:دانلود فایل متن کامل پایان نامه در سایت

sabzfile.com

تعریف شخصیت

واژه شخصیت[1] در زبان روزمره معانی گوناگون دارد. مثلا در مورد کسی که گفته می‌شود «بسیار با شخصیت است» غالبا درجه کارآیی و جاذبه مورد نظر است. (اتکینسون، هلیگارد و همکاران[2]، 2009).

در مواردی که به «پرورش شخصیت» اشاره می‌شود، سعی بر این است که به شخص برخی مهارتهای اجتماعی را فرا دهند و وضع ظاهر و شیوه سخن گفتن او را بهبود بخشند تا وی واکنش مطبوعی در دیگران برانگیزد، و گاه کلمه شخصیت به منظور توصیف بارزترین ویژگی بکار میرود. مثلاً، « فلان شخص» شخصیت پرخاشگر دارد.(رفیعی به نقل از اتکینسون، 1392).

ولی روانشناسان در بحث از شخصیت، بیش از هر چیز به تفاوتهای فردی توجه دارند، یعنی ویژگیهای که یک فرد را از افراد دیگر متمایز می‌کند.

تعریفی که در مورد شخصیت شده، «الگوهای نامعینی از رفتار و شیوه‌های تفکر است که نحوه سازگاری شخص را با محیط تعیین می‌کند.»

در این تعریف به اصطلاح معین، به همسانی رفتار اشاره می‌شود. بدین معنی که مردم در شرایط گوناگون به این گرایش دارند که به طرز نسبتا معینی تفکر کنند یا دست به عمل بزنند، و رفتار نتیجه تعامل ویژگیهای شخصیتی با شرائط مادی و اجتماعی محیط است.

شخصیت اجتماعی هر فرد اشاره‌ای به آن قسمت از شخص که دیگران می‌بینند و می‌شنوند. همان تصویری که شخص از خودش به دنیا عرضه می‌کند، و با این تفاسیر، شخصیت دارای جنبه خصوصی و ناآشکار می‌باشد.

جنبه خصوصی شامل تخیلات، تفکرات و تجاربی است که شخص نمی خواهد دیگران را در آنها سهیم کند(اتکینسون- هلیگارد- همکاران، 1983-1375)

تعریف واژه شخصیت به مرور زمان  گسترده‌تر شده است و بر اساس نقشی که فرد در جامعه بازی می‌کند، ترسیم  می‌شود یعنی در واقع فرد به اجتماع خود شخصیتی ارائه می‌دهد که جامعه بر اساس آن، او را ارزیابی می‌کند.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   ضرورت انجام مداخله برای کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای

تعریف شخصیت بستگی به دیدگاه نظری و هوشمندانه دارد. برداشت‌های متفاوت از مفهوم شخصیت به وضوح نشان می‌دهد که معنای شخصیت در طی تاریخ  بسیار گسترده تر از مفهوم تصویر صوری و اجتماعی  اولیه آن شده است (شاملو،1370)

در حال حاضر شخصیت به روند اساسی و مداوم درباره فرد انسان؛ اطلاق می‌شود و تعریف آن از دیدگاه هر دانشمند  یا مکتب و یا گروهی به نظریه خاص آنها بستگی دارد. اما تعریف نسبتاً  جامع چنین است: شخصیت عبارت است از مجموعه‌ای سازمان یافته و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتاً  پایدار و مداوم که هر فرد را از سایر افراد متمایز می‌کند (کریمی، 1376).

به منظور آشنایی با برخی از تعاریف دیگر شخصیت  به چند تعریف از پژوهشگران و نویسندگان مشهور در این زمینه  می‌پردازیم.

آلپورت[3] : شخصیت عبارت است از  سازماندهی پویایی نظام‌های روانی – فیزیولوژیکی درون فرد که سازگاری منحصر به فردی  را نسبت به جهان تعیین می‌کند  (کریستی،  1999؛ به نقل از احمدیان، 1384).

شلدون[4]: سازمان یافتگی پویشی جنبه‌های ادراکی، عاطفی، انگیزشی و بدنی فرد را شخصیت گویند (سیاسی، 1376).

هیلگارد: شخصیت الگوی معینی  از رفتار  و شیوه‌های  تفکر  است که نحوه ی سازگاری شخص را با محیط تعریف می‌کند (اتکینسون و هیلگارد،1983، ترجمه براهنی وهمکاران، 1375).

کتل[5]: شخصیت چیزی است که به ما اجازه می‌دهد آنچه را که یک شخص در موقعیت  معین انجام  می‌دهد پیش بینی کنیم (شولتز و شولتز، 1998، ترجمه سید محمدی، 1381).

آیزنگ: شخصیت  نظامی پایدار  و ثابت  از ویژگی‌های عاطفی ، هوشی و فیزیک  بدنی فرد است که سازگاری آن را با محیط تعیین می‌کند (لیبرت و لیبرت، 1998؛ به نقل از احمدیان، 1384).

[1] – Personality

[2]Atkinson & Hilgard’s

[3] -Alport

[4] -Sheldon

[5] – Cattell