:دانلود فایل متن کامل پایان نامه در سایت

sabzfile.com

– دیدگاه های نظری در مورد رضایت مندی زناشویی

1.الیس

وی رضایت زناشویی را چنین تعریف می کند”احساسات عینی از خشنودی رضایت و لذت تجربه شده توسط زن با شوهر موقعی که همه جنبه های ازدواجشان را در نظر می گیرند”. رضایت یک متغیر نگرشی است، بنابراین یک خصوصیت فردی زن و شوهر محسوب می شود. طبق تعریف فوق رضایت زناشویی در واقع نگرش مثبت و لذت بخشی است که زن و شوهر از جنبه های مختلف روابط زناشویی خود دارند و نارضایتی زناشویی در واقع نگرش و منفی و ناخشنود از جنبه های مختلف روابط زناشویی است. اساساً اگر رضایت مندی زناشویی حاصل مبادله رفتارهای پاداش بخش باشد، عدم رضایت مندی فقط هنگامی خواهد بود که دو شریک از چیزی رنج ببرند. البته نظر افراد در مورد اینکه چه اموری رضایت بخش و یا نارضایت بخش است ممکن است با گذشت زمان تغییرکند. رابطه ای را که یک زوج در بیست سالگی فوق العاده رضایتبخش می دانند ممکن است در چهل سالگی باایجاد علایق وشغلهای جدید در طی این سالها چندان رضایتبخش نیابند(سلیمانیان، 1373).

2.السون[1]

برای تشکیل زندگی خانوادگی مراحلی را مطرح می کند معتقد است که میزان رضایتمندی زناشویی در هریک از این مراحل متفاوت است. مراحلی را که مطرح کرده عبارتند از1) زوجهای جوان بدون بچه، 2) خانواده با بچه های پیش دبستانی، 3) خانواده با بچه های دبستانی، 4) خانواده با فرزندان نوجوان، 5) خانواده با فرزندان که شروع به ترک خانه می کند. 6) خانواده بدون فرزند(که دراین مرحله فرزندان خانه را ترک گفته اند. 7) خانواده در دروان بازنشستگی و پیری(السون،1988).

3.نظریه مبادله اجتماعی نای[2]

یکی از نظریه های مهم در زمینه ازدواج و خانواده که توجیه مناسبی برای روابط رضایت بخش و بالعکس می باشد نظریه مبادله اجتماعی نای است. از این نظریه پاداش ها و هزینه های موجود در تمایلات مورد توجه قرار می گیرند، افراد به دنبال مبادلات پاداش دهنده هستند و تلاش کمتری را برای حفظ هزینه ها در مقایسه با پاداش ها می کنند. اکثر مطالعات در مورد کیفیت تصمیم گیری در خانواده، توجیه علت و چگونگی تصمیم گیری ، از این نظریه ها استفاده نموده اند. نظریه مبادله اجتماعی، بر یک مدل اقتصادی از رفتار انسانی است و فرض اساسی در نظریه فوق این است که روابط با پاداش های بیشتر و هزینه های کمتر، رضایتمندی بیشتری را ایجاد خواهد کرد و دوام بیشتری خواهد داشت. شواهدی وجود دارد که دوام یک رابطه با سطح کلی پاداش های موجود مرتبط می باشد(روشنی،1389).

این نظریه اشاره به این مطلب دارد که هر کس منبع مانند پول، دانش، استعداد، عاطفه و … دارد که برای پاداش مناسب به دیگران از این منابع استفاده می کند. چنین منابعی می تواند منبع قدرت در تصمیم گیری زوجین باشد. نظریه مبادله اجتماعی به طور گسترده ای برای کمک به زوجین در موقعیت های تعارض استفاده می شود. اثر درمان های موفق زناشویی بر حداکثر سازی جنبه های پاداش دهند روابط و به حداقل رساندن موانع تاکید می کند.

 

 

 

 

4.نظریه چرخه زندگی زناشویی[3]

شواهد حاکی از آن است که در ازدواج ، دوره های خاصی وجود دارد که سطح رضایتمندی پایین تر از سایر دوره هاست . نظریه چرخه زناشویی با تقسیم بندی مراحل زندگی و تغییرات و تنش و نقش های خاص هر مرحله به بررسی تفاوت ها در سطح رضایتمندی زناشویی که از تغییرات دوره های مختلف است می پردازد. الیس معتقد است که میزان رضایت یا نارضایتمندی زناشویی ممکن است در طول رشد طبیعی انسان تغییر کند. رابطه ای که زوج در 20 سالگی یا اوایل ازدواج فوق العاده رضایت بخش تلقی می کنند ممکن است با 40 ساله شدن آنها و تغییراتی در زندگی و ایجاد علائق جدید در طی این توالی منظم و قایع قبلی می داند. چنین رویکردی برای توجیه تاثیرات چرخه زندگی بر روابط مفید می باشد. مفهوم مهمی که اغلب متخصصین خانواده درمانی، جامعه شناسان و طراحان چرخه زندگی به آن اشاره کرده از پدیده اپی ژنی تیسم ارتباطی است. با توجه به اصل اپی ژنیک مطرح کرده است که مبادلات هر مرحله رشدی بر اساس تبادلات قبلی می باشد. موفقیت یا شکست در مراحل بعدی بستگی به پیامدهای تکالیف و تبادلات مراحل قبلی دارد و همین موضوع برای متخصصین مربوطه مدل جالبی از چهار جریان عمده در اپی ژنی تیسم ارتباطی بادوام ارائه می دهد که عبارتند از (دلبستگی، مراقبت، ارتباط، حل مساله مشترک و متقابل) (لوکاس[4]،2003)

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   عوامل مخرب در ازدواج بر اساس دیدگاههای نظری

(زمانی منفرد1375؛ به نقل  از روشنی،1389) اشاره می کند که هر چه مدل های مختلف چرخه زندگی زناشویی اساس و نشانه های رشدی و مراحل متفاوتی را ارائه کرده (از سه مرحله فلوری تا 2مرحله راجرز) اما به میزان قابل توجهی در مراحلی مانند داشتن یا نداشتن فرزند، مدت زمان ازدواج، سن فرزندان، جریان های اپی ژنتیک همپوشی دارند. همچنین وی به نقل از برپلر مدل پنج مرحله ای از چرخه زندگی زناشویی را به قرار ذیل مطرح می کند:

مرحله اول : سالهای اولیه ازدواج [5]

مرحله دوم : انتقال به دوره والدینی [6]

مرحله سوم : نیمه زندگی [7]

 

مرحله چهارم : فرا والدینی [8]

مرحله پنجم : مرحله اوج [9]

 

2- 6- مدل چند مختصاتی نظام های زناشویی

این مدل بر سه بعد توجه دارد: همبستگی، انعطاف پذیری و ارتباط، فرض اساسی این مدل آن است که نظام های متعادل در مقایسه با نظام های نامتعادل کارکرد مناسبتری دارند.

1.همبستگی زناشویی: عبارت است از وابستگی عاطفی زوج ها نسبت به هم در مدل چند مختصاتی متغیرهایی برای تشخیص، اندازه گیری ابعاد همبستگی خانوادگی مورد استفاده قرار می گیرند که عبارتند از: وابستگی عاطفی، وجود مرزها، یکپارچگی زمان، مکان، دوستان، تصمیم گیری، علایق و سرگرمی ها، تمرکز این سازه برآن است که نظام های خانواده چگونه بین جدایی در برابر یکپارچگی اعضای خود تعامل برقرار می کند. زوج های متعادل درچرخه ی زندگی کارکرد خوبی دارند. سطوح نامتعادل همبستگی در دو حد افراطی قراردارند، یا خیلی پایین (بی تفاوت) و یا خیلی بالا (در هم تنیده) در رابطه بی تفاوت؛ یک نوع جدایی عاطفی، تعامل در حداقل و جدایی و استقلال در حداکثر است. در رابطه در هم تنیده نزدیکی عاطفی خیلی زیاد است و به وفاداری اهمیت زیاد داده می شود. افراد وابستگی زیادی به هم دارند و به یکدیگر پاسخ می دهند و جدایی فردی و فضای خصوصی در حداقل است.

  1. انعطاف پذیری: میزان تغییر فرد در رهبری، نقش ها و قواعد رابطه ای خودش، مفاهیم ویژه عبارتند از رهبری ( کنترل)، سبک های گفتگو، نقش ها و قواعد رابطه ای، توجه مفهوم انعطاف پذیری بر چگونگی ثبات متعادل نظام ها در برابر تغییرات است.

3.ارتباط: ارتباط برای آسان سازی حرکت به طرف دو دیگر نقش حساسی دارد، ارتباط زوج ها با توجه به مواردی همچون گوش دادن، صحبت کردن، خود افشایی، احترام اندازه گیری می شود    یافته ها نشان می دهد که خانواده های متعادل ارتباط مطلوبی دارند درحالی که در نظام خانوادگی نامتعادل ارتباط ضعیفی وجود دارد(فقیرپور، 1383).

[1] . olson

[2] . Social Exchange Theory NYE

[3] . Marrial life cycle

[4]. Lucas

[5] . New couples

[6] . Parental period

[7] . Middle life proberty

[8] .Post parental

[9] . Culmination