:دانلود فایل متن کامل پایان نامه در سایت

sabzfile.com

 

اختلال وحشت زدگی

اختلال وحشت زدگی یکی دیگر از اختلالات اضطرابی است. مشخصه این اختلال بیمناکی و وحشت های ناگهانی است. مبتلایان به این اختلال گاهی خود را در آستانه مردن حس می کنند ولی همیشه مضطرب نیستند. حملات وحشت زدگی معمولاً یک دفعه شروع می شوند و تپش قلب شدید، تنگی نفس، درد قفسه سینه، لرزش، عرق کردن، سرگیجه و احساس درماندگی به دنبال دارند. قربانیان این اختلال می ترسند بمیرند، دیوانه شوند یا عمل غیرقابل کنترلی انجام بدهند. تقریباً 4/2 میلیون نفر آمریکایی 18 تا 54 ساله یعنی حدوداً 7/1 درصد این گروه سنی اختلال وحشت زدگی دارند(خدایاری، 1384؛42).

در بسیاری از موارد شش ماه قبل از شروع اختلال وحشت زدگی اتفاق دردناک و عذاب آوری که معمولاً خطر جدایی یا جدایی واقعی از یک عزیز یا تغییر شغل را به دنبال دارد رخ می دهد. در اختلال وحشت زدگی عوامل زیست شناختی نیز نقش دارند (اوته و همکاران،2002؛443).

در ویراست  چهارم راهنمای تشخیص و آماری اختلالات روانی، اختلال وحشت زدگی به صورت هراس از مکان های باز یا بدون هراس از مکان های باز طبقه بندی می شود. در هراس از مکان های باز شخص از این می ترسد که در مکان های باز و عمومی زمین گیر شده و عاجز شود و نتواند از محل فرار کند یا نتواند کمک بگیرد حضور در مکان های عمومی شلوغ، دور شدن از خانه خصوصاً با وسائل نقلیه عمومی، احساس محبوس شدن و گیر افتادن و فاصله گرفتن از محل یا جدا شدن از شخصی خاص می تواند هراس از مکان های باز ایجاد کرده و برخی آدم ها را خانه نشین کند این حملات معمولاً در بزرگسالی شروع می شوند. زن ها بیشتر از مردها دچار این اختلال می شوند (خدایاری، 1384؛45) .

سبب شناسی اختلال وحشت زدگی

در مورد عوامل زیست شناختی باید بگویم اعضای خانواده کسانی که آمادگی ابتلا به این اختلال را دارند سابقه اختلال وحشت زدگی دارند در ضمن این اختلال در بین دو قلوهای همسان شایع تر از دوقلوهای ناهمسان است. طبق یک دیدگاه زیست شناختی دستگاه عصبی خودکار مبتلایان به این اختلال بیش از حد فعال است. دیدگاهی دیگر علت این اختلال را دو انتقال دهنده عصبی نوراپی و گابا می داند دیدگاه زیست شناختی دیگری هم حملات وحشت زدگی را به نفس نفس زدن یا تند نفس کشیدن ربط می دهد (خدایاری، 1384؛45) .

یکی دیگر از دیدگاههای روان شناختی روی اختلال وحشت زدگی با هراس از مکان های باز متمرکز شده است. نام این دیدگاه فرضیه ترس از ترس است یعنی هراس از مکان های باز در واقع ترس از حضور در مکان های عمومی باز نیست بلکه ترس از وقوع حمله وحشت زدگی در این مکان هاست.

از لحاظ عوامل اجتماعی فرهنگی، زنان آمریکایی دو برابر مردان دچار اختلال وحشت زدگی بایا بدون هراس از مکان های باز می شوند. ولی در هند مردها بیش از زن ها دچار اختلال وحشت زدگی می شوند شاید چون در هند و فرهنگ های شرقی و خاورمیانه ای زن ها کمتر تنها از خانه بیرون می روند (سانتراگ، 2013؛175) .

اختلالات هراس

اختلال هراس که معمولاً به آن هراس یا فوبیا می گویند یک اختلال اضطرابی است. شخص مبتلا به این اختلال از شیء یا وضعیت خاصی به شدت و به طرز نامعقول و مداومی می ترسد. مبتلایان به اختلال اضطراب تعمیم یافته علت عصبی بودن خود را نمی دانند در حالی که مبتلایان به هراس علت هراس خود را می دانند ترسی حالت هراس به خود می گیرد که باعث شود شخص همیشه از وضعیت مولد ترس فرار کند. بعضی از هراس ها بیش از هراس های دیگر آدم ها را عاجز می کند. به عنوان مثال در جامعه ما کسی که از ماشین می ترسد بیش از کسی که از مار می ترسد عاجز می شود تقریباً 3/6 میلیون نفر آمریکایی 18 تا 54 ساله یعنی 4/4 درصد این گروه سنی اختلال هراس دارند (فرست و همکاران، 2001؛291) .

هراس ها مختلف هستند بعضی از هراس های شایع هراس از موقعیت های اجتماعی، سگ هراس، بلندی هراسی، پرواز هراسی و مارهراسی هستند. بیایید هراس دیگری را بررسی کنیم. هراس اجتماعی، ترس شدید از مسخره شدن یا شرمنده شدن در وضعیت های اجتماعی است. مبتلایان به این نوع هراس می ترسند مرتکب خطا شوند. به همین دلیل از صحبت کردن در جمع، سخنرانی، بیرون غذا خوردن، یا مهمانی رفتن پرهیز می کنند ترس شدید آنها از این موقعیت ها محدوده زندگی اجتماعی شان را تنگ کرده و تنهایی آنها را بیشتر می کند (فرست و همکاران، 2001؛291) .

سبب شناسی اختلالات هراس

در مورد عوامل زیست شناختی دوقلوهای همسانی که جدا از هم بزرگ شده اند گاهی دچار هراس های واحدی می شوند مثلاً در یک مورد در دوقلوی جدا از هم بزرگ شده دچار هراس از مکان های بسته می شوند (فرست و همکاران، 2001؛291).

تقریباً 16 درصد بستگان درجه اول مبتلایان به هراس اجتماعی در معرض ابتلا به هراس هستند در حالی که این درصد در مورد بستگان درجه اول کسانی که هراس اجتماعی ندارند 5 درصد است (فرست و همکاران، 2001؛291) . عده ای هم می گویند هراس اجتماعی مداری عصبی دارد که تالاموس، بادامه و قشر مخ را می پوشاند در ضمن برخی از انتقال دهنده های عصبی خصوصاً سرتونین هم در هراس اجتماعی دخالت دارند (سانتراگ،2013؛191).

اختلال وسواس فکری- عملی

یکی دیگر از اختلالات اضطرابی است که در آن افکار اضطراب آور سمجی وجود دارد که شخص برای پیشگیری از آنها یا برای ایجاد شرایطی خاص یک رشته رفتارهای تکراری شعائرگونه را انجام می دهد (اجبار عملی) مبتلایان به اختلال وسواس فکری- عملی گاهی تردیدهای جزئی و کارهای روزمره خود را روزی هزار بار تکرار و مرور می کنند (فرست و همکاران، 2001؛292) .

شایع ترین اجبارهای عملی، بازرسی و کنترل کردن، تمیز کردن وشمارش افراطی هستند برای مثال مرد جوانی ممکن است احساس کند باید آپارتمانش را از لحاظ نشتی گاز بررسی کند و از بسته بودن پنجره هایش مطمئن شود اگر این کار را یک بار انجام بدهد رفتارش وسواس عملی محسوب نمی شود اما اگر این کار را پنج شش بار پشت سر هم تکرار کند و دائم نگران باشد که مبادا خانه را خوب بازرسی نکرده باشد رفتارش وسواسی خواهد بود. مبتلایان به این اختلال معمولاً از رفتار شعائرگونه خود لذت نمی برند ولی وقتی آن را انجام نمی دهند مضطرب می شوند.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   اظطراب اجتماعی چیست و چگونه درمان میشود

سبب شناسی اختلال وسواس فکری- عملی

در رابطه با عوامل زیست شناسی شواهدی دال بر وجود مؤلفه های ژنتیکی در این اختلال هست چون اختلا وسواس فکری عملی در خانواده مبتلایان بیشتر دیده می شود. در ضمن محققان به کمک توموگرافی قشر پوزیترون (PET) و سایر فنون تصویربرداری مغزی برای اختلال وسواس فکری- عملی ریشه های عصب شناختی پیدا کرده اند. یک تفسیر برای این داده ها این است که قشر پیشانی یا عقده های پایه چنان در اختلال وسواس فکری- عملی فعال می شوند که تکانه های زیادی را به تالاموس می رسانند و افکار وسواسی و اعمال اجباری را پدید می آورند. این احتمال هم هست که تحلیل رفتن انتقال دهنده های عصبی سرتونین با مدار عصبی اختلال وسواس فکری- عملی رابطه داشته باشد (سانتراگ،2013؛191).

اختلال استرس پس از سانحه

اختلال استرس پس از سانحه پنجمین اختلال اضطاری است. این اختلال پس از واقعه دردناکی مثل جنگ، حضور در وضعیت های زجرآوری مثل قتل عام، بدرفتاری های شدیدی مثل تجاوز، بلایای طبیعی مثل سیل و طوفان و سوانحی مثل سقوط هواپیما رخ می دهد (سانتراگ، 2013؛193) .

نشانه های اختلال استرس پس از سانحه

  • بازگشت به گذشته که در آن صحنه واقعه ی مورد نظر در ذهن فرد زنده می شود.
  • محدود شدن ظرفیت حس کردن هیجانات که غالباً صورت بی حسی و کرخی به خود می گیرد و باعث می شود شخص مبتلا به اختلال نتواند شادی، میل جنسی یا لذت روابط میان فردی را حس کند.
  • انگیختگی افراطی که از جاپریدن شدید و اغراق آمیز و بی خوابی منجر می شود.
  • اشکال در حافظه و تمرکز حواس
  • بیمناکی در رعشه های عصبی
  • رفتارهای تکانشی مثل پرخاشگری- تغییرناگهانی سبک زندگی (سانتراگ، 2013؛193)

 

2-11-1 درمان اختلالات اضطرابی در کودکان

با ظهور تحقیقاتی در اواخر دهه 1990 شیوه هیا درمانی توصیف شد و کارایی درمان اختلالات اضطرابی دوران کودکی را مستند ساخت. برای مثال اکنون درمان هایی برای این گونه اختلالات اضطرابی وجود دارد هراس های خاص و اضطراب اجتماعی، اختلال وسواس فکری- عملی و اختلال اضطراب فراگیر (کندال و همکاران، 2007؛380)

درمان های روانی- اجتماعی تدوین شده برای کودکان مبتلا به GAD که معمولاً به درمان های شناختی رفتاری معروفند اغلب مهارت کنترل برانگیختگی ناخواسته را با مواجهه با موقعیت ترسناک یا ناراحت کننده تلفیق می کنند. (کندال و همکاران، 2007؛380)یعنی ابتدا به کودکان در مورد واکنش های هیجانی شناختی و رفتارهای ناخواسته آنان آموزش هایی می دهند و سپس راهکارهایی برای کنترل برانگیختگی به آنان آموخته می شود. مؤلفه آموزشی درمان به کودکان کمک می کند افکار اضطراب برانگیز خود را شناسایی کنند. پاسخ های آرمیدگی را به آنان می آموزد و راهکارهایی برای تعدیل برانگیختگی اضطرابی ارائه می دهد این بخش ها در درمان تلفیق می شوند:

 

Fear احساس ترس
Expectation انتظار رخداد اتفاقات ناگوار
Attitude نگرش ها و اعمالی که احتمالاً به کار می گیرند
Result نتایج و پاداش ها

 

برای شرح این عوامل مقابله یی کت از سر واژه ترس بهره می گیرد تا کودکان را به طرحی برای کنترل ناراحتی اضطرابی مجهز کند کودکان از طرح ترس برای مقابل با موقعیت های اضطراب برانگیز استفاده می کنند (کندال و همکاران، 2007؛381) .

مواجهه با عامل اضطراب برانگیز در درمان اضطراب اهمیت بسیار دارد وقتی کودکان مهارت های مناسب را آموختند آنها را در سایر موقعیت هایی که قبلاً اضطراب زا بوده اند به کار می برند. پژوهشگران در دو قاره آمریکا و استرالیا دریافته اند که شکل های متفاوت این رویکرد در درمان نوجوانان مبتلا به اختلالات اضطرابی مانند اختلال اضطراب فراگیر، هراس اجتماعی و اختلال اضطراب جدایی راهکارهای مؤثری بوده اند از آنجا که نشانه های اضطارب و افسردگی اغلب توأم رخ می دهد می توان برای درمان افسردگی توأم با اضطارب در برنامه اضطراب تغییراتی اعمال کرد (کندال و همکاران، 2007؛386) .

تشخیص اختلال مدرسه هراسی به شرطی تشخیص مناسبی است که در مدرسه رفتن کودک مشکلات حادی وود دارد که به غیبت طولانی از مدرسه و پریشانی هیجانی منجر می شود. نرفتن به مدرسه در این موارد با اطلاع والدین صورت گرفته و مشکلات ضداجتماعی یا کرداری دیده نمی شود. در بریتانیا مقایسه ای میان 1) درمان رفتاری 2) بستری کردن و 3) روان درمانی همراه با تدریس در منزل برای ان کودکان انجام گرفته است. در درمان رفتاری راهکارهایی مقابله ای را آموزش دادند از پیامدهای رفتاری استفاده کردند و کودک را مستقیماً به مدرسه بردند. افراد گروه بستری در بیمارستان روی موضوع جدایی بحث کردند به استقلال تشویق شدند و برای پرورش خودپنداره و عزت نفس شان تمرین هایی به آنها دادند و در برخی موارد داروی آرامبخش تجویز کردند به کودکان گروه سوم اجازه دادند مدتی را که می باید در یک کلینیک عمومی تحت درمان انفرادی باشند در خانه بمانند و درس های مدرسه را در منزل بیاموزند. با در نظر گرفتن حضور منظم در مدرسه و بهبود سازگاری روان شناختی به عنوان ملاک موفقیت، موفقیت گروه نخست با میزان 3/93 درصد به صورت معنی داری بر میزان 5/37 درصد گروه دوم و 10%  گروه سوم برتری داشت این تحقیق شواهد آشکاری مبنی بر مؤثر بودن برخی انواع درمان فراهم آورد (کندال و همکاران، 2007؛387) .

داروهای ضدافسردگی از قبیل کلومی پرامین برای درمان اختلالات وسواس فکری- عملی در کودکان و به میزان کمتر برای کودکان مدرسه هراس استفاده می شود. چند گزارش کنترل نشده در مورد استفاده از داروهای ضداضطرابی بزرگسالان برای کودکان وجود دارد اما تحقیقات تجربی در زمینه ارزیابی این نوع کاربرد بسیار کم است. بررسی های درمان شناختی- رفتاری روی کودکان مبتلا به اختلال اضطرابی نتایج نسبتاً مشابهی داشته اند تقریباً 70 درصد کودکان آشکار ا بهبود یافته بودند تلاش هایی برای بهبود بخشیدن نتایج صورت می گیرد و تحقیقات اخیر دخالت دادن والدین در درمان کودکان را آغاز کرده اند و برخی داده های مقدماتی نشان می دهد که در درمان شناختی رفتاری کودک آموزش به والدین به منظور گنجاندن نقش آنان در برنامه های درمانی نتایج بهتری در پی دارد تا این اواخر در بررسی مشکلات رفتارایذایی این اختلالات اضطرابی دوران کودکی دست کم گرفته می شد اما اکنون توجه بیشتری به مشکلات اضطرابی معطوف شده است و احتمالاً همین امر سبب خواهد شد تا علل اختلالات اضطرابی را بهتر بشناسیم و بهترین روش را برای د رمان کودکان مبتلا به کار گیریم (کندال و همکاران، 2007؛126) .