:دانلود فایل متن کامل پایان نامه در سایت

sabzfile.com

-اولویت بندی کردن مسائل و تأثیر آن در چگونگی حل مسائل

از عوامل دیگری که توجه به آن در هنگام برخورد با مسائل مختلف زندگی ضروری است ، اولویت بندی کردن مسائل میباشد. هر یک از ما طی روز با مسائل مختلفی روبه رو هستیم؛ مسائلی که حل هر کدام نیاز به صرف وقت و انرژی دارند. مسلماً برخی مسائل ضروری تر هستند و برخی از اهمیت کمتری برخوردارند. در پاره ای اوقات افراد در تشخیص اولویت مسائل خود دچار اشتباه می شوند و نمی دانند کدام مسئله در اولویت قرار دارد و کدام یک در اولویت قرار ندارد. در چنین مواقعی قسمت عمده ای از انرژی و توان افراد صرف کنترل و تردیدهایشان میشود. به منظور حل این مشکل و استفاده بهینه از وقت و انرژی خود و جلوگیری ازدوباره را مطرح نموده اند. مقصود از اولویت بندی کردن این « اولویت بندی » کاری ها و تردیدها، محققان مفهوم است که فرد بتواند مسائل خود را بر اساس اهمیت ضرورت آنها طبقه بندی کند(لاکانی و همکاران، 1388).

متخصصان معتقدند که مسائل را میتوان به 4 دسته تقسیم نمود:

1)مسائل مهم و غیر فوری                             2)مسائل مهم و فوری

3)مسائل فوری و غیر مهم                             4)مسائل غیر مهم و غیر فوری

مسائل مهم و غیرفوری به مسائلی گفته میشود که حل آنها برای ما ضروری است ، ولی برای حل اینگونه مسائل محدودیت زمانی نداریم. مثلاً برای یک دانش آموز سوم راهنمایی، مسئله قبول شدن در امتحانات پیش دانشگاهی یک مسئله مهم است. اما فوری نیست. مسائل فوری و غیر مهم به مسائلی گفته میشود که شاید مهم نباشند، اما در یک محدوده زمانی حتماً باید حل شوند و اگر آن زمان بگذرد، امکان حل مشکل بسیار سخت و حتی غیرممکن خواهد بود. برای مثال: این که تماس بگیرید و روز تولد دوستتان را تبریک بگوئید، ممکن است برای شما مسئله خیلی مهمی نباشد، اما فوریت دارد. مسائل مهم و فوری مسائلی هستند که هم برای خود فرد مهم است و هم برای حل آن محدودیت زمانی وجود دارد. مثلاً برای دانش آموز سال سوم دبیرستان مسئله قبول شدن در امتحانات پایان ترم و رفتن به کلاس بالاتر هم یک مسئله مهم و هم فوری است. مسائل غیرمهم و غیرفوری،مسائلی هستند که نه برای فرد مهم هستند و نه حل آن دارای محدودیت زمانی است(امامی نائینی،1391). تشخیص صحیح اولویتها جهت حل مسائل با سطح خودآگاهی ما ارتباط مستقیم دارند. هر چه شناخت ما از خودمان دقیقتر باشد، مسائل مهم زندگیمان را هم بهتر و سریع تر میتوانیم تشخیص دهیم. پس از اینکه توانستیم اولین اولویت خود را شناسایی کنیم، حال باید در جهت حل آن مشکل اقدام نمائیم(لاکانی و همکاران، 1388).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   خدمات کفسابی ، سنگسابی ، نماشویی در تهران و کرج

2-6-6-خودآگاهی و نقش آن در چگونگی حل مسئله

هیچ راهی برای فرار از مشکلات وجود ندارد و باید با مشکلات مقابله کرد. علاوه بر این، آگاهی یافتن از افکار اتوماتیک و گفتگوهای درونی ای که به هنگام مواجهه با مشکلات در ذهن ما فعال میشوند بسیار ضروری است. روانشناسان معتقدند در برخورد با مسائل سخت و شرایط دشوار زندگی، افکاری به صورت خودکار در ذهن انسانها فعال میشوند که ما آن را گفتگوی درونی می نامیم. این گفتگوهای درونی میتوانند هم مثبت و هم منفی باشند(لاکانی و همکاران، 1388).

برخی از گفتگوهای درونی مثبت عبارت اند از:

1) می توانم این مسئله را حل کنم.

2)من انسان توانمندی هستم.

3)باید به دنبال راه حل مناسبی بگردم.

برخی از گفتگوهای درونی منفی عبارت اند از:

1)من خیلی بدبختم.

2)هرچه بلاست سر من نازل می شود.

3) من خیلی ناتوان هستم.

4)من نمی توانم این مسئله را حل کنم.

5) من به درد هیچ کاری نمی خورم.

به هنگام برخورد با مسائل اگر گفتگوهای درونی منفی در ذهن شما فعال شوند، آنگاه شما نمی توانید به خوبی مسائل خود را حل کنید و ناتوانی در حل مسائل، خود باعث تقویت و تشدید افکار منفی و کاهش اعتماد به نفس میشود. اما اگر به هنگام برخورد با مسائل، گفتگوهای درونی مثبت در ذهن شما فعال شوند شما میتوانید مسائل خود را حل کنید. توانمندی حاصل از حل مسائل به شما قدرت میبخشد و احساس اعتماد به نفس را در شما بالا میبرد. بنابر این اولین گام در هنگام برخود با مسائل زندگی، شناخت گفتگوهای درونی خود میباشد. اگر در چنین مواقعی گفتگوهای درونی منفی در شما فعال میشوند باید آنها را شناسایی کرده و سعی کنید گفتگوهای درونی مثبت را جایگزین آن نمایید(امامی، 1391).