد . ما به هسچ سازمانس وابسته نیستیم . حق عضویتی نداریم و با هیچ سازمان سیاسی ، مذهبی و یا انتظامی ارتباط نداریم . هرگز تحت نظر نبوده و نیستیم . هرکس که مایل باشد بدون در نظر گرفتن سن ، نژاد هویت جنسی ، اعتقاد و یا مذهب می تواند به ما بپیوندد . برای ما مهم نیست که شما چه چیز و چقدر مصرف کرده اید و یا آن را از چه کسی و از کجا خریده اید . کارهایی که در کذشته کرده اید و یا دارایی و نداری شما برای ما بی تفاوت است . تنها چیزی که برای ما اهمیت دارد ، این است که شما می خواهید در مورد مشکلاتتان چه بکنید و ما چطور می توانیم به شما کمک کنیم . در اینجا تازه واردان از همه مهمترند ، زیرا ما فقط با در میان گذاشتن آنچه که داریم ، می توانیم آن را حفظ کنیم . تجربه گروهی ما نشان می دهد کسانی که به طور مرتب در جلسات شرکت می کنند پاک می مانند.(کمیته نشریات خدمات جهانی ان.ای،1388). معتادان گمنام ، انجمن مردان و زنانی است که می آموزند چگونه بدون مواد مخدر زندگی کنند . این انجمن یک انجمن غیر انتفاعی است و هیچ گونه حق عضویت و شهریه ای به هیچ شکل نداریم هر یک از ما حق عضویت خود را قبلاً پرداخت کرده است .ما تاوان حق بهبودی مان را با درد پرداخته ایم .ما معتادانی هستیم که برخلاف انتظار ، از مهلکه اعتیاد جان سالم به در برده ایم و اکنون به طور مرتب گرد هم می آییم . ما برای شنیدن پیام بهبودی ، به داستان های اعضایمان گوش فرا داده و نسبت به حرف های صادقانه واکنش مثبت نشان می دهیم .ما متوجه شده ایم که سر انجام برای ما هم امید وجود دارد . ما از ابزاری که معتادان در حال بهبودی ، به کمک آن ، زندگی بدون مواد مخدر را در NA  آموخته اند ، استفاده می کنیم . قدم های دوازده گانه ابزار مثبتی هستند که بهبودی ما را ممکن ساخته اند . هدف اصلی ما پاک ماندن و رساندن پیام بهبودی به معتادی است که هنوز در عذاب می باشد . مشکل مشترک ما اعتیاد ، باعث اتحاد ما شده است (کمیته نشریات خدمات جهانی ان.ای،1388).ما با رفتن به جلسات ، صحبت کردن و کمک کردن به سایرین ، قادر به حفظ پاکی خود می شویم . تازه وارد مهمترین فرد در هر جلسه ای است ، زیرا ما فقط با در میان گذاشتن آن چه که داریم می توانیم آن ها را حفظ کنیم .معتادان گمنام تا کنون با بیش از صدها هزار معتاد سرو کار داشته است و در این مورد سالها تجربه دارد. این تجربه مستقیم و دست اولی که ما از تمام مراحل مختلف بیماری و بهبودی پیدا کرده ایم ، خاصیت درمانی بینظیری در خود دارد و ما مایلیم آن را به رایگان در اختیار هر معتادی که می خواهد بهبودی پیدا کند قرار دهیم (کمیته نشریات خدمات جهانی ان.ای،1388).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مهارت های بخشش و میزان سازگاری زناشویی را بدانیم

پیام بهبودی ما بر مبنای تجربه ماست . قبل از پیوستن به انجمن تمام قوای ما با کوشش بهبودی که به خاطر مصرف موفقیت آمیز می کردیم ، تحلیل رفته بود و متحیر بودیم که ایراد ما در کجاست پس از ورود به NA ما خود را در میان گروه بسیار خاص از مردم پیدا کردیم . آن ها با آن که درست مثل ما افراد رنج دیده ای بودند ، اما بهبود پیدا کرده بودند . تجربیاتی که آن ها به رایگان با ما در میان گذاشتند سبب شد که امید در دل ما زنده شود و فکر کنیم اگر این برنامه برای آن ها کار کرده است ، برای ما هم کار می کند .تنها لازم عضویت ، تمایل به قطع مصرف است .ما دیده ایم که این برنامه برای هر معتادی که از صمیم قلب و صادقانه تمایل به قطع مصرف داشته باشد ، کاربرد دارد .در بدو ورود حتماً لازم نیست که ما پاک باشیم ، اما پس از جلسه اول ، به تازه واردان پیشنهاد می شود شرکت در جلسات را ادامه دهند و پاک بمانید .لزومی ندارد منتظر اور دوز ، یا زندان شویم و بعد دست کمک به سوی معتادان گمنام دراز کنیم .اعتیاد حالت بلاچاره ای نیست که امکان بهبودی در آن وجود نداشته باشد .ما با معتادانی نظیر خود که پاک هستند آشنا می شویم.با دیدن رفتار و شنیدن آن ها متوجه می شویم که آنها راه زندگی بدون مواد مخدر و لذت از آن را پیدا کرده اند(کمیته نشریات خدمات جهانی ان.ای،1388).

ما دیگر مجبور نیستیم با محدودیت های گذشته خود بسازیم. اکنون می توانیم عقاید کهنه و قدیمی خود را مورد بررسی مجدد قرار دهیم و آن ها را تصحیح و یا با عقاید تازه تری تعویضشان کنیم. ما زنان و مردانی هستیم که متوجه شده ایم و معترف هستیم که در مقابل اعتیادمان عاجزیم و وقتی مصرف می کنیم بازنده می شویم.وقتی ما متوجه شویم که نه می توانیم با مواد مخدر و نه بدون آن زندگی کنیم، به جای شکنجه خود دست کمک به سوی NA دراز کردیم. این برنامه در زندگی ما معجزه می کند. ما به مرور به انسان های دیگری تبدیل می شویم. بکارگیری قدم ها و پرهیز کامل از مصرف، مهلت روزانه ای به ما می دهد تا از حبس ابدی که به خود تحمیل کرده بودیم، نجات یابیم و آزاد باشیم، تا زندگی کنیم(کمیته نشریات خدمات جهانی ان.ای،1388). ما مایلیم که محل بهبودیمان جای امن بوده و تحت تأثیر هیچ عامل خارجی نباشد. برای حفاظت از انجمن، تأکید می کنیم هیچ نوع ماده مخدری و یا وسایل مصرف آن به جلسات آورده نشود.ما برای ابراز مکنونات خود در انجمن، کاملاً احساس آزادی و امنیت می کنیم، زیرا سازمان های انتظامی در کار ما دخالتی ندارند.در فضای جلسات ما درک و همدردی را به خوبی می توان احساس کرد.ما سعی می کنیم طبق اصول بهبودی، از قضاوت، طبقه بندی و داوری اخلاقی در مورد یکدیگر خود داری کنیم.ما در استخدام نیستیم و عضویت، هیچگونه هزینه ای ندارد.na  سرویس مشاوره و مددکاری اجتماعی ندارد. در جلسات ما همسانی، امید و مشارکت در جریان است(کمیته نشریات خدمات جهانی ان.ای،1388).

قلب NA وقتی در حال تپش است که دو معتاد، بهبودی خود را با یکدیگر در میان بگذارند. صحبت و مشارکت در مورد کارهایی که انجام می دهیم باعث می شود که آن ها برای ما واقعی می شوند. این سلسله مراتب به صورت بسیار گسترده ای در جلسات ما مرتباً تکرار می شود. یک جلسه وقتی در جریان است که دو یا چند معتاد، به قصد کمک به یکدیگر جهت پاک ماندن، گرد هم آیند.در آغاز جلسات ما از نشریات NA که در دسترس همگان قرار دارد مطلبی می خوانیم. بعضی از جلسات سخنرانی دارند و یا در مورد یک موضوع انتخابی صحبت می کنند و بعضی هر دو خصوصیت را دارا هستند. جلسات بسته، مخصوص معتادان و یا کسانی است که فکر می کنند ممکن است با مواد مخدر مشکل داشته باشند.در جلسات باز، ما به هر کس که مایل است انجمن ما را تجربه کند، خوش آمد می گوییم.

سنت های دوازده گانه ما حافظ جو بهبودی است. ما از طریق اعانات داوطلبانه اعضاء کاملاً متکی به خود هستیم. بدون در نظر گرفتن اینکه جلسات ما در کجا تشکیل می شود، ما غیر وابسته باقی می مانیم. جلسات، جایی برای گرد هم آمدن افراد می باشد. تنها چیزی که برای تشکیل یک جلسه لازم است، دو معتاد، قدری لطف و صفا و مشارکت است(کمیته نشریات خدمات جهانی ان . ای ،1388). ما اجازه می دهیم عقاید تازه به درون مان راه یابند، سؤالات خود را مطرح کرده و مطالبی را که برای زندگی بدون مواد مخدر آموخته ایم با یکدیگر در میان می گذاریم. با آنکه ممکن است اصول قدم های دوازده گانه در ابتدا عجیب به نظر برسند، اما مهمترین نکته ای که در مورد آنها وجود دارد، عملی بودن آن ها است.برنامه ما یک روال زندگی است. ما ارزش اصول روحانی چون تسلیم، فروتنی و خدمت را با مطالعه نشریات NA، شرکت در جلسات و با بکارگیری قدم های 12 گانه می آموزیم(کمیته نشریات خدمات جهانی ان. ای،1388). ما دریافتیم اگر از داروهایی که احساسات و افکار را تغییر می دهند، پرهیز کنیم، و برای تداوم بهبودی خود قدم های دوازده گانه را بکار گیریم، زندگی مان بهتر می شود.زندگی کردن بر طبق این برنامه ما را با یک نیروی برتر از خود مرتبط می سازد و با اصلاح عیوب مان، قابلیت کمک به دیگران را در ما پدید می آورد. این برنامه در هر جایی که پای خطا در کار باشد بخشش را به ما می آموزد(کمیته نشریات خدمات جهانی ان. ای،1388).

 

2-6-1  تاریخچه انجمن معتادان گمنام

در آستانه جنگ جهانی دوم معتادان عموماً به دو دسته تقسیم می شدند : معتادان به قرص ها و داروهای مجازی مثل انواع آرام بخش ها ، باربیتورات ها[30] و مخدر های چون لودانوم ، دمرول [31] و مانند این ها و آن هایی که مردم به اسم «معتاد عملی » می شناختند . این دسته دوم اغلب مجبور بودند مواد مورد نیازشان را از راه خلاف تأمین کنند و در این راه به هر کاری که لازم باشد دست بزنند .به گفته اعضاء اولیه NA [32] ، اگر کسی از این دسته از معتادان بود ، « مأمور جماعت مدام جیب هایش را تفتیش می کردند» .از آنجایی که معتادان و پزشکانی که به آن ها کمک می کردند همچنان مجرم محسوب می شدند . تعقیب ، آزار و اذیت و بازداشت شان امری عادی بود.

به علاوه ، از آن جا که بیشتر «معتادان کارتن خواب» در تجمع های حاشیه شهر و حلبی آبادی ها زندگی می کردند ، انگ زدن به آن ها ادامه داشت ، چنان که هر جنایتی گزارش می شد . آن ها را به مصرف مواد می چسباندند . (کمیته نشریات خدمات جهانی ان.ای.2009)). هرچه بیشتر به این اوضاع و احوال دقیق شویم ، بیشتر در میابیم که در آن دوران پاک شدن چه کار دشواری بود ، و پاک ماندن عملاً حکم امری ناممکن را داشت . جملات جیمی که چند سال بعد نوشته شد ، توصیف حقیقی وضع ناگواری بود که معتادان با آن مواجه بودند : در آن دوران در آمریکا ، تنها معدودی از معتادان واقعاً می توانستند به فرصت دست یابند که امروز در برنامه معتادان گمنام پیش روی ماست .نقش AA [33] در شکل گیری انجمن معتادان گمنام جای چون و چرا ندارد . همگان معتقدند که اگر الکلی های گمنام نبود ، معتادان گمنام به وجود نمی آمد .در 1939 کتاب بزرگ AA منتشر شد . چند سال بعد بیل ویلسن [34] ، یکی از بنیان گذاران AA رشته مقالاتی در گاهنامه ای به نام گریپ واین[35]  منتشر کرد که  حاصل این نوشته های سنت های دوازده گانه بود . این دو واقعه ، طبعاً  شالوده ای را بنا نهاد که در شکل گیری و بعد ها از میان نرفتن معتادان گمنام اهمیت فراوانی پیدا کرد .آموخته های اعضاء  NA ، به آن ها کمک کرد تا انجمنی را تشکیل دهند که امروز آن امید معجزه آسا را به معتادان سراسر جهان نوید می دهد.در نیمه اول قرن بیستم ، معتادان در جهانی می زیستند که در واقع خالی از هر امیدی بود. و آن چه کورسویی از امید در افق نگاه معتادان پدید آورد ، AA و قدم های دوازده گانه بود. (کمیته نشریات خدمات جهانی ان.ای،2009).

در 1954 ، در مقاله ای در ستردی ایونینگ پست [36] اشاره ای شده بود به یک الکلی در حال بهبودی به نام هیوستن اس [37] که در 1947 به دلیل شغلش به کنتاکی منتقل شده بود .هیوستن در 1944 ، در مونتگمری آلا با ما در AA الکل را ترک کرده بود .از آن زمان هشیار بود . یکی از دائم الخمر هایی که او سعی کرده بود کمک شان کند ، مردی بود به نام هری ، علاوه بر الکل مرفین هم مصرف می کرد . هری الکل را توانست ترک کند ، اما در مورد قطع مصرف مرفین موفق نبود. در نهایت هری دستگیر شد و او را برای دوره درمان اجباری ، به لکزینگتن فرستاد. هیوستن هنگامیکه به شهری نزدیک منتقل شد ، به یاد دوستش هری و معضل اعتیاد او افتاد ، و به نظرش رسید اصولی که تا این حد برای الکلی ها کار آمد بوده ، بعید نیست به کار معتادان هم بیاید . هیوستن به دیدار پزشک مسئول بیمارستان لکزینگتن ، دکتر ویکتوروگل[38] رفت و پیشنهاد داد که مشابه مدل AA برای معتادان هم مناسب باشد و اظهار علاقه کرد که گروهی را در آن جا راه اندازی کند.(کمیته نشریات خدمات جهانی ان.ای2009).

در 16 فوریه 1947 ، گروه نارکو[39] متشکل از زندانیان و بیماران ، برای نخستین بار در اردوگاه دولتی معتادان[40] در لکزنیگتن کنتاکی تشکیل جلسه داد .یکی از کسانی که در این جلسات شرکت می کرد معتادی به نام دنی کارلسن بود. در همان زمان ، یکی از اعضاء سپاه رستگاری به نام دوروتی بری[41] ، رسیدگی به معتادان را در 1964 در نیویورک آغاز کرده بود .اما فعالیت های دوروتی هنگامی وارد حکایت ما می شد که با دنی کارسون ملاقات کرد . دنی که هفت بار در ترک کردن شکست خورده بود 1947 به لکزینگتن فرستاده شد و شرکت در جلسات گروه نارکو را آغاز کرد. شش ماه بعد او که پاک بود مرخص شد و به نیویورک برگشت. او آن طور که خود در کتابش به نام معتاد[42] می گوید با کمک دوروتی بری و ری لپز[43]، در 1948 گروهی را به نام معتادان گمنام در زندان نیویورک سیتی راه اندازی کرد.

با این همه، دنی دوباره  لغزش کرد و در 1948 برای هشتمین و آخرین بار به لکزینگتن رفت. پس از آن، دنی به نیویورک برگشت و به رسیدگی به معتادان ادامه داد.اولین جلسه NA در بیرون از زندان در 1950 در یکی از دفاتر انجمن جوانان مسیحی[44] در نیویورک سیتی برگزار شد. این گروه با اینکه قصد داشت بعضی از قواعد AA  را به کار گیرد «قدم های سیزده گانه ای» برای خود ابداع کرد و هرگز به سنت ها اقتدا نکرد.در ابتدای 1969 ، رشد انجمن به حدی رسیده بود که نوعی ساختار خدماتی باید ایجاد می شد. جیمی و بیل طرح ساختار جدیدی را برای تصویب به هیئت امنا ارائه کردند که مستلزم ایجاد سازمان خدمات عمومی مادر بود[45]؛ سازمانی که با نمایندگان خدماتی گروههای مختلف نشست های منظم ماهانه داشته باشد. در همان سال، ایجاد کمیته روابط عمومی در دستورالعمل های سازمان خدمات عمومی قرار گرفت.

خارج از کالیفرنیا، اولین نشانه کار روابط عمومی در معتادان گمنام معرفی نامه ای از فراگروه فیلادلفیا به تاریخ اواخر دهه 1960 است. از قرار معلوم در دهه ی 1970 بود که ایده صادر کردن اطلاعیه های عمومی برای خدمت رسانی، به بحث گذاشته شد و به اجرا در آمد.تا اواسط این دهه، NA تشکیلات منسجم تری پیدا کرده بود و کمیته های تلفن امداد بسیار کارآمدی در سن فرناندولی و ناحیه بی سیتی داشت که ساحل نشینان ناحیه ونتورا و لس آنجلس کانتی را زیر پوشش قرار داده بود.در کالیفرنیای شمالی هم اطلاعیه های عمومی خدمت رسانی در میانه دهه 1970 ظهور کرد. در این مدت انجمن در کالیفرنیای شمالی هم تشکیلات منسجمی پیدا کرده بود و کمیته های خدماتی و گروههایی در سن فرانسیسکو، سن خوزه و برکلی تشکیل شده بود. با این همه گردآوری و تصویب نوعی «کیت روابط عمومی» در مجمع خدمات جهانی، تا آخر دهه 1970 طول کشید.با نگاهی به گذشته، اکنون می بینیم دهه 1960 دورانی بود که در آن شالوده فلسفی منسجم تر و نیز زیربنای عملی محکم تری برای برنامه ها پی ریزی شد.ایجاد این ساختار جدید؛ پایبندی به قدم ها و نیز به سنت ها در کل این دهه، تهیه متن هایی که همچنان هسته اصلی برنامه ماست. خلق نماد NA ؛ ایجاد نوعی راهبرد روابط عمومی، همه و همه کنار یکدیگر قرار گرفت تا درآینده زیربنای استوار و پا برجا برای معتادان گمنام باشد.تا آخر دهه 1960 شانزده جلسه در کالیفرنیای جنوبی و نه جلسه در کالیفرنیای شمالی حضور داشت که پا برجای اعضاء جلسات هر دو، مایه خوشحالی بود.

NA، عاقبت بر زمین استوار قرار گرفته بود، زمینی که می شد پایه های رشد بیشتر انجمن در دهه های آینده را بر آن بنا نهاد. (کمیته نشریات خدمات جهانی ان.ای.2009)).در اولین مجمع خدمات جهانی NA در 1976 ، شرکت کنندگان مطلع شدند که بیش از 225 جلسه NA در سراسر جهان وجود دارد.

رشد انجمن از 1971 که درآن وجود سی و هشت جلسه گزارش شده بود، کاملاً آشکار بود.در ژانویه 1977 دفتر خدمات جهانی به صورت یک شرکت به ثبت رسید. امروزه انجمن معتادان گمنام در بیش از  130 کشور جهان فعالیت می کند.این انجمن بیش از یک دهه است که در ایران فعالیت می کند و طبق آمار اعلام شده توسط روابط عمومی  NA در ایران در حال حاضر بیش از 18 هزار گروه و 400 هزار عضو دارد.

 

2-6-2  قدم های دوازده گانه NA

  • ما اقرار کردیم که در برابر اعتیادمان عاجز بودیم و زندگی مان غیر قابل اداره شده بود.
  • ما به این باور رسیدیم که یک نیروی برتر می تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند.
  • ما تصمیم گرفتیم که اراده و زندگی مان را به مراقبت خداوند، بدان گونه که او را درک می کردیم، بسپاریم.
  • ما یک ترازنامه اخلاقی بی باکانه و جستجو گرانه از خود تهیه کردیم.
  • ما چگونگی دقیق خطا های مان را به خداوند، به خود و به یک انسان دیگر اقرار کردیم.
  • ما آمادگی کامل پیدا کردیم که خداوند کلیه نواقص شخصیتی ما را برطرف کند.
  • ما با فروتنی از او خواستیم کمبود های اخلاقی ما را بر طرف کند.
  • ما فهرستی از تمام کسانی که به آن ها صدمه زده بودیم تهیه کرده و خواستار جبران خسارت از تمام آن ها شدیم.
  • ما به طور مستقیم در هر جا که امکان داشت از این افراد جبران خسارت کردیم، مگر در مواردی که اجرای این امر به ایشان و یا دیگران لطمه بزند.

10-ما به تهیه ترازنامه شخصی خود ادامه دادیم و هر گاه در اشتباه بودیم سریعاً به آن اقرار کردیم.

11-ما از راه دعا و مراقبه خواهان ارتقاء رابطه آگاهانه خود با خداوند، بدان گونه که او را درک می کردیم شده و فقط جویای آگاهی از اراده او برای خود و قدرت اجرایش شدیم.

12-با بیداری روحانی حاصل از برداشتن این قدم ها ما کوشیدیم، این پیام را به معتادان برسانیم و این اصول را در تمام امور زندگی خود به اجرا در آوریم(کمیته نشریات خدمات جهانی ان.ای،2009)).

 

2-6-3  بهبودی در انجمن معتادان گمنام

بهبودی با تسلیم شروع می شود و از آن نقطه به بعد به هر یک از ما یادآوری می شود که یک روز پاک، یک روز موفق است. در معتادان گمنام طرز تلقی، افکار و واکنش های ما تغییر می کند. به مرور متوجه می شویم که عجیب و غریب نیستیم و شروع به فهمیدن و قبول آن چه که هستیم می کنیم.از وقتی که بشر به وجود آمده، اعتیاد هم وجود داشته است. برای ما اعتیاد، وسوسه مصرف مواد مخدری است که نابودمان می کند و به دنبال آن، اجبار که ما را وادار به ادامه مصرف می کند. پرهیز کامل زیربنای راه تازه زندگی ماست.در گذشته هیچ امیدی برای معتادان وجود نداشت. ما در معتادان گمنام می آموزیم تا احساس تنهایی، خشم و ترس که در همه معتادان مشترک و غیر قابل کنترل است را با یکدیگر در میان بگذاریم. افکار و عقاید ما همان هایی هستند که باعث گرفتاری ما شده اند(کمیته نشریات خدمات جهانی ان.ای.1388).

ما به خوشبختی اعتقاد چندانی نداشتیم و بیشتر بر روی خلاء و بیهودگی چیزها تمرکز می کردیم ما ظرفیت موفقیت را نداشتیم و شکست برای مان یک طریقه زندگی شده بود.در بهبودی، شکست ها وقفه های موقتی هستند و دیگر مانند زنجیر به هم متصل نیستند. صداقت، روشن بینی و تمایل به تغییر، برای ما دیدگاهای تازه ای هستند که به کمک آن ها می توانیم به اشتباهاتمان اعتراف کنیم و از دیگران کمک بگیریم.ما دیگر اجبار نداریم خلاف طبیعت واقعی خود حرکت کنیم و کارهایی را که واقعاً دل مان نمی خواهد انجام دهیم(کمیته نشریات خدمات جهانی ان.ای.1388).

معتادان گمنام یک برنامه روحانی است، اما مذهبی نیست. هر معتاد پاکی یک معجزه است و تداوم آگاهی، تسلیم و رشد، این معجزه را زنده نگه می دارد. قبل از پاک شدن اکثر اقدامات ما در اثر تصمیمات آنی و بدون فکر انجام می شد. امروز دیگر ما اسیر این طریق فکر کردن نیستیم و آزادیم.در دوران بهبودی، متوجه می شویم که قبول واقعیات کاملاً ضروری است. وقتی بتوانیم این کار را انجام دهیم، دیگر لازم نیست مواد مخدر مصرف کنیم که دیدگاهمان را تغییر دهد.بدون مواد مخدر ما شانس زندگی را به عنوان یک انسان مفید پیدا می کنیم. البته در صورتی که خود را همانطور که هستیم و دنیا را همان طور که هست بپذیریم.ما می آموزیم که در زندگی تضادها، جزئی از زندگی هستند و یاد می گیریم که به جای فرار، آن ها را حل کنیم. آن ها قسمتی از دنیای واقعی ما هستند. ما می آموزیم که با مشکلات احساسی برخورد نکنیم. ما با مسائلی که پیش می آیند رو به رو می شویم و سعی نمی کنیم آنها را به ذور حل کنیم. ما در گذشته، مسائل ساده را تبدیل به مشکلات بزرگ می کردیم و از کوه، کاه می ساختیم. در بهبودی می آموزیم که اتکای خود را بر روی نیروی برتر مان بگذاریم. ما تمام جواب ها و راه حل ها را نداریم، اما می توانیم یاد بگیریم که چطور بدون مواد مخدر زندگی کنیم. ما اگر به خاطر داشته باشیم که فقط برای امروز زندگی می کنیم، می توانیم پاک بمانیم و از زندگی لذت ببریم.ما مسئول بیماری خود نیستیم، فقط مسئول بهبودی خود هستیم.

همانطور که ما شروع به اجرای برنامه ای که یاد گرفته ایم می کنیم، زندگی به مرور تغییر می کند و بهتر می شود. ما از معتادانی که از وسوسه مصرف، آزاد شده اند و از زندگی لذت می برند کمک می گیریم. لازم نیست ما این برنامه را بفهمیم تا برایمان کار کند، تنها کاری که لازم است انجام دهیم، حرف گوش دادن است. رهایی ما، از طریق به کار گیری قدم های دوازده گانه حاصل می شود که در سلسله مراتب بهبودی نقش حیاتی دارد و یک روش نوین روحانی برای زندگی اند. آنها به ما امکان می دهند تا در بهبودی خود فعالانه شرکت کنیم. از همان روز اول، قدم های دوازده گانه برنامه روزانه ما می شود.(کمیته نشریات خدمات جهانی ان.ای،1388). در ابتدا ممکن است آن قدر منفی بافی ما زیاد باشد که فقط به قدم اول اجازه نفوز بدهیم. بعدها وقتی ترسمان کمتر شد، خواهیم توانست از این وسایل بهتر و کاملتر به نفع خود بهره برداری کنیم. ما متوجه می شویم که احساسات قدیمی و ترس هایمان علائم بیماریمان هستند. اکنون برای ما آزادی واقعی امکان پذیر است. همانطور که بهبودیمان پیشرفت می کند، نظرات تازه ای در مورد پاکی پیدا می کنیم. از هوس مصرف، آزاد می شویم و احساس رهایی می کنیم. با هر کس که آشنا می شویم، می بینیم که آن ها هم هر کدام به نهوی چیزی برای عوض کردن دارند. به مرور قابلیت دریافت و پذیرش، همچنین بخشش را پیدا می کنیم.زندگی، می تواند برایمان تبدیل به سفر جالب و پر ماجرایی شود(کمیته نشریات خدمات جهانی ان.ای،1388). ما بعد از مدتی، به سرور، خوشحالی و آزادی آشنا می شویم. ما معتاد در حال بهبودی نمونه نداریم. وقتی مواد مخدر کنار می رود و معتاد، این برنامه را بکار می گیرد، اتفاقات فوق العاده ای در زندگی اش می افتد. آرزوهای بر باد رفته دوباره زنده می شوند و امکانات تازه ای در افق زندگی پدیدار می گردد. تمایل ما به رشد روحانی، ما را در حالتی سبکبال نگه می دارد. وقتی اقداماتی را که در قدم های ذکر شده است انجام می دهیم، شخصیت ما تغییر می کند. این اقدامات ما هستند که اهمیت دارند و ما نتیجه ها را به نیروی برترمان واگذار می کنیم. به مرور بهبودی به یک جریان ارتباطی تبدیل می شود و ما ترس از لمس کردن و لمس شدن را از دست می دهیم(کمیته نشریات خدمات جهانی ان.ای،1388).

می آموزیم که در وقت احساس تنهایی، بغل کردن دوستانه و ساده یک دوست چه تأثیری درحالمان دارد. ما عشق واقعی و دوستی واقعی را تجربه می کنیم. ما می دانیم که در مقابل بیماریمان که پیشرونده، لاعلاج و کشنده است عاجزیم. اگر مهار نشود به مرور بدتر شده و به مرگ می انجامد.ما نمی توانیم از عهده وسوسه و اجبار آن بر آییم، تنها راه حل، قطع مصرف و آغاز به یادگیری چگونگی زندگی است.وقتی ما حاضر باشیم این سلسله اقدامات را دنبال کرده و از کمک هایی که در دسترس است بهره برداری کنیم، برایمان یک زندگی کاملاً تازه امکان پذیر می شود. بدین طریق، ما یقیناً بهبود پیدا می کنیم. امروز با احساس امنیتی که با کمک انجمن پیدا کرده ایم، با لاخره به مرحله ای رسیده ایم که قادریم در چشم انسان های دیگر نگاه کنیم و از اینکه خودمان هستیم سپاسگزار باشیم(کمیته نشریات خدمات جهانی ان.ای،1388).

 

[1]Gelkopf ., levitt and Bleich

[2]Greeley  and  oei

[3]Brems ., Johnson ., Neal and Freemon

[4]Davis ., Katzman and kirsh

[5]Davis and Karvinen

[6]johnson

[7]Seymour

[8]hekimian  and  gershon

[9]Self-perpetuating

[10]Gilbert  and  lombardi

[11] Cognitive

[12]Robert

[13]Social  development  model

2Abnormal  social  development

3Disturb  social  interaction

[16]Altman

[17]Hajema and Knibbe

[18]Robbins

[19]Fisher and Harrison

[20]erickson

[21].Regression

[22].Brehm

[23]Chuppel

[24] Cold Turkey

[25] Anectine

[26]Kaufman and Yoshioka

[27] The Ropeutic Community (TC)

[28]CHARISMATIC  LEADERSHIP

[29] Narcotics Anonymous

[30] Barbiturates

[31] Demerol

[32] Narcotics Anonymous

[33] Alcoholics Anonymous

[34] Bil Wilson

[35] The Grapevine

[36] The Saturday Evening Post

[37] Houston S

[38] Victor Vogel

[39] The narco Group

[40] Federal Narcotics Farm

[41] Dorothy Berry

[42] . The Addict

[43] . Rae lopez

[44] . Young men’s Christian Association(YMCA)

[45] . Parent General service organization