:دانلود فایل متن کامل پایان نامه در سایت

sabzfile.com

 

 :دانلود فایل متن کامل پایان نامه در سایت

sabzfile.com

 

اختلالات شخصیت در پنجمین کتابچه راهنمای تشخیصی و آماری عبارت‌اند از:

1-پارانوئید

2-اسکیزوئید

3-اسکیزوتایپال

4-ضد اجتماعی

5-مرزی

6-نمایشی

7-خودشیفته

8–اجتنابی

9-وابسته

10- وسواسی-اجباری

11-اختلال شخصیت ناشی از یک عارضه پزشکی دیگر

12-اختلال شخصیت مشخص

13-اختلال شخصیت نامشخص

با اینکه تغییر در طبقه بندی اختلالات شخصیت در ویرایش جدید پنجمین کتابچه راهنمای تشخیصی و آماری پذیرفته نشده است با اینحال یک پیشنهاد ترکیبی برای بخش سه این ویرایش در نظر گرفته شده است. مدل ترکیبی شامل سنجش اختلال در عملکردهای شخصیت بعلاوه پنج حیطه وسیع از آسیب شناسی صفات شخصیتی می‌باشد.

اختلال شخصیت

اختلال شخصیت عبارت است از تجارب درون ذهنی و رفتاری با دوام که بر ملاک‌های فرهنگی منطبق نیست. نفوذی غیر قابل انعطاف دارد، از نوجوانی یا جوانی شروع می‌شود، در طول زمان تغییر نمی‌کند، موجب ناخشنودی فرد و مختل شدن کارهایش می‌شود. هرگاه صفات شخصیتی غیر قابل انعطاف و غیر انطباقی باشد و کارکردهای فرد را مختل سازد یا رنج و عذاب درون ذهنی برایش ایجاد کند، تشخیص اختلال شخصیت را می‌توان مطرح کرد. (کاپلان، سادوک،2003، ترجمه پورافکاری 1383). الگوی دیرپایی از رفتار ناسازگار است. وقتی صفات شخصیتی به قدری انعطاف ناپذیر و ناسازگار باشد که باعث اختلال در عملکرد فرد شوند به نام اختلال شخصیت نامیده می‌شود،که شامل روش‌های ناپخته و نامناسب مدارا با فشار روانی با حل مسائل می‌باشند. بر خلاف اختلالات خلقی یا اضطرابی که آن‌ها نیز رفتارهای ناسازگار دارند، افراد مبتلا به اختلال شخصیت احساس ناراحتی و اضطراب نمی‌کنند و ممکن است تمایل به تغییر رفتار خود نداشته باشندو آشفتگی‌های شدید رفتاری پیدا نکنند. (اتکینسون و همکاران، 1983، ترجمه براهنی و همکاران، 1378 هیلگارد).

اختلال شخصیتی اختلالی مزمن و شایع است. میزان شیوع آن در جمعیت عمومی 20-10درصد تخمین زده می‌شود و علائم آن در طی چند دهه تظاهر می‌کند. این افراد اغلب برچسب‌های اعصاب خردکن، پرتوقع یا انگلی دریافت می‌کنند و عموماٌ پیش آگهی آن‌ها نامساعد محسوب می‌شود. حدود نیمی از بیماران روانپزشکی دچار اختلال شخصیت هستند که اغلب همراه با اختلالات محور اول است. اختلال شخصیت عامل زمینه ساز سایر اختلالات روان پزشکی است. و در نتایج درمانی سندروم‌های محوراول تداخل نموده و میزان از کار افتادگی، بیماری و مرگ و میر این بیماران افزایش می‌دهد. احتمال آنکه بیماران دچار اختلال شخصیت تن به کمک‌های روانپزشکی ندهند و داشتن هر گونه مشکلی را انکار کنند، بسیار بیشتر از این احتمال در بیماران دچار اختلالات اضطرابی، اختلالات افسردگی و یا اختلال در وسواسی – جبری است. علائم اختلال شخصیت برون دگرساز است یعنی می‌تواند محیط بیرون خود را تغییر دهد و بر نیازهای خود منطبق سازد، و نیز خودهمخوان[1] است، یعنی برای ایگوی فرد قابل قبول و پذیرفتنی است به همین دلیل این افراد احساس اضطراب نمی‌کنند و اغلب آن‌ها را فاقد انگیزه درمان و مقاوم در برابر درمان می‌دانند. (کاپلان، سادوک،2003، ترجمه پورافکاری 1383).

در چهارمین کتابچه راهنمای تشخیصی و آماری اختلال شخصیت به 3 دسته تقسیم می‌شود:

دسته A شامل سه اختلال پارانوئید، اسکیزوئید، اسکیزوتایپی است. افراد مبتلا به این اختلالات اغلب غریب و نامتعارف به نظر می‌رسند. دسته B عبارت از چهار اختلالِ ضداجتماعی[2]– مرزی[3]، نمایشی[4] و خودشیفته[5] هستند، افراد این گروه اغلب نمایشی، نامتعادل و هیجانی‌اند. دسته C شامل اختلال دوری گزین[6]، وابسته[7]و وسواسی _ جبری می‌باشند. افراد مبتلا به این اختلالات اغلب مضطرب و هراسان به نظر می‌رسند. در بسیاری از افراد صفاتی وجود دارد که منحصر به اختلال شخصیت واحدی نمی‌شود اگر بیمار واجد ملاک‌های مربوط به بیش از یک اختلال شخصیت باشد، همه آن‌ها را باید در تشخیص مطرح کرد. اختلال شخصیت طبق چهارمین و پنجمین کتابچه راهنمای تشخیصی و آماری روی محور دوم کد گذاری می‌شود. (کاپلان، سادوک،2003، ترجمه پورافکاری 1383).

سبب شناسی

الف) عوامل وراثتی:

بهترین مدرکی که نقش عوامل وراثتی را در ایجاد اختلال شخصیت اثبات می‌کند، از بررسی اختلالات روانپزشکی در پانزده هزار جفت دو قلو در ایالات متحده به دست آمده است. در این مطالعات معلوم شده که همگامی[8] دو قلوهای تک تخمکی[9]از نظر ابتلا به اختلالات شخصیت چندین برابر همگامی دو قلوهای دو تخمکی[10] است. وانگهی طبق یک بررسی، با سنجش‌های متعدد از نظر شخصیت و مزاج[11]، علایق شغلی و تفریحی و نگرش‌های اجتماعی معلوم شده است که ،دوقلوهای تک تخمکی جدا پرورده به اندازه دوقلوهای تک تخمکی هم پرورده به هم شباهت دارند. اختلال شخصیت دسته A (پارانوئید، اسکیزوئید، اسکیزوتایپی) در بستگان بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی شایع‌تر از گروه‌های شاهد است. تعداد بستگان مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوتایپی در سابقه خانوادگی افراد مبتلا به اسکیزوفرنی به مراتب بیشتر از گروه‌های شاهد است. همبستگی دو اختلال شخصیت پارانوئید و اسکیزوئید با اسکیزوفرنی کمتر است. اختلالات شخصیت دسته B (ضد اجتماعی، مرزی، نمایشی، خودشیفته) نیز اساس وراثتی دارند. اختلال شخصیت ضد اجتماعی با اختلالات مربوط به مصرف الکل رابطه دارد.

افسردگی در سابقه خانوادگی بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی شایع است. بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بیش از افراد گروه شاهد بستگان مبتلا به اختلالات خلقی دارند و اختلال شخصیت مرزی اغلب با اختلالات خلقی همزمان می‌شود. رابطه‌ای قوی میان اختلال شخصیت نمایشی و اختلال جسمانی سازی[12] یا سندروم بریکه[13] دیده شده است. به این صورت که افراد مبتلا به هر یک از این دو اختلال، اغلب علائمی از اختلال دیگر را هم نشان می‌دهند. اختلالات شخصیت دسته  C(دوری‌گزین، وسواسی- جبری و اختلال شخصیت نامعین ) هم ممکن است مبنایی وراثتی داشته باشند. بیماران دچار اختلال شخصیت دوری‌گزین اغلب سطح اضطراب بالایی دارند. همگامی صفات وسواسی – جبری در دو قلوهای تک تخمکی بیشتر از دوقلوهای دو تخمکی است و افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی – جبری برخی علائم مربوط به افسردگی را هم دارند. مثل کوتاه بودن دوره خواب رم، نهفتگی و غیر طبیعی بودن نتایج آزمون دگزامتازون[14]

ب) عوامل زیستی:

هورمون‌ها: افرادی که صفات تکانشی[15] از خود نشان می‌دهند، اغلب سطح تستوسترون، و استروژن بالایی دارند در نخستین‌های ما قبل انسان (پریمات ها)، آندروژن ها احتمال پرخاشگری و رفتار جنسی را بیشتر می‌کنند، اما نقش تستوسترون در پرخاشگری انسان روشن نیست. برخی از بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی که علایم افسردگی هم دارند، نتایج غیر طبیعی در میزان تستوسترون نشان می‌دهند.

مونو آمین اکسیداز پلاکت‌ها: پایین بودن سطح مونو آمین اکسیداز[16] پلاکت‌ها را در میمون‌ها با پرتحرک و معاشرتی بودن آن‌ها مرتبط دانسته‌اند. دانشجویانی هم که سطح منو آمین اکسیداز ، پلاکتی‌شان کم است، آن طور که خودشان گزارش می‌کنند در مقایسه با دانشجویانی که سطح منو آمین اکسیداز پلاکتی بالایی دارند، وقت بیشتری را در فعالیت‌های اجتماعی صرف می‌کنند. پایین بودن سطح منو آمین اکسیداز پلاکتی را در برخی بیماران اسکیزوتایپی نیز ذکر کرده‌اند.

حرکات تعقیبی ظریف چشم[17]: حرکات تعقیبی ظریف چشم در بیماران واجد صفات درون گرایی[18]، اعتمادبه‌نفس اندک و انزوا و نیز در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوتایپی به صورت جهشی[19] است. این یافته‌ها از نظر بالینی متضمن هیچ معنایی نیست، اما نقش وراثت را نشان می‌دهد.

عصب رسانه‌ها[20]:

اندورفین‌ها اثراتی شبیه مرفین برونزاد (اگزوژن) از جمله اثرضد درد و سرکوب حالت برانگیختگی دارند. بالا بودن سطح اندورفین درونزاد ممکن است با بلغمی مزاج[21] بودن فرد رابطه داشته باشد. بررسی‌هایی که در مورد صفات شخصیتی و دستگاه‌های دوپامینرژیک و سروتونرژیک انجام شده، نشان می‌دهد که این ناقلین عصبی، کارکردی در جهت برانگیختگی و فعالسازی دارند. سطح هیدروکسی ایندول استیک اسید[22] که متابولیت سروتونین است در افرادی که اقدام به خودکشی می‌کنند و در بیمارانی که تکانشی و پرخاشگرند، پایین است. بالا بردن سطح سروتونین با داروهای سروتونرژیک از قبیل فلوکستین ممکن است تغییرات بارزی در برخی صفات شخصیتی ایجاد کند. سروتونین باعث کاهش افسردگی، تکانشگری و نشخوار ذهنی[23] در بسیاری افراد می‌شود و می‌تواند احساس عمومی سلامتی و خوب بودن ایجاد کند. افزایش دوپامین در دستگاه عصبی مرکزی با برخی از داروهای محرک روانی مثل آمفتامین می‌تواند ایجاد سرخوشی[24] کند. اثرات نوروترنسمیترها بر صفات شخصیتی علاقه و توجه بسیاری را به خود جلب کرده است و در عین حال از این نظر که آیا صفات شخصیتی، ذاتی است یا اکتسابی، اختلاف نظر مهمی نیز ایجاد کرده است.

الکتروفیزیولوژی: تغییر سرعت هدایت الکتریکی در الکترو انسفالوگرام[25] در برخی بیماران دچار اختلالات شخصیت دیده می‌شود که از همه شایع‌تر در دو نوع ضد اجتماعی و مرزی بوده است. این تغییرات به صورت امواج[26] دیده می‌شود.

ج) عوامل روانکاوانه[27]:

زیگموند فروید مطرح کرده بود که صفات شخصیتی با تثبیت در یکی از مراحل رشد روانی – جسمی ارتباط دارد، مثلاً فردی که منش دهانی[28] دارد، فردی است منفعل و وابسته. چون در مرحله درمانی تثبیت شده است و فرد در این مرحله برای دریافت غذا عمدتاٌ به دیگران وابسته است. افراد دارای منش مقعدی[29] به علت کشمکش‌های دورهمقعدی در زمینه آموزش آداب طهارت افرادی لجوج و یکدنده، خسیس و بسیار با وجدان هستند. پس از فروید، ویلهلم رایش اصطلاح «زره منش[30]» را وضع کرد و منظورش سبک‌های دفاعی مشخصه ای بود که افراد به کار می‌برند تا از خود در برابر تکانه‌های درونیشان و نیز در برابر اضطراب بین فردی‌ای که در روابط خود با افراد مهم زندگیشان پیدا می‌کنند، محافظت کنند. تأثیر اندیشه‌های رایش بر نظراتی که امروزه هم در مورد شخصیت و اختلالات آن ابراز می‌شود، مشهود است. برای مثال صبغه منحصر به فرد شخصیت هر انسان را عمدتاً مکانیسم‌های دفاعی مشخصه او تعیین می‌کند. هر یک از اختلالات شخصیت در محور دوم دارای تعدادی دفاع است که بالینگر با کمک آن‌ها نوع اختلالی را که در منش فرد وجود دارد، می‌تواند شناسایی کند. مثلاً افراد دچار اختلال شخصیت بدگمان، از فرافکنی استفاده می‌کنند، در حالی که اختلال شخصیت اسکیزوئید با مکانیسم دفاعی انزوا ارتباط دارد. اگر دفاع‌ها مؤثر واقع شود، افراد مبتلا به اختلال شخصیت می‌توانند بر احساساتی از قبیل اضطراب، افسردگی، خشم، شرم و گناه فائق آیند، لذا این‌ها رفتارشان را خود – همخوان[31] می‌یابند یعنی این رفتار علی رغم اثر سوئی که بر دیگران می‌گذارد، هیچ رنج و عذابی برای خود بیمار ندارد. این گونه بیماران از درگیر شدن در روند درمان نیز اکراه دارند، دفاع‌هایشان برای تسلط بر حالات عاطفیِ ناخوشایندشان اهمیت دارد و لذا آن‌ها تمایلی به دست برداشتن از این دفاع‌ها ندارند. یکی دیگر از خصایص محوری اختلالات شخصیت، نوع رابطه ویژه‌ی درونی بیمار است. در سیر رشد، الگوهای ویژه‌ای‌از روابط خود با دیگران درونی می‌شود. کودک از طریق درون فکنی[32] با والد خود یا هر فرد دیگری را درونی می‌کند و به این ترتیب با او مثل یک موجود درونی رفتار می‌کند، موجودی که همواره یک ابژه[33] می‌ماند، نه خود فرد. از طرف دیگر کودک طی همانندسازی، والدین خود و سایر افراد را نیز به گونه ای درونی می‌کند که، صفات آن‌ها جزئی از وجودش می‌شود و او «واجد» آن صفات می‌گردد. این دو دسته بازنمود درونی یعنی بازنمودهای خود و بازنمودهای ابژه نقشی اساسی در تشکیل شخصیت دارند و وجوه مختلف آن‌ها از طریق برون سازی[34]و همانندسازی فرافکنانه در روابط بین فردی تجلی می‌شود، به این ترتیب دیگران مجبور به ایفای نقشی خاص در زندگی درونی بیمار می‌گردند. از این روست که یکی دیگر از ویژگیهای بیماران دچار اختلالات شخصیت، نحوه خاص روابط بین فردی آن‌هاست که ریشه در نوع روابطی دارد که بیمار با عینیت درونی خود برقرار می‌کند(کاپلان، سادوک،2003، ترجمه پورافکاری 1383(.

طبقه بندی اختلالات شخصیت

اختلال شخصیت مرزی

بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در مرز روان نژندی و روانپزشکی قرار دارند و مشخصه آن‌ها ناپایداری حالت عاطفی، خلقی، رفتار، روابط ابژه‌ای و خودانگاره آن‌هاست. این اختلال را به نامهای اسکیزوفرنی موقت[35]، شخصیت انگار[36]، اسکیزوفرنی شبه نوروتیک و اختلال منش سایکوتیک نیز خوانده‌اند. تاکنون هیچ مطالعه ای نشده که میزان قطعی شیوع این اختلال را نشان دهد، اما به نظر می‌رسد 2-1 درصد از جمعیت وجود داشته باشد و در زن‌ها دو برابر مردها شایع است. شیوع اختلال افسردگی اساسی، اختلالات مربوط به مصرف الکل و سوء مصرف مواد در بستگان درجه اول افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، بیشتر از جمعیت عمومی است.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   آموزش و افزایش تاب‌آوری و برنامه های افزایش آن

بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی تقریباً همیشه، به نظر می‌رسد که در بحران به سر می‌برند. چرخش‌های سریع خلق در این‌ها شایع است، یک لحظه ممکن است نزاع طلب باشند، لحظه ای افسرده و لحظه ای دیگر شاکی از این که هیچ احساسی ندارند. این گونه بیماران ممکن است حملات روانپزشکی با عمر کوتاه داشته باشند که اصطلاحاً حملات میکروسایکوتیک خوانده می‌شود، اما حملات شدید و تمام عیار روانپزشکی در این‌ها دیده نمی‌شود، درواقع علائم روانپریشی که بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی پیدا می‌کنند، تقریباً همیشه محدود، گذرا و مشکوک است. رفتار این گونه بیماران بسیار غیر قابل پیش بینی است و از همین رو آن‌ها تقریباً هیچ وقت به آن مقدار کارآیی که در توانشان هست، دست نمی‌یابند. دردناک بودن ذاتی زندگی آن‌ها در خودزنی‌های مکرر آن‌ها مشهود است. این گونه بیماران برای جلب کمک دیگران، ابراز خشم یا برای کرخت کردن خود در برابر حالت عاطفی فلج کننده ای که دارند، ممکن است رگ دست خود را بزنند یا به اشکال دیگری خودزنی کنند. بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی چون احساس وابستگی و خصومت را همزمان دارند، روابط بین فردیشان آشفته و بهم ریخته است. ممکن است به کسی که احساس نزدیکی با او می‌کنند، وابسته شوند و از طرف دیگر نسبت به دوستان صمیمی خود هم اگر احساس سرخوردگی پیدا کنند خشمی بسیار زیاد ابراز کنند. این بیماران نمی‌توانند تنهایی را تحمل کنند و برای تشفی حتی به نحوی دیوانه وار به جستجوی ایجاد رابطه بر می‌آیند ولو این رابطه برای خودشان ارضا کننده نباشد. آن‌ها برای رفع تنهایی خود با غریبه‌ها دوست می‌شوند یا به بی بند و باری می افتند. آن‌ها اغلب از احساس مزمن پوچی و بی حوصلگی و فقدان احساس هویتی یکدست (ابهام در هویت) شاکی‌اند و وقتی تحت فشار قرار می‌گیرند، از این شکایت می‌کنند که اکثر اوقات علی رغم ابراز شدید حالات عاطفی دیگر، بسیار افسرده‌اند. اتوکرنبرگ، مکانیسم دفاعی به نام همانندسازی فرافکنانه را وصف کرده است که بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی به کار می‌برند. در این مکانیسم دفاعی بدوی، فرد جنبه‌های غیر قابل تحمل خود را به فردی دیگر فرافکنی می‌کند و به این ترتیب او را وادار به ایفای نقشی می‌کند که به او فرافکنی شده است. در نتیجه هر دو به شکلی واحد عمل می‌کنند. درمانگر باید از این روند به خوبی آگاه باشد تا بتواند با این گونه بیماران رفتاری خنثی در پیش بگیرد. اکثر درمانگران بر این باورند که بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی در آزمونهای ساختارمندی مثل مقیاس هوش وکسلر برای بزرگسالان[37] ،قدرت استدلال متعارفی از خود نشان می‌دهند و تنها در آزمونهای ساختارنیافته فرافکنانه‌ای مثل آزمون رورشاخ است که اختلالات مربوط به روند فکر در آن‌ها قابل رویت می‌شود. کارکرد بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی نیز به گونه‌ای است که روابط آن‌ها مختل می‌شود، چون همه افراد را یا خوب مطلق می‌پندارند یا بدمطلق. (کاپلان، سادوک،2003، ترجمه پورافکاری 1383(.

افراد به نظر آن‌ها یا حامی آن‌هایند و لذا باید به آن‌ها دل بست، یا منفور و آزارگر اند و احساس امنیت آن‌ها را مختل می‌کنند، چون همین که ببینند بیمار به آن‌ها وابسته شده، او را ترک می‌کنند و از این رو تهدیدی برای او محسوب می‌شوند. در نتیجه این دو نیم سازی[38] است که بیمار، افراد خوب را آرمانی می‌بیند و افراد بد را به کلی فاقد ارزش. به همین دلیل است که این بیماران هر زمان از فرد یا گروه متفاوتی حمایت می‌کنند. برخی از بالینگران مشخصه‌های اصلی بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی را با این مفاهیم ذکر می‌کنند: هراس عام، اضطراب عام، دودلی عام و رفتار جنسی آشوبناک. (کاپلان، سادوک،2003، ترجمه پورافکاری 1383(.

ملاک‌های تشخیص به صورت بی ثباتی در روابط مرزی، خودانگاره[39] و حالت عاطفی و نیز آشکارا تکانشی بودن، به صورت الگویی نافذ و فراگیر از اوایل بزرگسالی شروع شده باشد و در زمینه‌های مختلف به چشم آید، که علامتش وجود حداقل 5 مورد از موارد زیر است: 1- انجام تلاش‌های مضطربانه توأم با سراسیمگی برای اجتناب از ترک شدن واقعی یا تصوری. شامل رفتارهایی نظیر خودکشی یا خودزنی نمی‌شود. 2- بی ثبات و شدید بودن روابط بین فردی به صورت الگویی که مشخصه اش تناوب میان دو قطب افراطی است. آرمان نهایی و بی ارزش نمایی 3-اختلال و اشکال در هویت؛ بی ثبات بودن، واضح و دائم خودانگاره یا احساس فرد در مورد خودش 4- تکانشی بودن لااقل در دو تا از حوزه‌هایی که بالقوه به فرد صدمه می‌زنند. مثلاً خرج کردن پول، روابط جنسی، سوء مصرف مواد، بی ملاحظه رانندگی کردن، شکمبارگی که شامل رفتارهای خودکشی و خودزنی نمی‌شود. 5- رفتار، ژست یا تهدید به خودکشی به صورت مکرر یا خودزنی‌های مکرر 6- بی ثباتی در حالت عاطفی به صورت واکنش پذیری آشکار خلق مثل ملال، تحریک پذیری، اضطراب شدید و حمله ای که چند ساعتی طول بکشد 7- احساس پوچی مزمن 8- نامتناسب بودن و شدید بودن خشم یا دشواری در تسلط بر خشم مثلاً تندخود شدن‌های پیاپی، نزاع کردن‌های مکرر و خشمگین بودن دائمی 9- بروز افکار بدگمانانه (پارانوئید) یا علائم شدید تجزیه ای[40] به صورت گذرا و در مواقع فشار روانی و استرس.

افتراق بیماران مرزی از اسکیزوفرن بر این اساس ممکن است که در بیماران مرزی، حملات روانپریشی، اختلال فکر یا سایر علائم کلاسیک اسکیزوفرنی، هیچ وقت به مدت طولانی وجود ندارد. بیماران دچار اختلال شخصیت اسکیزوتایپی نیز نحوه تفکری بسیار منحصر به فرد، افکاری عجیب و افکار مکرر انتساب به خود دارند. مشخصه بیماران مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید وجود شکاکیت مفرط است. بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی عموماً احساس مزمن پوچی و حمله‌های کم دوام روانپریشی دارند، تکانشی عمل می‌کنند و توقع روابطی غیرمتعارف دارند، ممکن است خودزنی کنند و دست به خودکشی‌های فریبکارانه بزنند.

این اختلال کم و بیش با ثبات است. به طوری که بیماران در طول زمان تغییر چندانی نمی‌کنند. در مطالعات طولی دیده نشده که به اسکیزوفرنی تبدیل شود، اما میزان بروز حملات افسردگی اساسی در این بیماران زیاد است این تشخیص معمولاً پیش از چهل سالگی مطرح می‌شود چون در این دوره است که بیمار باید برای شغل، ازدواج و سایر مسائل مهم خود تصمیم بگیرد و به انتخاب دست بزند، ولی نمی‌تواند با این مراحل که در چرخه زندگی به طور طبیعی پیش می‌آید، درست برخورد کند. (کاپلان، سادوک،2003، ترجمه پورافکاری 1383)

اختلال شخصیت ضد اجتماعی

اختلال شخصیت ضد اجتماعی با اعمال ضد اجتماعی و جنایی مستمر مشخص می‌شود اما معادل جنایتکاری نیست بلکه فرد در مطابقت دادن خود با موازین اجتماعی ناتوان است

به دلیل تأثیر گسترده بر امنیت عمومی و سلامت اقتصادی جامعه بیشتر از سایر اختلالات شخصیت در مورد اختلال ضد اجتماعی تحقیق صورت گرفته است. میزان این اختلال در مردها 3 درصد و در زن‌ها یک درصد است شیوع این اختلال بیش از همه در نواحی فقیر نشین مشاهده می‌شود پسرهای مبتلا در مقایسه با دخترها از خانواده‌های پر جمعیت تری برخاسته‌اند. شروع اختلال قبل از 15 سالگی است و در بین زندانی‌ها میزان شیوع اختلال ممکن است تا 75 درصد نیز برسد. (کاپلان، سادوک،2003، ترجمه پورافکاری 1383(.

 تشخیص

هنگامی که الگوی بی اعتنایی و زیر پا نهادن حقوق دیگران که از 15 سالگی شروع می‌شود با سه مورد یا بیشتر از خصوصیات زیر همراه باشد اختلال ضد اجتماعی تشخیص داده می‌شود.

1- ناسازگاری با موازین اجتماعی

2- فریبکاری

3- رفتار تکانشی

4- تحریک پذیری و پرخاشگری

5- بی احتیاطی نسبت به ایمنی خود و دیگران

6- عدم احساس مسئولیت

7- فقدان پشیمانی

شخصیت‌های ضد اجتماعی معمولاً با ظاهر عادی حتی فریبنده و راضی کننده مشاهده می‌شوند، اما سوابق آن‌ها حاکی از اختلال عملکرد در بسیاری از زمینه‌های زندگی است دروغگویی فرار از مدرسه و منزل، دزدی، نزاع، سوء مصرف دارو و فعالیت‌های غیر قانونی، تجربیات معمول این بیماران است. این افراد در موقعیت‌هایی که افراد طبیعی اضطراب یا افسردگی نشان می‌دهند هیچ واکنشی نشان نمی‌دهند. تهدید به خودکشی به دلیل پرخاشگری نسبت به خود و یا به منظور اغفال دیگران وکسب منافع شخصی و اشتغال ذهنی با ناراحتی جسمانی که منشأ روانی دارد شایع است. این افراد در بازی گرفتن دیگران بسیار استادند و به راحتی می‌توانند دیگران را برای شرکت در طرح‌هایی که برای به دست آوردن پول و شهرت نزدیک‌ترین راه شمرده می‌شوند راغب سازند. طرح‌هایی که غالباً به خسارت مادی و شرمسازی اجتماعی یا هر دو منجر می‌شود بدرفتاری با همسر و فرزند از اتفاقات معمول در زندگی این بیماران است یکی از یافته‌های قابل ملاحظه فقدان پشیمانی برای اعمالی است که شخص انجام داده است، یعنی این بیماران به نظر می‌رسد فاقد وجدان هستند. اختلال شخصیت ضد اجتماعی زمینه‌های متعددی از زندگی شخص را شامل می‌شود و از این نظر با رفتار غیر قانونی تفاوت دارد. تشخیص اختلال شخصیت ضد اجتماعی در صورتی که عقب ماندگی ذهنی اسکیزوفرنی یا مانیا بتوانندآن را توجیه کنند گذاشته نمی‌شود. (کاپلان، سادوک،2003، ترجمه پورافکاری 1383(.

سیر و پیش آگهی

این اختلال سیر بدون پسرفت دارد و اوج شدت آن معمولاً در اواخر نوجوانی است. پیش آگهی متغیر است. گزارش‌هایی وجود دارد که از کاهش علایم با پیشرفت سن خبر می‌دهند. افسردگی و سوء مصرف دارو شایع است.

 آسیب شناسی

عوامل عضوی که مرتبط با اختلال شخصیت ضد اجتماعی گزارش شده‌اند عبارت‌اند از:

وجود کروموزم xyy، ضربان قلب پایین، تستوسترون پلاسما بالاتراز آستانه ، علایم ملایم نورولوژیکی، الگوهای الکتروانسفالوگرافی[41] کند، نقص توجه و مشکلات هماهنگی حرکتی و هماهنگی دست وچشم

از سوی دیگر به نظر می‌رسد عوامل فرهنگی، اجتماعی نیز دخیل باشند. سابقه سوء رفتار پدر یا ترک خانواده از جانب او و تنبیهات مکرر، خشم یا نادیده گرفتن والدین از این قبیل‌اند.

اختلال سلوک (نوعی اختلال رفتاری) یکی از علل این اختلال محسوب می‌شود. عوامل خطر ساز برای اختلال سلوک، جنس مذکر، وضعیت اجتماعی ،اقتصادی پایین، خلق و خوی دشوار در نوزادی، والدین ضد اجتماعی، استرس و زندگی در مکان‌های با وقوع جرائم بالا است.

این عوامل خطر ساز به نظر می‌رسد به وسیله طلاق و جدایی خانواده و طرد والدین تشدید می شود و احتمال شکل گیری اختلال شخصیت ضد اجتماعی را افزایش دهد. (کاپلان، سادوک،2003، ترجمه پورافکاری 1383(.

 روان درمانی فردی

درمان اختلال شخصیت ضد اجتماعی بسیار دشوار است. در حالی که درمان‌های متعددی پیشنهاد شده‌اند اما مطالعات کنترل شده کمی صورت گرفته است. روان درمانی فردی بهترین انتخاب است. هرچه مداخله زودتر صورت گیرد ،طی دوران کودکی و نوجوانی میزان موفقیت درمان بیشتر خواهد بود. عقیده کلی مبتنی بر این است که ،از رویکردهای بینش،مدار مانند رویکرد روانکاوی اجتناب شود در عوض از تقویت مثبت رویکرد مبتنی بر واقعیت، مداخلات عینی، کنترل خشم و دیگر تکنیک‌های شناختی ،رفتاری استفاده شود تمرکز اولیه درمان می‌تواند مبتنی بر رفتار پرخاشگرانه بیمار باشد(همان منبع).

در رویکرد شناختی، رفتاری از بیمار در مورد برانگیزاننده و تقویت کننده‌های چنین رفتارهایی سؤال می‌شود برای نمونه استفاده از پرخاشگری برای ایجاد امنیت خودشان یا به عنوان دفاعی در مقابل سایر احساساتشان یا آگاهی بیمار از مکانیسم دفاعی اولیه خود ،نقش اساسی در درمان دارد.

همچنین کمک به بیمار برای درک اینکه ، چگونه دیگران تحت تأثیر رفتارشان قرار می‌گیرند، نیز مفید واقع شده است. برای این افراد محدودیت‌هایی در ضمن مصاحبه و درمان باید در نظر گرفت .این بیماران اغلب درمانگر را تهدید یا درخواست پول و.. می‌کنند. (همان منبع).

 

 

 

[1]ego-syntonic

[2]antisocial

[3]Border line

[4]Histrionic

[5]Narcissistic

[6]avoidant

[7]dependent

[8]concordance

[9]MZ

[10]DZ

[11]temperament

[12]somatization

[13]Briquet’s syndrome

[14]DST

[15]impulsive

[16]MAO

[17] EMDR

[18]introversion

[19]Saccadic

[20]Neurotransmitters

[21]Phlegmatic

[22]5-HI AA

[23]rumination

[24]euphoria

[25]EEG

[26]slow – wave activity

[27]Psychoanalytic

[28]oral character

[29]Anal character

[30]Character armor

[31]ego-syntonic

[32]interjection

[33]object

[34]externalization

[35]ambulatory

[36]as-if personality

[37]WAIS

[38]Splitting

[39]Self-image

[40]dissociative

[41] EEG