:دانلود فایل متن کامل پایان نامه در سایت

sabzfile.com

2-5-الگوهای سرشت و منش

از دهه های 1960 و 1970 رویکرد زیست شناختی به شخصیت و نیز رفتار رواج پیدا نمود، هم اکنون نظریه زیست شناختی شخصیت[1] بر پایه های علمی محکمی تکیه زده است؛ پایه های که بدون تلاش افرادی مثل آیزنک[2]، گری و نیومن[3] و کلونینجر و دیگران نمی توانست شکل بگیرد(کاویانی، 1386).

کلونینجر[4] کار خود را بر ساختار شخصیت به منظور ارائه طرحی آغاز نمود که تفاوت های موجود در بیماران دارای اختلال جسمی[5]( شکایت از مشکلات جسمی یا سندرم بریکت[6]) تبیین می کرد. او دریافت که بیماران با اضطراب جسمانی دارای نشانه های شخصیتی تکانشور- پرخاشگر هستند، در حالی بیمارانی که دارای اضطراب شناختی یا فراگیر هستند، نشانه های شخصیتی وسواسی– اجباری را نشان می دهد(کاویانی،1386).

2-5-1 تعریف الگوهای سرشت و منش

الگوهای سرشت :

سرشت اساس وراثتی هیجانها و یادگیری های است که از طریق رفتارهای هیجانی و خودکار کسب می شود و به عنوان عادت های قابل مشاهده در اوایل زندگی فرد دیده می شود و تقریبأ در تمام طول زندگی ثابت باقی می ماند. کلونینجر(1993) معتقد است که سامانه های سرشتی در مغز دارای سازمان یافتگی کارکردی متشکل از سامانه های متفاوت و مستقل از یکدیگر برای فعال سازی، تداوم و بازداری رفتاری در پاسخگویی به گروه های معینی از محرک هاست. نظریه اصلی کلونینجر بیان می کند که تعامل سه نظام مستقل ژنتیکی، عصبی و زیست شناختی در سیستم اعصاب مرکزی (سیستم فعال سازی رفتاری، تداوم و بازداری رفتاری)، زمینه الگوهای منحصر به فرد پاسخ رفتاری به تجربه نو، پاداش و تنبیه است. این الگوهای پاسخ، موجب تفاوت شخصیت بهنجار و به همان اندازه ایجاد اختلال  شخصیتی و رفتاری می شود. در نتیجه تفاوت های فردی در پاسخ به آنها (تجربه نو، پاداش و تنبیه) سرشت های به شرح زیر را به وجود می آورد(کلونینجر، درگان و توماس[7] ،1993) :

نوجویی به عنوان فعال سازی رفتاری در پاسخ به محرک های تازه تعریف می شود که موجب جستجوی پاداش و گریز از تنبیه می شود (هانسن[8] و همکاران، 1999). فردی که نمره بالایی در نوجویی می آورد، راغب به فعالیت اکتشافی است، تحریک شدن را دوست دارد و با تحریک، هیجان زده می شود. همچنین در مقابل نظرهای نو از خود هیجان نشان می دهد؛ یکنواختی را دوست ندارد و از آن خسته می شود. میل به خلاقیت دارد؛ با اطلاعات اندک می تواند سریعاَ تصمیم بگیرد؛ در ایجاد تغییر پافشاری می کند؛ مستعد حواس پرتی است؛ ولخرج و فعال است؛ به خطر کردن علاقه نشان می دهد؛ روال بسیار منظم را دوست ندارد. در مقابل فردی که نمره کم می آورد، متمایل به تکرار تجربه های قبلی است؛ در مقابل تغییر مقاوم است؛ منضبط است و کار برنامه ریزی شده را دوست دارد؛ تمرکز خوبی از خود نشان می دهد؛ محافظه کار و مقید است؛ صرفه جویی در وقت و پول و انرژی را می پسندد . آسیب پرهیزی، بازداری رفتاری در پاسخ به محرک های تنبیه یا نبودن پاداش است (هانسن و همکاران، 1999). فردی که در آسیب پرهیزی نمره بالا می آورد، احتیاط کار، تنش زده و عصبی است؛ کمرو است و در انجام امور شک می کند؛ به انتقاد و تنبیه حساس است؛ میل به نگران اندیشی و پیش بینی وقایع بد را دارد؛ سازگاری خوبی با تغییرات محیطی ندارد؛ در ملاقات با غریبه ها، راحت نیست؛ خستگی پذیری بالایی دارد. در مقابل فردی که نمره آسیب پرهیزی پائین می آورد، با دل و جرئت است؛ آسوده خاطر و خوش بین می نماید؛ با غریبه ها راحت است؛ سرزنش و توهین، انرژی او را نمی کاهد؛ دیر خسته می شود (کاویانی، 1386). پاداش– وابستگی به عنوان تمایل به دادن پاسخ مثبت به نشانه های پاداش می گردد که موجب حفظ پاسخ یا مقاومت در برابر خاموشی می گردد (هانسن ، 1999). ویژگی های کسی که در مقیاس پاداش- وابستگی نمره بالا می آورد، بدین قرار است: رئوف؛ صمیمی؛ گرایش به وابستگی و تعلق اجتماعی؛ تمایل به پذیرفتن نظر دیگران؛ استعداد همدلی با دیگران؛ آماده برای بیان احساس خود؛ حساس به طرد شدن و بی مهری؛ خواهان تأیید دیگران؛ نیازمند تأیید دیگران؛ حساس به انتقاد. اما ویژگی های کسانی که در این مقیاس نمره پائین می آورند بدین قرار است : سرد؛ بی توجه به حساسیت جمع و گروه؛ تمایل به رعایت فاصله با دیگران؛ جدی و منطقی؛ تکرو؛ اهل عمل؛ غیر حساس به احساس دیگران؛ خوددار و محتاط؛ و غیر حساس به طرد و بی مهری دیگران.   پشتکار به معنای استقامت به هنگام خستگی و نا امیدی است (مادگا[9] و همکاران، 2007). نمره بالا در این مقیاس نشان دهنده این صفات است : سخت کوشی؛ تداوم در عمل علی رغم فشارها؛ پیش قدم در انجام امور؛ عدم خستگی و رنجش در مقابله با انتقادات؛ انطباق پذیر با شرایط پیش بینی نشده؛ و چالشگر در برابر سختی کار. نمره پائین در این مقیاس نشان دهنده این ویژگی هاست :  تطابق پذیری کم؛ آمادگی برای دلسردی در برابر سختی ها و انتقادات؛ عدم تلاش برای گسترش و عمق بخشیدن به کارها (کاویانی، 1386).

الگوهای منش :

منش به خود پنداره و تفاوت های فردی در اهداف و ارزشها و انتخاب های فرد در معنای تجربه او در زندگی بر می گردد. منش تا اندازه ای متأثر از یادگیری اجتماعی- فرهنگی است و در طول زندگی رشد می کند (کلونینجر و همکاران ،1993). منش شامل دریافت های منطقی درباره خود، دیگران و دنیاست و بیشتر تحت تأثیر عوامل محیطی در ساختار شخصیتی فرد پدید می آید (ابوالقاسمی و همکاران، 1390). جنبه های منشی شخصیت، هرچند سرشت به تفاوتهای موجود در واکنش های هیجانی خود و عادت ها اختصاص دارد، به تفاوتهای فردی در خصوص خود انگاره های مربوط به اهداف و ارزشها می پردازد. چنین خود انگاره های میتوانند ارزش و معنای هر آنچه تجربه می شود را تعریف کنند. بنابراین از این رهگذر می توانند هیجانی را تغییر دهند. کلونینجر سه بعد برای منش معرفی می کنند که عبارتند از :

خود-راهبری، بر پایه پنداشت از خویشتن به عنوان یک فرد مستقل که دارای زیر مجموعه های وحدت، احترام، عزت، تأثیر بخشی، رهبری و امید است، تعریف شده است. (کلونینجر و همکاران ،1993). کسی که در مقیاس خود- راهبری نمره بالا می آورد، هدفمند است؛ خود متکی و دارای اعتماد به نفس است؛ نسبت به نگرش و گرایش دیگران آگاهی دارد؛ می تواند نیازهای خود را به تأخیر بیاندازد؛ جریان امور از وجود او متأثر می شود؛ برای مسائل همیشه راه حلی ارائه می دهد؛ آمادگی دست و پنجه نرم کردن با شرایط سخت را دارد؛ و کارها را بر اساس اولویت های تعیین شده انجام می دهد. در مقابل فردی که نمره پایین در این مقیاس می آورد، بیشتر متکی به انگیزه های بیرونی است تا انگیزه های درونی؛ برای کاستی های محیط، دیگران را مقصر می داند؛ مسئولیت پذیر نیست؛ جهت گیری و هدفمندی روشنی در زندگی و کار ندارد؛ گاه احساس بیهودگی به سراغ او می آید؛ اعتماد به نفس پایین دارد؛ بر امور تأثیر زیادی ندارد؛ در جریان امور نسبت به هدف ها مردد می شود؛ و در مقابل هوس ها سست است. بعد همکاری، بر پایه پنداشت از خویشتن به عنوان بخشی از جهان انسانی و جامعه قرار دارد که از آن حس اجتماعی، رحم، شفقت، وجدان و تمایل به انجام امور خیریه مشتق می شود. کسی که در این مقیاس نمره بالای می گیرد، دلسوز و حمایت کننده است؛ تمایل به همراهی و همگامی با گروه دارد؛ نیازهای دیگران را درک می کند؛ صبور و صمیمی است؛ پذیرای افراد، صرف نظر از رفتار و نگرش آنهاست؛ نسبت به دیگران هم حسی دارد؛ یاری رسان است و از خدمتگزاری دیگران لذت می برد؛ نظر و رفتار تند دیگران را برای مصالح گروه تحمل می کند؛ بی ریا و خالص است؛ دارای اصول اخلاقی است و به آن مقید است؛ و روحیه ای بخشنده دارد. اما کسی که در این مقیاس نمره کم می آورد، تمایل به کار گروهی ندارد؛ از فرصت ها سود می جوید؛ احساس دیگران چندان برایشان مهم نیست؛ تکروی می کند؛ رفتار صمیمانه ندارد؛ نمی تواند همدل دیگران باشد؛ در نظر دیگران خودپسند و خودخواه جلوه می کند؛ اهل انتقام از کسانی است که او را اذیت کرده اند؛ تقیداخلاقی در این افراد، سست است. بعد خود- فراروی، بر پایه پنداشت از خویشتن به عنوان بخشی از جهان و منابع پیرامون آن مطرح شده است که با پندارهای حضور راز گونه، ایمان مذهبی ، متانت و صبوری غیر مشروط همراه است. افراد دارای خود- فراروی بالا، مستعد تجربه اوج هستند؛ جهان را به هر شکلی پذیرا هستند؛ تمایل به آرمان گرایی دارند؛ تجربه و در هم آمیختن با محیط و طبیعت آنها را دچار فراموشی از خود می کند؛ صلح طلب هستند؛ به محیط زیست توجه نشان می دهند؛ تجربه های فرا- حسی را باور دارند؛ و به هنر علاقه مندند. افرادی که نمره پائین در این مقیاس می آورند، قدرت تصور ذهنی پائینی دارند؛ تحمل ابهام و عدم قطعیت را ندارند؛ زیاد تحت تأثیر قرار نمی گیرند؛ برای دیگران کسل کننده هستند؛ نسبت به طبیعت احساس مسئولیت نمی کنند؛ مادی گرا و عینیت زده هستند . هر یک از ابعاد سرشت و منش در یک دستگاه ( شبکه) تعاملی، جریان سازگاری و تطابق تجربیات زندگی را راه اندازی و هدایت می کند. آمادگی ابتلا به اختلالهای هیجانی و رفتاری از چگونگی عملکرد این دستگاه تعاملی اثر می پذیرد (کاویانی،1386).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تعریف شخصیت از دیدگاه روانشناسی

 

2-5-1– ارتباط آسیب پرهیزی و اضطراب

ارتباط بین اختلال های اضطرابی و ویژگی های شخصیتی در ابعاد سرشت و منش یکی از موضوع های اصلی روان شناسی شخصیت بوده است. مدل های مختلفی برای توضیح رابطه بین ویژگی های شخصیتی و اختلال های روانی از از جمله اختلال های اضطرابی توسط مارکو[10] و همکاران (2013) انجام شده است. به طور خلاصه آنها را می توان در سه دسته خلاصه کرد :

1: اختلال های شخصیت و اختلال های روانی تأثیرات سببی یا علی مشابهی دارند، اما هیچ کدام تأثیرات سببی بر یکدیگر ندارند، به نظر می رسد آنها علت مشترکی دارند، مثل اینکه هر دو متعلق به یک زنجیره باشند. در سطوح بالاتر اختلالهای شخصیت و روانی سرآغاز یا مقدمه یکدیگر می باشند.

2 : شخصیت تأثیرات سببی در شروع و حفظ بیماری های روانی دارد.

3 : اختلال های روانی در شخصیت تأثیرات سببی دارد (مارکو، 2013).

مطالعات مختلفی مدل زیستی – عصبی کلونینجر (الگوهای سرشت و منش) را برای مطالعه ویژگی های شخصیت و اختلال های اضطرابی مورد استفاده قرار داده اند : کلونینجر، زوهار ، هیرشومن  ، داهان [11] (2012)، نای من[12] ، میتونین [13]، فریمر[14]، جاکوما[15]، ماکی [16]، ایکلاند[17] و همکاران (2011)، جیلا[18] و آیسیمتسا[19] (2006)، جیانگ و ساتو[20]، هارا[21]، تاکدیمونی [22]، اوزاکی [23]، یامادا[24] (2003)، بل[25]، اسمولاین[26] و شیکار[27] (2002)، سانگورین[28]، پریز[29]،گوتای ریز[30]، تورنز[31]، بال بینا[32] و همکاران (1998) نشان دادند که ابعاد سرشت و منش در سطح بالایی با اختلال های اضطرابی در ارتباط هستند، بخصوص افزایش نمره بعد آسیب پرهیزی با افزایش اختلال های روانی از جمله اضطراب همراه است. تمامی این مطالعات در دو نکته توافق دارند :

1: ارتباط مستقیم بین ابعاد سرشت (بعد آسیب پرهیزی) و اضطراب وجود دارد. یعنی افزایش آسیب پرهیزی با افزایش اضطراب همراه است.

2: ارتباط معکوس بین ابعاد منش (بعد خود- راهبری) و اضطراب وجود دارد. یعنی افزایش خود- راهبری با کاهش اضطراب همراه است.

البته ابعاد دیگر سرشت و منش نیز در این مطالعات از اهمیت خاصی برخوردار بودند. در جدول زیر ارتباط معنی دار بین ابعاد سرشت و منش و انواع اختلال های اضطرابی نشان داده شده اند :

جدول 2-1: رابطه بین اختلالهای اضطرابی و ابعاد سرشت و منش

اختلالهای اضطرابی
 

اختلال وحشت زدگی

روان رنجوری وسواسی فکری-عملی  

اضطراب اجتماعی

 

فوبیای خاص

       اختلال فشار روانی پس آسیبی اختلال اضطراب فراگیر
آسیب پرهیزی (مثبت) آسیب پرهیزی (مثبت) آسیب پرهیزی (مثبت) آسیب پرهیزی (مثبت) آسیب پرهیزی (مثبت) آسیب پرهیزی (مثبت)
خود- راهبری (منفی) خود- راهبری (منفی) خود-راهبری (منفی)   خود-فراروی (مثبت) خود-راهبری (منفی)
همکاری (منفی) نوجویی (منفی) نوجویی (منفی)   خود-راهبری (منفی)  
پشتکار (منفی) همکاری (منفی) خود-فراروی (منفی)   همکاری (منفی)  

 

چنانچه در شکل 2-1ملاحظه می شود، بین اختلال وحشت زدگی[33] و آسیب پرهیزی رابطه مستقیم و مثبت و معنی دار وجود دارد. و بین اختلال وحشت زدگی با ابعاد خود- راهبری، همکاری و پشتکار رابطه منفی و معنی وجود دارد.

بین روان رنجوری وسواسی فکری عملی[34] و بعد آسیب پرهیزی رابطه مستقیم و معنی دار وجود دارد. اما بین روان رنجوری وسواسی فکری عملی و ابعاد خود- راهبری، نوجویی و همکاری رابطه منفی و معنی دار وجود دارد.

بین اضطراب اجتماعی[35] و آسیب پرهیزی رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. بین اضطراب اجتماعی و ابعاد خود- راهبری، نوجویی و خود- فراروی رابطه منفی و معکوس معنی دار وجود دارد.

بین اختلال های فوبیا [36]( هراس) و آسیب پرهیزی رابطه مستقیم و معنی دار وجود دارد.

بین اختلال فشار روانی پس آسیبی[37] و ابعاد آسیب پرهیزی و خود- فراروی رابطه مثبت و معنی دار وجود. بین ابعاد خود- راهبری و همکاری رابطه منفی و معنی دار وجود دارد.

بین اختلال اضطراب فراگیر و آسیب پرهیزی رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد و بین اختلال اضطراب فراگیر بعد خود- فراروی رابطه منفی و معنی دار وجود دارد.

جیانگ و همکاران (2003) در پژوهشی به بررسی رابطه بین اضطراب صفت، شخصیت و خستگی بر اساس پرسشنامه سرشت و منش پرداختند، تجزیه و تحلیل نتایج همبستگی معنا داری بین اضطراب صفت و خستگی را نشان داد، از ابعاد سرشت و منش آسیب پرهیزی هم با اضطراب و هم با خستگی( خستگی عمومی، خستگی روانی و خستگی جسمی) رابطه مثبت داشت و از ابعاد منش خود- راهبری هم با اضطراب  و هم با خستگی رابطه منفی داشت.

همچنین نتایج نشان داد یک ارتباط ذاتی بین اضطراب صفت با آسیب پرهیزی وجود دارد. کلونینجر و همکاران (2012) در کارشان بر روی دیدگاه (( روانی– زیستی ارزیابی روانی )) بیان می کنند که پیکربندی های فردی در ساختار شخصیت، خطر همه فرم های آسیب شناسی روانی و همچنین واکنش های روی درمان دارویی و روان درمانی را تحت تأثیر قرار می دهند، مخصوصأ آسیب پرهیزی به طور گسترده ای با اختلال های اضطرابی در ارتباط است.

آزمودنی های دارای آسیب پرهیزی بالا به عنوان افرادی توصیف شده اند که زیاد نگران هستند و بدبینانه به آینده نگاه می کنند. آنها افرادی مضطرب و دارای شک و تردید، خجالتی و خستگی پذیر هستند. اخیرأ عکس برداری تابعی مغز یک رابطه نزدیک بین کمربند پیش- زانویی و بادامه که به عنوان یک مدار بازخورد و پسخوراند در طول پردازش ادراکی محرک ترسناک عمل می کند را ثابت می کند( ویبورگ، فالکام و گالبیرگ[38]،

2-Biological Theory of Personality

1-Eysenck

2-Newman

3-Cloninger

[5]-Somatization Disor

5-Briquest Syndrome

6-Dragan & Thomas

7-Hansen

1-Madga

[10]-Marco

[11]– Zohar & Hirschmann  & Dahan

[12]-Nyman

[13]-Miettunen

[14]-Freimer

[15]-Joukamaa

[16]-Maki

[17]-Ekelund

[18]-Jylha

[19]-Isometsä

[20]-Sato

[21]-Hara

[22]-Takedomi

[23]-Ozaki

[24]-Yamada

[25]-Ball

[26]-Smolin

[27]-Shekhar

[28]-Sangorrin

[29]-Perez

[30]-Gutiérrez

[31]-Torrens

[32]-Bulbena

[33]-Panic disorder

[34]-Obsessive compulsive disorder

[35]-Social anxiety

[36]-phobic disorders

[37]-Post traumatic stress disorder

[38]– Wiborg, Falkum & Gullberg